آذر
۱۳۸۷
«وبلاگنویسی»، صنف؟ صفت؟ سِمَت؟
مصاحبه با وبلاگنویسان
نظر وبلاگنویسان در مورد …
وبلاگنویسان فجایع غزه را محکوم کردند.
انجمن وبلاگنویسان مسلمان
مجمع وبلاگنویسان شاخدار
بیانیه بانوان وبلاگنویس…
آیا جملات بالا با جملات زیر تفاوت ماهوی دارند؟
مصاحبه با شناسنامهداران
نظر کفشپوشان در مورد …
پاسپورتداران فجایع غزه را محکوم کردند.
انجمن کسانی که تا به حال یک کتاب خواندهاند.
مجمع از جلوی روزنامه فروشی رد شوندگان….
بیانیه روی بینی جوشداران در مورد…
وقتی با عنوان طلافروشان، کفاشان، بزازان و … مصاحبه میشود که موضوع مورد بحث صنفی باشد. در مورد وبلاگنویسی چه چیزی جز ابزار کار (نرمافزارها و سخت افزارهای مورد نیاز) میتواند فصل مشترک وبلاگنویسان باشد؟ با «پاسپورتداران» یا «کفشپوشان» با این عنوان در مورد هلوکاست مصاحبه نمیکنند که با مقام عظمای «وبلاگنویس» میکنند.
وقتی پرخوانندهترین و البته غنیترین وبلاگهای ایران و جهان سیاسی نیستند، عبارت «وبلاگنویس» در جامعه ما چرا یک بار معنائی خاص پیدا کرده؟ به تعداد آدمهای روی زمین نوع وبلاگ هست برای نوشته شدن: روزمره، علمی، گلواژه، ترجمه، خاطرات، موسیقی، شعر، عکس، دانلود، اجتماعی، سیاسی، عوام زده، کپی از بالاترین و دیگ، مخلوط، مخصوص…
چطور با یک لغت میشود فلان وبلاگ که هر مقالهاش حاصل کلی زمان و انرژی است را گذاشت کنار یک شعرکپی کن و حادثه تروریستی هند را از زبانشان محکوم کرد؟
فجایع غزه را با عنوان «یک آدم» باید مصاحبه و محکوم کرد نه یک «وبلاگنویس».
اگر نظری در این زمینه دارید٬ لطفاً آن را از طریق زیر درج کنید.
نوشتههای این وبلاگ را میتوانید از طریق خوراک آن دنبال کنید.
از این دوتا:
مجمع وبلاگنویسان شاخدار
و
بیانیه روی بینی جوشداران در مورد…
خیلی خندیدم…
اما باور کن توی اروپا و آمریکای شمالی برای هر چیز کوچک مشترکی انجمن خودیاری هست مثلن انجمن کسانی که سگشان افسرده است…
وحید:
ببینید، انجمن در مورد هر چیزی و با هر تعدادی خیلی هم مفیده
ولی اگر با کسی در مورد بحران اقتصادی مصاحبه میکنند بخاطر این نیست که عضو انجمن صاحبان سگهای افسرده است.
اگه یک وبلاگ نویس آمد فجایع غزه را محکوم کرد دلیل این نیست که از آن دسته وبلاگ نویس هاست که کپی ستی باشه باید به آن وبلاگ نویس هم به دید یه وبلاگ نویس خوب نگاه کرد نمیشه همه را از آن دست وبلاگ نویسها دید که فقط کپی کاری می کنن یک وبلاگ نویس هم میتواند نظر خودش را بدهد هم مینواند فقط خاطره نویسی کند هم میتواند هر چی می خواد بنویسد وبلاگ نویسی یک صنف نیست تو هر صنف یک کار مشترک وجود دارد صنف طلا فروشان طلا ومشتقات طلا را می فروشن دیگه سبزی نمیفروشن اما وبلاگ نویس این طور نیست هر چی می خواد می نویسد باید به وبلاگ نویسی به دید یک سمت و صفت نگاه کرد
دلیل این که توی جامعهی ما وبلاگنویسی از نظر عامه مترادفه با سیاسی نویسی، اینه که چندین و چند وبلاگنویس رو که سیاسی مینوشتن گرفتن و هی توی اخبار مختلف منتشر شده و خبرش به همه، حتا اونایی که اهل اینترنت نیستن رسیده، همین چند شب پیش وقتی ازجشن پرشین بلاگ برگشتم، مامانم ازم پرسید، مگه توی وبلاگنویسی بگیر و ببند نیست؟ خب این برداشت مال افراد غیر مطلعه.
در مورد باقیِ افراد جامعه قضیه اینه که بله، وبلاگ نوشتن یک جور حرکت روشنفکرانه محسوب میشه، حالا حتا اگه توش ماجراهای عمهکتی و گربهش رو نوشته باشند.


![زیر خط وحید [ وحیدانه ]](/images/sidebar/vahidaneh.png)
![نیم خط وحید [ انعکاس ]](/images/sidebar/links.png)
![پاره خط وحید [ وحیدیسم ]](/images/sidebar/vahidism.png)







۲۵م آذر ۱۳۸۷ ساعت ۲:۰۶ ب.ظ
با پستتون موافقم ولی شاید دلیلش این باشه که وبلاگ نویسی رو یک امر روشنفکرانه به شمار می آرن (شاید) و وبلاگنویسان رو طبعا روشنفکر و زبده ، که این گونه می نویسند درباره شون .
به هر حال موافقم با استدلالتون .
مرسی .