میگن از وقتی که پیامبر اسلام از مکه به مدینه مهاجرت کرده خورشید ۱۳۸۷ بار کامل به دور زمین چرخیده و امروز دور هزار سیصد و هشتاد و هشتمش رو شروع میکنه.
طی این سالها (و البته سالیان قبلش) به دلایل زیادی انسانهای زیادتری به مرگ غیر طبیعی از دنیا رفتند.
خیلیهاشون بخاطر اینکه عقایدشون خوشایند عدهای نبود از دنیا رفته شدند.
خیلیهاشون هم بخاطر اینکه این عقاید متفاوت رو در رسانهشون بازتاب دادند از دنیا رونده شدند.
ولی در این عصر، در این زمونه، در این هفته کسی از دنیا رفت که رسانهاش مثل من وبلاگ بود و البته دلیل مرگش.
نمیشناختمش
هنوز هم نمیشناسمش
یعقوب میرنهاد رو هم نمیشناختم ولی اگر در مورد اون میگفتند که به دلایل دیگهای مجرمه و مجرمیه که وبلاگنویس هم هست و نباید اینطور وانمود بشه که یک وبلاگنویس بر سر دار رفته ( و من واقعا در جایگاهی نبودم که واقعیت رو بدونم و موضعی بگیرم) «امید رضا میر صیافی» به ادعای زندانبانش فقط بخاطر وبلاگنویسی در حبس بوده.
هنوز دو ماه و نیم از دو سال و نیم محکومیتش رو نگذرونده بود ولی بخاطر چیزی که توهین به شخصیت دو تا و نصفی آدم خونده شده امروز دیگه زنده نیست.
من نمیشناختمش که بخوام از عقایدش دفاع کنم. ولی مگر همه شهدای جنگ رو میشناسیم؟ اصلا مگر همشون یکجور فکر میکردند و مرید یک رهبر بودند و به یک ساختار سیاسی معتقد بودند که برای همشون احترام قائلیم؟ مگر سردار شهید «محمود کریمی» که چند سال پیش بخاطر عوارض به جای مانده از سالهای جنگ از دنیا رفت و به قول قالیباف کلی از فرماندهان سپاه هنوز از طرفداران و متأثرانش محسوب میشن در همین نظام بخاطر تقلید از آیت الله منتظری به زندان نیفتاد؟
من نمیدونم امید رضا سلطنت طلب بود یا چی ولی این رو میدونم که مثل من وبلاگ مینوشت و الیته این رو هم میدونم که اگر وبلاگ نمینوشت الآن زنده بود.
خودکشی توجیهی است که همیشه بعد از اینطور مرگها اعلام میشه! گرچه خانوادش حتی احتمال این قضیه رو هم به شدت تکذیب کردند ولی فرض کنیم برای رسوندن پیامش و جلب توجه ما حتی حاضر شده از جانش بگذره. زنده نگه داشتن اسم و یادش در این روزها که همه سرمون به شدت گرم هست در برابر بهای سنگینی که پرداخته تنها کاریه که میشه کرد. کاری که قطعا به مذاق خیلیها خوش نخواهد آمد. کسانی که با انگیزههای غیر انسانی ماهها برای هزار بیگناه کشته شده در غزه مرثیه سرودند و تحصن کردند و چه و چه… ولی در برابر کشتار سیصد برابر این تعداد و حمایت از قاتلش دم نزدند (و البته بزودی از حجم پرداختن به امیدرضا میرصیافی هم خواهند نالید که بسه دیگه حالا مگه چی شده!)
با سرعت و توانائیهائی که عموفیلترباف از خودش نشون داده بود انتظار داشتم تا سال جدید عدد وسط اکانتم در فرندفید دو رقمی بشه ولی روی هفت باقی مونده. بعید میدونم در این مدت از لحاظ عقیدتی متحول شده باشه و سیاستهای جدیدی اتخاذ کرده باشه پس احتمالا کوتاهی از من بوده و فعالیتم مثل سابق مفید نبوده که مورد لطفش قرار نگرفتم. برای اینکه تلنگری به خودم زده باشم در سال ۸۸ خودم عدد وسط اسمم رو ۸ میکنم تا اگر باز هم کسی پرسید که این عدد نشانگر چیه بگم همهاش تعداد ترورهای مجازی خودم بود جز یکیش که به یاد وبلاگنویسی بود که در دنیای حقیقی ترور شد!
