«وبلاگ‌نویسی»، صنف؟ صفت؟ سِمَت؟

مصاحبه با وبلاگنویسان
نظر وبلاگنویسان در مورد …
وبلاگنویسان فجایع غزه را محکوم کردند.
انجمن وبلاگنویسان مسلمان
مجمع وبلاگنویسان شاخدار
بیانیه بانوان وبلاگ‌نویس…

آیا جملات بالا با جملات زیر تفاوت ماهوی دارند؟

مصاحبه با شناسنامه‌داران
نظر کفش‌پوشان در مورد …
پاسپورت‌داران فجایع غزه را محکوم کردند.
انجمن کسانی که تا به حال یک کتاب خوانده‌اند.
مجمع از جلوی روزنامه فروشی رد شوندگان….
بیانیه روی بینی جوش‌داران در مورد…

وقتی با عنوان طلافروشان، کفاشان، بزازان و … مصاحبه می‌شود که موضوع مورد بحث صنفی باشد. در مورد وبلاگ‌نویسی چه چیزی جز ابزار کار (نرم‌افزارها و سخت افزارهای مورد نیاز) می‌تواند فصل مشترک وبلاگنویسان باشد؟ با «پاسپورت‌داران» یا «کفش‌پوشان» با این عنوان در مورد هلوکاست مصاحبه نمی‌کنند که با مقام عظمای «وبلاگ‌نویس» می‌کنند.

وبلاگ نویسی

وقتی پرخواننده‌ترین و البته غنی‌ترین وبلاگهای ایران و جهان سیاسی نیستند، عبارت «وبلاگ‌نویس» در جامعه ما چرا یک بار معنائی خاص پیدا کرده؟ به تعداد آدمهای روی زمین نوع وبلاگ هست برای نوشته شدن: روزمره، علمی، گل‌واژه، ترجمه، خاطرات، موسیقی، شعر، عکس، دانلود، اجتماعی، سیاسی، عوام زده، کپی از بالاترین و دیگ، مخلوط، مخصوص…

چطور با یک لغت می‌شود فلان وبلاگ که هر مقاله‌اش حاصل کلی زمان و انرژی است را گذاشت کنار یک شعرکپی کن و حادثه تروریستی هند را از زبانشان محکوم کرد؟

فجایع غزه را با عنوان «یک آدم» باید مصاحبه و محکوم کرد نه یک «وبلاگ‌نویس».