دیروز که اخبار سیمای جمهوری اسلامی ایران را نگاه میکردم موقع پخش خبر ورود «منشور حقوق بشر کوروش» به تهران مجری مربوطه اضافه کرد «این منشور نشون میده که ما بسیار پیشتر از بقیه کشورهای جهان به فکر حقوق بشر بودیم.»
بیش از سه ده است که از انقلاب ۵۷ در ایران میگذرد و از همان سال اول پس از انقلاب تا همین امسال شواهد بسیاری زیادی از کینه مسؤلان جمهوری اسلامی نسبت به پادشاهان هخامنشی وجود دارد که مانع از درک آن «ما»ی مذکور در خبر توسط من میشود. همان مایی که میگوید «ما سه تا رو با هم کجا میبرید؟»
محمد صادق خلخالی که ۱۴ سال شاگرد سید روح الله خمینی در کلاسهای درس مذهبی بود و پس از انقلاب ۱۳۵۷ به عنوان حاکم شرع دادگاههای انقلاب افراد بسیار زیادی از مقامات آخرین نظام سلطنتی گرفته تا مردم عادی را به ظنهای مختلف بر سر دار برده بود در پاسخ مخالفانش آنها را به خمینی ارجاع میداد:
«هرکس در مقابل شما ایستاد همین طور یقهاش را میگیری و کنارش میاندازی. من با اتکاء به همین حمایتهای جدی کار خودم را ادامه میدادم و به آنها میگفتم امام فهمیده حکم را به چه کسی بدهد و من یک قدم از انجام وظیفهام عقب نشینی نمیکنم.»
این شیخ صادق کتابی هم نوشته بود با عنوان «کوروش دروغین و جنایتکار» و در آن کوروش را «سفاک و خونریز» نامید و به لواط و بیبندوباری متهم کرد و طرح عظمت او در ایران را سیاستی استعماری و توطئه یهود دانسته بود.
ایشان پس از انقلاب با وجود مخالفت دولت موقت بازرگان و بنی صدر برای تخریب مقبره رضا شاه در شهرری به همراه نیروهای سپاه وارد عمل شد و آن را طی بیست روز تخریب کرد ولی وقتی برای تخریب پارسه (تخت جمشید) عازم شد این بار با مخالفت دولت موقت (از جمله استاندار فارس نصرتالله امینی) و محمود طالقانی و مقاومت مردم مرودشت و پرسنل پارسه، در این امر ناکام ماند.
احساس غروری که مردم ایران با تصور عظمت تمدن هخامنشیان در دنیای قدیم بهشان دست میدهد و بیاعتباری امروز کشورشان در دنیا را با یادآوری آن تحمل میکنند انقدر قوی هست که نگذارد آنطور که طالبان مجسمه بودا را منهدم کردند بنیادگرایان مذهبی ایران تخت جمشید را ویران کنند و این عامل اعتبار جهانی ایران آینه دقی باقی مانده است برای کسانی که عقده ولی امری دنیا را دارند و انتظار دارند مردم دنیا عظمت ایران را با نام آنهاد یاد کنند. وقتی رهبر جمهوری اسلامی در اردیبیهشت ماه همین امسال از نمایشگاه کتاب تهران بازدید میکرد به محض دیدن مجسمههای سربازان هخامنشی در ابتدای ورودی سالن ناشران خارجی با لحنی جدی خطاب به وزیر ارشاد احمدینژاد دستور جمعآوری آنان را داد.
اما دولت محمود احمدینژاد کسی که آن مجسمهها را آنجا قرار داده بود و پیش از این رأی بسیاری از مردم ناراضی از وضع اقتصادی کشور را هم با کوبیدن هاشمی رفسنجانی بهدست آورده بود و خبر از آزادی زنان برای ورود به ورزشگاههای فوتبال را داده بود (مراجع مانع شدند) و برای اولین بار وزیر زن انتخاب کرده بود (زمان خاتمی مراجع تهدید به حکم جهاد کرده بودند) و سمینار برای ایرانیان خارج از کشور راهاندازی کرده بود و… این بار هم در پی سیاستهای عوامفریبانهاش راهی یافته بود که از محبوبیت کوروش نزد ایرانیان استفادهای کند بدون اینکه مورد اعتراض تندروان مذهبی قرار بگیرد.
«منشور حقوق بشر» کوروشی که تا دیروز نماد پادشاهی و طاغوت بود را با سر و صدا و تبلیغات به کشور آوردند و از سر و کولش بالا رفتند که «ما» پیش از همه به حقوق بشر معتقد بودیم و کنارش هم کاوه آهنگری ساختهاند که اصلیش سمبل مبارزه با ضحاک مار به دوش بود و بدلیش مقابل احمدینژاد زانو میزند و کوروشی نمادین که سر خم میکند و چفیه میگیرد و بسیجی میشود تا بگویند از زمان ایران باستان زیر پرچم جمهوری اسلامی به خدمت در رکاب ولایت مشغول بودیم تا عقدههای ضحاک زمان را آرام کنند که طی این سالها تلاش کرده هر بزرگی را حذف کند تا کوچکیش جلوه نکند.
در کنار این نمایش با وقاحت تمام سخنانی را هم از قول کوروش بزرگ نقل کردند که یعنی ما هم اینگونه هستیم. (و البته من متوجه نشدم که بسیاری از آن سخنان را از لابلای کدام سطور این منشور درآوردهاند):
کوروش در این منشور میگوید هر کس که مرا به پادشاهی خود قبول کند یا نکند و هر گاه که مرا پادشاه خود بداند، من برای سلطنت بر آنان مبادرت به جنگ نخواهم کرد.
در این منشور آمده است که همگان در سرزمین من که همه جهان است در انتخاب اندیشه و عقیده آزاد هستند.کوروش در این منشور میگوید من تا روزی که پادشاه هستم نمیگذارم کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را از مظلوم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگران را مجازات خواهم کرد و تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت کسی مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به هر نحو دیگری بدون پرداخت بهای آن یا جلب رضایت صاحب مال تصرف کند.
تناقض رفتارشان با این گفتار برای همه انقدر مشهود است که نیازی به توضیح اضافه و مثال از ظلمهایی که به بهاییان یا مخالفان سیاسی و عقیدتی میشود نداشته باشد ولی شاید ندانید که این اواخر پا را از گذشته هم فراتر نهادند و برای چندمین بار دین زرتشت که طبق اصل سیزدهم قانون اساسی نخستین اقلیت از سه اقلیت دینی مجاز در ایران محسوب میشود و حتی دین مسیحیت را هم به لیست فرقههای ضاله و منحرفشان اضافه کردهاند.
در سالهای اخیر پیروان ادیان و فرقههای مختلف ضاله و منحرف از جمله مسیحیت، بهائیت، وهابیت، زرتشت، شیطان پرستی و غیره و نیز برخی فرقههای عرفانیهای کاذب، برای جذب هر چه بیشتر اعضای جدید و منحرف کردن افکار شیعیان به ویژه جوانان، بر فعالیتهای تبلیغاتی خود در کشورمان افزودهاند.
این حاکمان با کوروش چه نسبتی دارند و این «ما» را به پشتوانه کدام اشتراک به کار میبرند؟ نسبت عکس و اشتراک در مرز جغرافیایی؟
دربارهٔ کوروش در ویکیپدیا میخوانیم که تمام مورخین متفقند که شاهی بود عاقل و رئوف که در موارد مشکل به عقل بیش از قوه متوسل میشد. جنگ و بوی خون او را برخلاف فاتحان دیگر مغرور نکرد. از ذکر عناوین و القاب احتراز داشت، در کتیبههایی که از او مانده، این عبارت ساده خوانده میشود، من کوروش شاه هخامنشی هستم. حال آنکه شاهان دیگر خود را خدا میخواندند. (میخواندند یعنی نمیخوانند؟)
***
همانطور که با قرآن سوزی نه قرآن از بین میرود نه بنیادگرایان اسلامی با خیمه شب بازی و پرچم پیچ کردن و عکس یادگاری گرفتن با منشور حقوق بشر هم نه کوروش سرباز ولایت میشود نه کسی به مدافع حقوق بشر تبدیل میشود.
خیلی ناراحت کنندست…
ببم جان آخرش به این نتیجه رسیدم هرجا که اسلام رفته گند زده به کل هیکل اون ملت و مملکت.
توضیحا” عرض میشود که ابولحسن بنی صدر یکی از کسانی بود که تخریب مقبرهء رضاشاه را ستایش کرد و صرفا” از این جهت ناراحت بود که چرا خودش در آن عملیان هیجان انگیز شرکت نداشته بود . اگر در اینترنت سرچ کنید عکسی از ایشان را می بینید که همراه با آیت الله بهشتی و گروهی دیگر در کنارهء مقبرهء ویران شدهء رضاشاه به یادگاری گرفته اند
شایدنمردیم ودیدیم یه روزجشنهای ۲۵۰۰ساله ازنوع اسلامیش رومموتی همرارحیم جون برگذارکردن