اکنون در حالی که ۴۸ ساعت به زمان پیش بینی شده برای راهپیمایی باقی نمانده است با عنایت به گزارش نمایندگان احزاب اصلاح طلب و نیز جهت حفظ جان و مال مردم اعلام می داریم راهپیمایی پیش بینی شده برگزار نخواهد شد. بدیهی است با سابقه سیاه یک سال گذشته در سرکوب معترضانی که تنها جرمشان طلب نمودن رأی خود به شیوه ی مسالمت آمیز بود و همچنین اخبار رسیده از سازماندهی مجدد افراطیون و سرکوبگران در جهت یورش به مردم بی دفاع و مظلوم، از مردم و معترضان می خواهیم خواسته و مطالبات به حق خود را از مجاری کم هزینه تر و موثرتری دنبال کنند.
بخشی از بیانیه مشترک کروبی و موسوی در ۲۰ خرداد
نزدیکی روزهای مناسبتی در نیمه دوم سال گذشته باعث تازه نگاه داشتن زخم دمل چرکینی بود که نیشترش را ۲۲ خرداد زدند ولی واقعیتی که نباید از آن غافل شد این است که سرکوب وحشیانه و کشتار معترضان به تدریج امکان حضور خانوادگی در خیابان را از مردم سلب کرده بود. همان چیزی که رسانههای حکومتی با حجم سنگین دروغپردازی سعی میکنند آن را ریزش نیروهای سبز جلوه دهند و با آن زخم را بخیه بزنند.
سبزها برای حضور در خیابان و راهپیمایی سکوت یک دلیل داشتند آن هم به رخ کشیدن بیشمار بودنشان بود. چیزی که بدون مجوز و امکان حضور خانوادهها مسلما حاصل نمیشد و محدود میشد به حضور جوانان نترسی که پرپر شدنشان دیده میشد نه تعدادشان.
بعضیها بدون توجه به واقعیت و امکانسنجی چنان از این بیانیه خرده میگیرند که گویی نامهای به غول چراغ جادو بوده و فرصت برآورده کردن آرزوهایشان برباد رفته. گویی خواستشان برای به خیابان رفتن بقیه دلیل دیگری داشته یا در خوشبیانهترین حالت گمان میکردند میلیونها نفر قرار بوده به جنگ خیابانی بروند و قطعا پیروز هم بیرون بیایند و این بیانیه مانع درهم پیچیدهشدن طومار جمهوری اسلامی شده!
گاهی فراموشمان میشود که وجه اشتراک مخالفین وضعیت فعلی (سبزها) که باعث اکثریت بودنشان در جامعه شده، «نخواستن چیزی است نه خواستن چیزی»!
بعضیها ولی فقیه دیگری میخواهند، بعضیها پادشاهی دیگر و بعضی دیگر جمهوری ایرانی… ولی همگی از موسوی و کروبی انتظار حمایت دارند! بسیاری از کسانی که خواستههایشان فرسنگها با این دو جمهوریاسلامیخواه فاصله دارد، رأی داده و نداده گرد این دو آمدند و توقع برآورده کردن آرزوهایشان را هم از بیانیههای این دو دارند. چرا؟ چرا از آنها که رسانه فراگیر هم دارند همچین توقعی نیست؟ جز این است که آنها آرزوهایشان را به عنوان تحلیل به خورد مردم دادهاند که فردا فلان میشود و فلان میشود و… پی در پی هم غلط از آب درآمده؟ محوریت موسوی و کروبی در این حلقه سبز جز بهخاطر قدرت تأثیرگذاریشان است بر جامعه؟ این توقع جز به خاطر داشتن عظیمترین پایگاه مردمی است؟
آنان که خرده میگیرند گمان میکنند مسؤلیت بیانیه صادر کردن با داشتن همچین قدرت تأثیرگذاری مثل پست بینام و نشان لینک کردن دون کیشوتهای شبکههای اینترنتی است که «من تازه از زیر شکنجه دراومدم ولی فردا بازهم میرم شما هم بیایید…» آنان که از لفظ «جا زدن» در واکنش به بیانیه اخیر استفاده میکنند گمان میکنند که جو جامعه را از فیسبوک و بالاترین و… رصد کردهاند ولی بیانیهدهندگان بیحساب و کتاب نهی از برگزاری راهپیمایی کردهاند؟
***
واقعیت این است که کسب حقوق بدیهی انسان، حقوق مساوی زنان، حقوق شهروندی همجنسگرایان و… در جامعه ما قبل از رفع هر مانع سیاسی نیاز به حل مشکل فرهنگی دارد.
واقعیت این است که هنوز بسیاری از «دادخواست»ها از جمله ماجرای قتل عام دهه ۶۰ را مردمی نکردیم که بعضیها «دادگاه»ش را تشکیل دادهاند.
واقعیت این است که این دغدغههای به حق هنوز خواست عمومی آن پایگاه مردمی عظیم مخالف وضعیت فعلی هم نیست چه رسد غیرمعترضان بیخبر و اکثریت خاموشی که جمهوری اسلامی آمار آنها را به عنوان طرفدار مصادره میکند!
یکی از بزرگترین موهبتهای زندگی شخصی و شغلیم در ایران ارتباط با چند قشر مختلف فرهنگی و جغرافیایی بود.
اگر عدهای از رأی من به دکتر معین تعجب میکردند چون گمان میکردند حتی نماز نمیخواند،
اگر بسیاری به احمدینژاد رأی ضدنظام دادند چون هاشمی را مترادف نظام میدانستند،
اگر رسانههای حکومتی انگ ضداسلام به موسوی و خاتمی و… میزنند،
اگر هنوز برای رد کردن کسی انگ خارجنشین به او میزنند،
اگر…
اینها یعنی فراموش نکنیم که هنوز قشری عظیم در ایران هستند که این خوراکهای رسانهای برای آنها پخته میشود و این دروغهایی که به اسم مستند از سیمای جمهوری اسلامی پخش میشود مخاطبی دارد! هنوز قشر عظیمی هستند که به حفظ پسوندهای اسلامی در ظاهر امور بسیار بیشتر از عمل کردن به آن اصرار دارند و هنوز این انگها برای منفورشدن در آن جامعه کارگر است!
آینده همانقدر روشن است که دیروز امروز را میدیدید. هر سدی که جلوی رود جریان اطلاع رسانی زده شود ممکن سرعت آن را کند کند ولی بالاخره لبریز خواهد شد!
آنلاین باشیم و آنلاین کنیم!
همانطور که آنلاین هستیم، آفلاین باشیم!
اطلاعرسانی کنیم و جذب حداکثری که این سد نه با اسلحه که با آگاهی میشکند.
***
بخوانید:
مجمع دیوانگان: رهبران ما ترسویند. / آرمان امیری
سیبستان: سناریوهای احتمالی برای روزهای نزدیک / مهدی جامی