خط می‌کشم رو دیوار… ۲۰۰

صد روز دیگر نیز از آن شب گذشت.

دویست روز است که در ایران نیستم.

دویست روز داخل مرزی بسیار متفاوت از سرحدات غربیش.

اربیل در عراق دیگر کم از لس آنجلس ندارد اینجا ولی کردستانی دیگر است!

منطقه‌ای نظامی و مذهبی، متفاوت با هر آنچه که از کردها و ترکهای دیگر تصویر شده.

فقط یک جنس از انسانها در کوچه‌ها و معابر عمومی مشاهده می‌شود.

ترکمردان سربازان ارتشند و کردمردان مذهبیان متعصب.

شبها صفیر گلوله است و روزها رد خون روی برف.

سوخت زغال است و وسیله نقلیه گاری.

دریچه‌های اتاق اما رو به ایران…

خورشید از کشور من در این سرزمین طلوع می‌کند:

ترکیه

ترکیه

ترکیه

ترکیه

ترکیه

ترکیه