۲۴
اسفند
۱۳۸۸

عماد بهاور

2 روز و 16 ساعت پیش

کلمه: مهندس عماد بهاور که از آغاز سال جاری سه بار توسط دستگاه های امنیتی بازداشت و بیش از ۵۰ روز را در سلولهای انفرادی محبوس شده است، امروز پس از مراجعه به دادگاه انقلاب برای چهارمین بازداشت شد…

عماد بهاور

یکشنبه بود دهم خرداد ۱۳۸۸، دوازده روز پیش از این وقایع تاریخی

قرار بود خاتمی آنلاین شود و گپی با اهالی آنلاین بزند. تا حالا مقامی در این سطح جامعه آنلاین را به رسمیت نشناخته بود (که البته این نیاز دوطرفه منتی نداشت). من هم به عنوان یک فعال این جامعه حاضر نبودم گزارش این واقعه را از دست بدهم ولی با اینکه لطف دوستان شامل حالم شده بود همچنان بر حفظ اصل مخفی ماندن هویت اصرار داشتم. برای همین به طور ناشناس سری به ستاد «اصلاح طلبان حامی میرحسین موسوی» در قیطریه زدم تا ببینم به عنوان یک «شهروند کجنکاو» چقدر می‌توانم پیش برم.

رفیقی همراهم بود و از سر خیابان زاغ آمدن خاتمی را برایم چوب می‌زد و من هم از پشت شمشادهای پیاده‌روی روبروی ساختمان معروف ستاد (مرکز فتنه سبزها!) چندتائی عکس به طور زنده با موبایل توییت کردم تا جنابشان تشریف آوردند (+ و +). از این اتاق به آن اتاق دوان دوانش شدم تا به در بسته استودیوی معروف خوردم در طبقه پنجم! (+) مجبور شدم در طبقات مختلف فضولی کنم تا فرصتی دوباره حاصل شود.

عماد بهاور

چندباری هم وسوسه شدم هویت را پیش دوستانی که برخلاف روابط گرم مجازیمان آنجا با بی‌رحمی هرچه تمامتر از جلوی در هلم می‌دادند با پس گردنی علنی کنم ولی شیطان رجیم را لعنت کردم و مزه کار را خراب نکردم. هوا رو به تاریکی گذاشت و دست از پا درازتر از ساختمان بیرون آمدم. ناگهان کسی داد زد «عماد اومد… عماد اومد».

عماد بهاور

گلنگدن دوربین را کشیدم و به دنبال «عماد» مورد نظر گشتم. پرایدی جلوی ساختمان توقف کرد و جوان محجوبی از سمت شاگرد آن پیاده شد. تعدادی هم از طبقات بالای ساختمان پله‌ها را چندتا چندتا می‌پریدند و از پشت پنجره هر پاگرد داد می‌زدند «عماد اومد… عماد اومد». پریدم جلوی عماد شناسائی شده و عقب عقب پله‌ها را به بهانه عکس گرفتن از صحنه‌های روبوسی بالا می‌رفتیم. ۴ تا فلش خالی می‌زدم و یک عکس می‌گرفتم. جمعیت عماد را حلوا حلوا می‌کردند تا هدایت شدیم به در بسته جدیدی که خاتمی بعد از برنامه در آنجا حضور پیدا کرده بود. اعوان و انصار پشت فیلتر در گیر کردند و آقای عکاس به همراه سوژه رفت داخل تا این گزارش تصویری را از خاتمی بگیرد.

گزارش تصویری از خاتمی

از آن روز «عماد بهاور» مسؤل شاخه جوانان نهضت آزادی ایران، سه بار دیگر دستگیر شد و از لحاظ  این «رفت و آمد» در سال پرحادثه ۸۸ رکورددار شد. بار دوم پس از انتخابات بود که ۴۶ روز در سلول انفرادی زیر فشار برای اقرار تلویزیونی گذشت. بار سوم در پی «احضار به دادگاه انقلاب برای ارائه آخرین دفاع» بازداشت شد و بار آخر همین شنبه گذشته برای اعتراض به آزار همسایگان محل سکونتش توسط مأموران وزارت اطلاعات!

ایران, سیاست, شخصینظر
۱۸
اسفند
۱۳۸۸

ملاباشی در بی بی سی فارسی

8 روز پیش

مدتی است که سایت بی بی فارسی از استانداردهای گذشته‌اش خارج شده. غلطهای املایی بسیار زیاد شده و تقریبا هیچ خبری نیست که اشتباه تایپی در آن نباشد.

استفاده از عکس «محمود دولت آبادی» به جای «عباس جعفری دولت آبادی» و یا عکس یکی از کاربران فعال اینترنت به جای روزنامه‌نگار زندانی اشتباهی است که از موثق‌ترین منبع فارسی زبان حال حاضر بسیار بعید بود.

محمود دولت آبادی

امروز در اخبار بی‌بی‌سی به خبری برخوردم که با خوندن تیتر گنگش لبخندی زدم و تحریک شدم متن خبر را هم بخوانم:

وزارت علوم ایران: ۴۰۰ دانشجوی اعزامی، به ایران بر نگشته اند

ولی با خواندن لیدش از دروغگوئی وقیحانه معاونت وزارت علوم خشمگین شدم:

وزارت علوم ایران اعلام کرد از ابتدای انقلاب تا کنون تنها ۴۰۰ نفر از دانشجویانی که برای تحصیل به کشورهای خارجی رفته بودند به ایران باز نگشته اند.

بلافاصله در پی منبع این دروغ با اعتماد به نفس گشتم و به ایلنا رسیدم:

معاون دانشجویی وزارت‌علوم، در باره وضعیت دانشجویانی که از بورس استفاده کرده و تاکنون به کشور بازنگشتند گفت:ما در سال‌های اخیر عددی که قابل بحث باشد را نداریم اما از ابتدای انقلاب تا امروز بیش از ۱۲ هزار نفر دانشجو از کشور خارج شده‌اند که از این میان تنها ۴۰۰ نفر بازنگشته‌اند که علت‌های زیادی را می‌توان برای این عدم برنگشتن مرتبط دانست اما در مقایسه با کشورهای دیگر عدد قابل ملاحظه‌ای نیست.

جا افتادن لغت «بورسیه» در تیتر انتخابی بی‌بی‌سی را می‌شد در ردیف بقیه سهل‌انگاریهای این روزهایش قرار داد و شاید قصدی بود برای قلقلک اذهان و تحریک خوانندگان به خواندن متن خبر ولی این جا افتادن در لید چنان خبر را عوض کرد که واکنش کاربران سایتهای مختلف اجتماعی را به حرفی داشت که «محمود ملاباشی» نزده بود!

همچین اشتباهی باعث خواهد شد هر شخصی (با کمترین میزان بدبینی) که از اصل خبر مطلع باشد این را یک شیطنت عمدی تصور کند که با سیاستهای معمول بی‌بی‌سی در این سالها سازگار نیست!

محمود ملاباشی البته خوانندگانی که مثل من به خواندن لید خبر اعتماد و بسنده کرده بودند و ادامه خبر رو مطالعه نکردند که متوجه شوند این ۴۰۰ نفر تنها آمار کسانی است که با هزینه دولت به تحصیل در خارج از کشور مشغولند می‌توانند همچنان از دروغگوئی وقیحانه جناب معاون خشمگین باشند که با فرض صحت آمار بالا هم ایشان در ادامه مدعی شدند که:

اعزام دانشجو به کشورهای انگلیس، آمریکا و کانادا ممنوع است چرا که رفتار بشردوستانه و دانشجومآبانه‌ای با دانشجویان ایران در این کشورها صورت نمی‌گیرد.

آمار دانشجویانی که با هزینه شخصی مشغول تحصیل در خارج از کشور هستند و اولویت اول انتخاب کسانی که قصد دارند در خارج از کشور به تحصیل بپردازند به اندازه کافی گویای اعتبار سخنان «ملاباشی» هست. آمار بازگشتشان و رفتار بشردوستانه و دانشجومآبانه جمهوری اسلامی با دانشجویانش بماند!

اینترنت, روزانه۲ نظر
۱۸
اسفند
۱۳۸۸

تلاش برای برابری حق خواهی و بی‌بندوباری اخلاقی ؟

8 روز پیش

توضیح مهم: مطلب زیر در مورد پستی بود که نویسنده به دلیل سوءاستفاده مخالفین برابری حقوق زن و مرد مجبور به حذف موقتی آن شده است.

گناهکار وبلاگستان خرق عادت کرده و در دورانی که قلمها و چشمها به سختی تحمل پاراگراف دارند بعد از مدتها متنی نوشته که بیشتر از ۴ کلمه داره.

گناهکارگناهکار در اینترنت از معدود شخصیتهائی است که برای هر کلیک، حرف (اجزای یک لغت!)، لایک و کامنت  و هر نفس آنلاینی که می‌کشه ارزش و اعتباری قائله و پشت هرکدومشون فکری کرده و بی‌حساب و کتاب خرجشون نمی‌کنه و همونقدر که ریزبین و مو از ماست بکش هست سخت هم به اخلاقیات پایبنده طوری که من فکر می‌کنم نگرانه که مبادا نفس کشیدنهای آفلاینش هم گناهی به درگاه الهی باشه :)

این باریک بینی باعث شده که من نتونم از گفتن نظر شخصیم در مورد نکته‌ای در مطلب اخیرش بگذرم چون هرکس دیگری بود می‌گفتم لغات رو دقیقا مطابق منظورش به کار نبرده. مخصوصا که این مطلبش هم مثل همیشه مورد استقبال دوستان خوش فکرم قرار گرفته.

در قسمتی از بند ۴  این مطلب با عنوان «تلاش برای برابری یا بی‌بندوباری اخلاقی» جملات زیر با تأکید روی لغاتی آورده شده:

افراد نمی‌تونن با قانون چندهمسری مخالفت کنن اما خودشون از اون طرف با ادعای فمینیست بودن٬ در کمتر از ۱۲ ساعت با چند نفر همبستر بشن٬ یا چند شریک جنسی داشته باشن. این دو نوع رفتار [چندهمسری و چند شریک جنسی داشتن] دو روی یک سکه هست و اگه مورد اول بد و واجب‌المخالفت‌ه٬ مورد دوم هم به‌همون اندازه نکوهیده‌ست.

نظر شخصی من بر اینه که مدعیان فمینیست با تعریفی که خود گناهکار از ویکی‌پدیا بیرون کشیده یعنی کسانی که به «حقوق زنان و برابری سیاسی، اجتماعی، و اقتصادی زن و مرد» باور دارند می‌تونند با قانون چندهمسری که قراره فقط از چند همسر داشتن یک جنس نسبت به جنس دیگر حمایت کنه مخالفت بکنند و در عین حال خودشون در کمتر از ۱۲ ساعت با چند نفر همبستر بشن، یا چند شریک جنسی داشته باشند.

حقوق زنانمخالفت با قانون چندهمسری چیزی جدای از مخالفت با خود چند همسری است. افراد مختلفی ممکنه موافق داشتن چند همسر یا مخالف اون باشند می‌تونند این آزادی رو حق بشر بدونند یا کار غیر اخلاقی بشمرند ولی در عین حال همگی با قانونی که قراره فقط از یک جنس در برابر جنس دیگه حمایت کنه مخالف باشند.

اینکه جلوی «دو نوع رفتار» داخل کروشه توضیح داده شده «چند همسری» و «چند شریک جنسی داشتن» که احتمالا اولی ناظر به یک جنس است و دومی جنس دیگر من قبول دارم که دو روی یک سکه هستند و اگر یکی نکوهیده باشه آن دیگری  هم هست ولی «قانون چند همسری» (یعنی چیزی که در سطر اول ذکر شده و در توضیح دو نوع رفتار قانونش جا افتاده» و «چند شریک جنسی داشتن» دو روی یک سکه نیستند و موازنه سیاسی اجتماعی و… یک جنس رو نسبت به دیگری برهم می‌زنه.

فارغ از مطلب باید بگم من در عین دفاع از این نوشته‌ام در مخالفت با تصویب قانون چندهمسری، داشتن ارتباط جنسی با چند نفر مختلف رو کار غیراخلاقی نمی‌دونم. چیزی که غیراخلاقی است فریب دادن انسانهاست برای ایجاد همچین شرایطی (مثلا به هرکدامشان گفته بشه که شما تنها کسی هستی که من این رابطه رو باهاش دارم) و معمولا این شرایط پیش نمیاد مگر با همین فریبکاری ذکر شده (مخصوصا در جامعه ما) و این باعث میشه که کل داشتن رابطه موازی غیراخلاقی محسوب بشه.

یعنی نظر شخصی من بر اینه که اگر  آدمهایی پیدا شدند که مشکلی نداشتند با اینکه همسرشون (مرد یا زن) با کسان دیگری رابطه مشابهی داشته باشه یا اصلا به هر دلیلی از این امر استقبال می‌کنند قانون نباید در کارشون دخالت کنه. قانون باید از هر دوجنس در برابر قراری که بین هم گذاشتند دفاع کنه. اگر شرط کردند که فقط با همدیگر باشند و سر قرارشون نموندند قانون متخلف رو در برابر خسارتهای احتمالی پاسخگو کنه و اگر قرار گذاشتند که فقط زن چند شوهر داشته باشه و مرد حق ارتباط با زن دیگری نداشته باشه هم قانون ضامن اجرایی این قرار بینشون باشه.

موازنه

حالا اگر دوباره بخوام برگردم به مطلب گناهکار باید بگم مثل خیلیهای دیگر من هم از زن سالاری که به اسم برابری زن و مرد تبلیغ میشه و اینکه زنانی فمینیسم رو سپر هر رفتاری می‌کنند آزرده‌ام ولی با این ناامیدی که خلاصه حرفهاش دونسته هم موافق نیستم. این حرف سنگینیه که «برخی» رو مترادف «اکثر» مدافعین برابری حقوق زن و مرد می‌کنه:

خلاصه این‌که با این وضع‌ه برخی از فمینیست‌های ایرانی٬ امید داشتن به برابری‌ه حقوق زن و مرد در ایران٬ وقتی این دوستان مدعی‌ش باشن٬ امیده بی‌خوده.

با «ه» های بدل از کسره‌اش هم موافق نیستم :)

اندیشه, جامعه, شخصینظر
صفحه 112345678910111213...