۵
۱
فروردین
۱۳۸۶

بهار 81

2 سال و 12 ماه پیش

5 سال گذشت.
آخرین لحظات آخرین شب اسفند…
قبل از آغاز بهار ۸۱…
تنها در خانه در حال تحویل سال…
و دقایقی پس از آن دوستان…

از آن شب به یاد ماندنی عزیز، ۵ سال گذشت و هر سال شب عید ۵ بار دکمه آیفون را با شنیدن همین اسم شب (بهار ۸۱) فشار دادم تا به امشب در پنجمین سال‌روز آن …
سال همین الان شروع شد و من لحظات را معکوس می‌شمارم …
به یاد طعمی که آن غافلگیری در «بهار ۸۱» داشت.

اگر نظری در این زمینه دارید٬ لطفاً آن را از طریق زیر درج کنید.
نوشته‌های این وبلاگ را می‌توانید از طریق خوراک آن دنبال کنید.

خودم اولین زنگو زدم ، برخلاف همه سالهای پیش ، اما …

اینم تقدیم به تو :

حادثه ی عزیز من تنها تو موندنی شدی
بین همه ترانه‌هام تنها تو خوندنی شدی
.
.
.

سلام، ببخشید میشه راجع به این “بهار ۸۱″ یه مقدار بیشتر توضیح بدید؟

خانم یا آقای F لطفا راجع به این مسئله (بهار ۸۱) زیاد کنجکاوی نکنید، با تشکر فراوان

توضیحات لازم قبلاً خدمتشون عرض شد.

با تشکر…

اگر نظری دارید بنویسید

(لازم)

(لازم ولی محفوظ)