۲
۲۳
مهر
۱۳۸۷

وب 2 ؟ وب 2000!

1 سال و 10 ماه پیش

دیروز یواشکانه اینجا بودم

نتیجه: برو کاسه کوزه‌ت رو جمع کن داداش!

وبلاگ واقعی به مفهوم اصیلش یعنی این، این، این، این، و…. (زوری که من سعی می‌کنم تو این بزنم)

علاف یعنی من که واسه هر کلمه‌ام وسواس الکی بخرج می‌دم، یعنی توئی که خوشمزه می‌کنی من رو! یعنی من که شیرت می‌دم، یعنی ما که خواننده‌مون خودمونیم! حالا دلت به سئوکاری‌ای خوش باشه که مشابه «هشتاد درصد»یش رو هم ندیده باش تابحال! که چی؟ که اگر روزی یکی از فضا اومد زمین رو کشف کنه، هرجای وب رو بگرده، با ماهی یک پست هم من و تو می‌یایم بالا.

وحید آنلاین

بوق نباشیم تو بوقیم، وقتی هنرپیشه نباشی، سلبریتی هیچ وادی نباشی،‌ دانشجوی دکترای مجرد نباشی، یا به دلار حقوق نمی‌گرفتی که واست غش و ضعف کنند، وقتی حتی فید نداشتی و روزی چند هزار نفر چندین بار در روز صفحه‌ات رو چک کردند نه واسه اینکه پستهائی رو بخوننند که برای هرکدومشون اندازه یک کتاب انرژی صرف میشه، نه واسه اینکه کوتاه‌نویسیهات مفیده نه واسه اینکه دیگ پسند و گوگلی می‌نویسی بلکه فقط واسه اینکه بدونند تو، خودت! دقیقا خود تو امروزت رو چطور گذروندی، روت بشه از لفظ «وبلاگ‌نویس» استفاده کنی.

Social-network

نویسنده‌هائی از جنس مردم برای مخاطب مردمی، (یعنی نه کسانی که بخاطر علاقه یا مهارت در استفاده از کامپیوتر وبلاگ‌نویس شدند و بعضی موقع حتی توهم رسالت سیاسی و اجتماعی هم برشون داشته و با یکبار رد شدن از جلوی کیوسک روزنامه فروشی تئوریهایی ارائه می‌دن که یک دپارتمان دانشگاهی بعد از چند سال تحقیق، روش نمی‌شه  بده!) حالا هی من رو خوشمزه بکن! هی من شیرت بدم!

آهای نخبگان عالم سیاست، دور تند رفتید مردم جا موندند! آهای اهالی وب۲

کش رو محکم کشیدید پاره شد، مخاطب آواره شد!

حالا هی خودتون رو جر بدین که معین یا کروبی! کی اصلا شما رو تحویل می‌گیره که سر رایش دعواتون میشه؟ مردم کیان؟ مخاطب کجاست؟

روز گذشتهجشنواره بلاگره‌ها ساعت سه صبح به وقت ایران یک عکسی گذاشته بودم اینجا، یکی که نمی‌دونستم اون هم مثل من نوشته‌های صاحب عکس رو می‌خونه ذوق زده تشکر می‌کنه که وای وحید تولدت مبارک ولی بهترین هدیه رو تو به من دادی با این عکس! از ترس اهمیت بالائی که یهو بنظرم رسوند در مورد اون عکس، سریع برش داشتم که یکبار دیگه هم اجازه انتشارش رو بگیرم. این بار یک خانم ایمیل زد:«که اون عکسی که می‌گن اینجا بود کو؟! من می‌خواااااامش قول می‌دم به کس دیگه‌ای ندم! نامرد همه دوسش دارند چرا برش داشتی!» در بازه زمانی یک ساعت فقط!‍ اونم سه تا چهار صبح!

ابربانوان وبلاگستان به اون پست لینک دادند، بازدیدش از وبلاگ اصلیم هم بیشتر شد! طوری که اگر همینجوری پیش بره می‌ترسم آمارگیر از تعجب سکته کنه! تصور کن اونها هم اگر کامپیوتر بلدی وبلاگنویسشون کرده بود و به جنبه‌های فنی اجتماعی وبلاگ‌نویسی توجهی نشون می‌دادند یا قسمتی از نیازی که وبلاگنویسشون کرده بود اینجاها ارضاء می‌شد…. زیر پای لشگر طرفدارانشون کی ما رو می‌دید! له می‌شدیم!

جمعش کن داداش که حکومت دست بانوانه!

مطالب مرتبط دیگر:

اگر نظری در این زمینه دارید٬ لطفاً آن را از طریق زیر درج کنید.
نوشته‌های این وبلاگ را می‌توانید از طریق خوراک آن دنبال کنید.

به شدت این رو قبول دارم آقا وحید

وحید یک نکته اساسی رو فراموش کردی. بسیاری از افراد فضای شیر کردن و شیر خوندن، مطالب وبلاگ رو نمی خونند، براوز می کنند، یعنی بهش سرسرکی نگاه می کنند، یک جمله از سرش، یک جمله از تهش. خوانندگانی که هنوز نمی دونند فید چیه و برای چک کردن آپدیت شدن یک وبلاگ روزی ۱۰ بار بهش سر می زنند، جایی می رند که مطلبش رو بخونند، کامل، کامله کامل. افراد فضای شیر و فریند فید و … بحث کننده های خوبی هستند، اما خوانندگان خوبی نیستند.

اگر نظری دارید بنویسید

(لازم)

(لازم ولی محفوظ)