جامعه‌ای متشکل از خلافکاران پیش فرض

در خبرها آمده بود که:

به گفته احمد روزبهانی رئیس پلیس مبارزه با مفاسد اجتماعی، برخورد با افرادی که «اقدام به انتشار مضامین بد و ممنوع» می کنند در برنامه جدید ناجا قرار گرفته است. … اما سردار روزبهانی حاضر نشد مصادیق «مضامین بد و ممنوع» را برشمرد و گفت این امر نیاز به طی تشریفات اداری دارد.

اصولا یکی از شاخصه‌های پیشرفت جوامع (علاوه بر کیلومتر راه‌های آسفالت شده) میزان شفافیت قوانین و تفکیک‌پذیری نهادهای مرتبط با آن (قانونگذاران و مجریان) است. عبارات کلی در قوانین جوامع غیر شبه مردم سالار (!) اگر به قصد سوءاستفاده هم قرار داده نشوند، پتانسیل بالائی برای این کار دارند. مثلا وقتی مجری قانون که با معیارهائی غیر از صلاحیت تفسیر به این مقام نائل شده خصومتی با کسی پیدا کند خیلی راحت می‌تواند هر شهروندی را به جرم «اقدام علیه امنیت ملی» یا «اقدام به انتشار مضامین بد و ممنوع» متهم کند. در این جوامع فرق بین نامزدهای انتخابات و معیار مردم برای رای دادن محدود می‌شود به میزان جوانمردی و یا مردم آزاریشان در تفسیر قوانین. (گویا اصلاحات نام رویایی و غلو شده آن است)

مشترک گرامی

«مضامین بد و ممنوع»ی که حاضر به شمردن مصادیقش نمی‌شوند شاید از نگاهی آن محتوای بالای هجده سالی باشد که اکثریت مردم از پرداختن به آن در ملاء عام کراهت دارند (یا لااقل اینطور وانمود می‌کنند) و  از نگاه دیگری هر آنچه که مجری قانون را خوش نآید. با مشخص نبودن مصادیق «مضامین بد و ممنوع» شاید کسی گمان می‌کند که وبلاگنویسیش در راستای اثبات تحقق جامعه چند صدائی و تضارب آرا در جمهوری اسلامی است ولی خودش هم نداند که مثل سایتهای هرزه‌نگاری در حال جرم است.

نمونه‌ای از مردم خلافکار

خاطره‌ای مرتبط:

در زمان ریاست جمهوری خاتمی دوستی داشتم (دارم) که می‌گفت دیگر حرف حساب منتقدان چیست؟ هر طور که می‌خواهند می‌پوشند، کسی از آنان نمی‌پرسد که این برادر/خواهر چه نسبتی با شما دارد و برای تهیه نوشیدنی‌های دلخواهشان کافی است تا سر کوچه بروند. این همه خاتمی خاتمی کردند و خودشان رای دادند و برایش رای جمع کردند حالا باز هم طلبکارند؟

آن موقع به آن دوست گفتم پس امان از دست تو وقتی که جامعه تبدیل به چین کمونیستی یا ژاپن اسلامی شود که انگار وقتی دست به دهان رسید و مشکلات شکمی نداشتیم و در زندگی از رفاه نسبی برخوردار شدیم قرار نیست دغدغه دیگری داشته باشیم و فرقی نمی‌کند برایمان که حکومت جمهوری باشد یا سلطنتی  دیکتاتوری … انگار دیگر کسی نباید از خودش بپرسد که مگر خون فلانی از من رنگین تر است که او پادشاه باشد و من نباشم؟

نگاه متفاوت خاتمی
نگاه متفاوت خاتمی را بزرگ ببینید

آن موقع گفتم که : «اگر کسی «دهانت را نمی‌بوید» منتش بر سرت هست که این آزادی حق تو نیست بلکه قانون در موردت اجرا نمی‌شود. اگر نه با فاصله‌ای که قوانین اسمی فعلی از زندگی رسمی مردم دارد همه به طور پیش فرض خلافکاریم کافی است با یکی از مفسران مجری نما مشکلی پیدا کنی یا یکیشان به هردلیلی از تو خوشش نیاید که آن وقت از لباسی که می‌پوشی و موسیقی که می‌گوشی گرفته تا حتی نفسی که می‌کشی هم طبق استناد به بندی از این قوانین کلی جرم محسوب شود» و با عوض شدن مجریان وقت قانون (دولت) با کسانی که نگاهشان به زندگی متفاوت‌تر است، به این حرف رسید.

و من از این بیم دارم که «رسیدن به این حرف» موجب دور باطلی گردد که…

دیدگاه بسته شده است