خدا یا خرما مگر خودمان انتخاب نکرده‌ایم؟

شکایت تحریمهای اینترنتی را باید از کی به کجا برد؟

یا ما (بیش از ۹۸ درصد ما!) طرفدار نظام مقدس جمهوری اسلامی هستیم یا با اعتراضمان به تحریمها می‌گوئیم که اینطور نیست و اسیر دست اقلیتی هستیم که نماینده ما نیستند.

یا معتقدیم که نیازی به دنیا نداریم و خودمان نانو تکنولوژی را مثل سیب زمینی می‌کاریم و برداشت می‌کنیم یا مدعی هستیم که آنانکه پرچمتان را آتش می‌زنند و مرگ بر شما می‌گویند ما نیستیم و عده بسیاری کمی هستند که قدرت و رسانه را در اختیار دارند پس لطفا علم و امکانات اینترنتی‌تان را از ما دریغ نکنید!

جمع این دو چطور ممکن است؟ یعنی چطور می‌شود که ما دشمنی کنیم (به حق یا ناحق) ولی خودمان را محق دوستی بدانیم؟

دسترسی ممنوع

اصلا اینطور نگاه کنیم که عده‌ای جنایتکار سعی می‌کنند که ما را مجبور کنند در جرمشان شریک باشیم و گیلاسهایمان را از خون مستضعفان عالم پر کنیم و با شادی سربکشیم ولی از آنجائی که ما اساسا خیلی کارمان درست است و اهل جنایت و این حرفها نیستیم زیر بار این ننگ نمی‌رویم، یعنی حتی اگر خورشید را در دست راستمان بگذارند و ماه را در بسته پیشنهادی فرو کنند باز هم گیلاسهایشان را از ادرار پر می‌کنیم. سؤال این جاست که با این دنیابینی (مناسبات و روابط) استفاده از علم و  امکاناتشان را هم «حق» خود می‌دانیم یا قبول داریم که با افتخار (یا حتی ناراحتی) نباید توقعی هم داشته باشیم؟

بدیهی است اینکه بخاطر گفتن حقیقت، رفاهی را از دست بدهیم جای ناراحتی دارد و منظور این نیست حالا که خربزه را خوردیم باید از لرزش هم خوشحال باشیم (البته بعضی‌ها معتقدند سراسر خیر است و برکت و خودکفائی) ولی ناراحت بودن هم با طلبکار «حق» بودن فرق می‌کند. تعجب از کسانی است که هیچ فرصت با ربط و بی‌ربطی را برای دشمنی کردن (افشای آدمهای بد دنیا) از دست نمی‌دهند، افتخار می‌کنند که «مرگ بر» از دهانشان نمی‌افتد و در عین حال که می‌گویند شما باید بمیرید این را هم می‌گویند هنوز که نمردید پس تا وقتی که زنده هستید یاهو و گوگل و فیس‌بوکتان وظیفه دارد به ما لطف کند و سرویس علمی و اینترنتی بدهد و اگر ندهد شما حقوق بشر را رعایت نکرده‌اید. یعنی مای بشر «حق» داریم از این سرویسها استفاده کنیم ولی با جهان بینی، دموکراسی، امنیت سرمایه‌داری و سرمایه‌گذاری، مراکز تفریحی، بودجه تحقیقاتی و همه عواملی که بستر بالندگی و شکوفائی این علم و امکانات  شده دشمنی کنیم و معتقد باشیم که این جوامع فاسد باید اصلاح یا نابود شوند.

فیس بوک

طوری محق که انگار خودمان نخواسته‌ایم که بخاطر چیزی که عزت و شرف و استقلال و …خوانده می‌شود ازشان محروم شویم. انگار ما انسانهای فداکار خودمان رئیس جمهوری را انتخاب نکرده‌ایم که به قیمت از دست دادن رفاهمان اعتقاداتمان را از تریبونهای جهانی اعلام کند. چگونه می‌شود به تحریمها معترض بود که در عین حال معنای مخالفت با مواضع جمهوری اسلامی یا منش و گویش این دولتش نداشته باشد. انگار که این تحریمها واکنشی نیست به رفتار پرافتخار ضدامپریالیستی.

بدیهی است که اگر می‌آمدند زمینهایمان را شخم می‌زدند و سیب‌زمینی‌هایمان را می‌بردند قضیه فرق داشت ولی اگر در همین حد هم بهشان حق نمی‌دهید که فقط اجازه استفاده از امکاناتشان را دریغ کنند (تا مصرف نکنیم و باد معده حاصلش را هم توی صورت خودشان پس بزنیم) نظرتان در مورد اینکه اگر روزی فقط یک کشور با ما دشمنی کرد برویم تنگه هرمز را ببندیم تا با جلوگیری از تردد نفتکشهای دیگر کشورها کل دنیا را وارد بحرانی اقتصادی کنیم چیست؟

اینکه مناسبات دنیا با ما بالا و پائین می‌شود نشانه دمدمی‌مزاجی هماهنگ بقیه دنیاست یا تفاوت رئیس‌جمهورهائی که در دوره‌های مختلف داشته‌ایم؟

3 thoughts on “خدا یا خرما مگر خودمان انتخاب نکرده‌ایم؟

  1. در واقع نظری ندارم به جز کمی درد دل با شما!! هر چه گفتید را قبول دارم.

    یادم می‏آید که در انجمن برنامه‏نویس (http://barnamenevis.org/forum/index.php)بحثی راه انداختن برای بدست آوردن مرور گر جدید گوگل (که دریافتش برای ایران قانونی نیست). هک کردن و دریافت از سایتهای دیگر از نمونه راه حل‏ها بود. من به این مسئله اعتراض کردم و البته اکثریت مخالف من بودن. حتی در یک ایمیل خصوصی به من فحش هم دادند. گوگل بیشتر سرویس‏های مهم خود را برای ما باز گذاشته و حالا که یکی دوتای آنها را بسته به ما بر می‏خورد و فکر میکنیم که باید مثل همیشه آنها را دور بزنیم. بچه نیستم، ولی واقعا دلم شکست. آخه همه آنها برنامه‏نویس هستند. آنها بهتر از هر کسی قوانین کپی رایت و ممنوع بودن را می‏فهمند. سایت هم سایت هرکرها نیست. سایت رسمی برای فعالیت برنامه‏نویس‏ها است. مدیران سایت در بخش قوانین مسئله کپی رایت را قرار دادند، اما از نظارت خبری نیست. واقعا ما عادت کردیم که قوانین را بشکنیم، دزدی (نرم‏افزار) کنیم، قدر نشناس باشیم، پرو باشیم، طلبکار باشیم و هزار رفتار بد دیگر. . .
    “”من مثل آنها نیستم”” . . .

    ممنون که درد دل من را می‏خوانید. . .