Archive for آبان ۱۹م, ۱۳۸۸

خط می‌کشم رو دیوار… ۱۰۰

ـ کاری نداره فقط محکم زین رو بچسب…
- من زین رو چسبیدم ولی زین به اسب نچسبیده…
داره می‌چرخه یدالله… دارم می‌خورم زمین…

- درد داری؟ سرت که به جایی نخورد؟
- نه ولی این سنگها کمرم رو سوراخ کرد.
اگر اون بالا بودیم چی می‌شد یدالله؟
- زین رو سفت می‌کنم تو هم اگر صاف بشینی نمی‌خوری زمین. عجله [...]