جنگ، ملیت در قضاوت

مهمان این هفته برنامه به عبارت دیگر شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی فارسی «علی السکافی» یک عراقی بود که در شهر نجف عراق در خانواده ای شیعه و مخالف صدام حسین متولد شده است. در ۱۳سالگی به همراه خانواده اش به ایران تبعید شده و در ایران به سپاهی متشکل از عراقی‌های مخالف صدام حسین پیوسته و در جنگ هشت ساله ایران و عراق، دوش به دوش ارتش ایران، علیه هموطنان و کشورش جنگیده است.

علی السکافی و عنایت فانی در برنامه به عبارت دیگر

این قسمت از مصاحبه عنایت فانی با وی را بخوانید (تأکیدها از من):

شما وقتی که وارد جنگ علیه کشور خود شدید و عملا در جنگ با سربازانی بودید که می‌توانستند خویشاوند شما باشند و یا به هر حال هموطن شما بودند، آیا شما هیچ وقت فکر کردید که دارید به کشور خود خیانت می کنید؟

این موضوع چند نکته دارد. اول اینکه سربازانی که ما با آنها می‌جنگیدیم، همان کسانی بودند که ما را بیرون کرده بودند. در سال ۱۹۸۰ اموال پدرم که پیمانکار بود، مصادر شد؛ حدود ۸ میلیون دلار در آن زمان. من در ۱۳ سالگی به ایران آمدم، به کشوری که نه زبانش را می‌دانستم، نه مردمش را می‌شناختم، فقط ما در مدرسه خوانده بودیم که ایران یک کشور همسایه است و ما هیچ چیز در باره اش نمی‌دانستیم. این یک نکته.

ولی آن سیاست، یک سیاست دولتی بود و ربطی به آن سربازان نداشت. اینها نهایتا عاملی بودند و حکم را اجرا کرده بودند و شما را سوار کامیون کرده تا مرز برده بودند.

ما هم وقتی می‌جنگیدیم، هدف سیاسی داشتیم، یعنی من با آن سربازی که روبه رویم بود، دشمنی نداشتم. ولی جنگ، جنگ است. ما یک هدف اساسی داشتیم: برداشتن حکومتی که به مردم ما ظلم می کرد و علیه مردم ما کار می کرد و آوردن یک حکومت دموکراتیک.

آقای السکافی! هیچ وقت وجدانتان ناراحت نشد از اینکه دارید علیه کشور و مردم خود می‌جنگید؟

نه. من علیه مردم خودم نجنگیدم. چرا وجدانم ناراحت بشود؟ من علیه حکومت عراق می جنگیدم.

***

پاسخها قانع کننده هستند؟ دلایل به نظرتان منطقی است یا غیرمنطقی؟

صحبت‌های بالا را از زبان یکی از اعضای مجاهدین خلق بخوانید وقتی دوشادوش سربازان عراق با ایران می‌جنگید.

از قول یک سرباز ایرانی مثلا ارتش آزادی‌بخش سازمان ملل بخوانید که در جنگی فرضی به قصد آزاد کردن مردم کشورش از شر یک حکومت دیکتاتوری شرکت می‌کند.

خوشایندیش فرقی کرد؟ چرا؟

نیویورک خبر خوب هم داشت: تعهد داوطلبانه ایران به عدم استفاده از کودکان در جنگ

کودک جنگ

خشم مردم در واکنش به دروغهایی که «محمود احمدی‌نژاد» با عنوان رئیس‌جمهور ایران به دنیا گفت (دروغهایی هر روز بزرگتر از دیروز) باعث شد یک خبر خوب در این میان دیده نشود.

***

دیروز در گوگل‌ریدر به متن زیر برخوردم:

در تفحص شهدا، دفترچه یادداشت یک شهید 16 ساله پیدا شد که گناهان هر روزش را در آن یادداشت می کرد،گناهان یک روز او این ها بود:

سجده نماز ظهر طولانی نبود
زیاد خندیدم
هنگام فوتبال شوت خوبی زدم که از خودم خوشم آمد

راوی در سطر آخر اضافه کرده بود که:

دارم فکر می کنم چقدر از یک پسر 16 ساله کوچکترم

ولی چیزی که در ذهن من گذشت بسیار متفاوت از فکر نویسنده بود.

احساس گناه از طولانی نبودن سجده

احساس گناه از خندیدن؟

احساس گناه از اعتماد به نفسی که بزرگترها به هر بهانه‌ای به کودکانشان می‌دهند؟

من نه در کشورم نه در دنیا کسی را نمی‌شناسم که از خندیدن احساس گناه بکند (همچین خدایی هم هست؟) من کسی را نمی‌شناسم از اینکه هنر خاصی دارد یا فوتبالیست خوبی است به جای اعتماد به نفس احساس گناه بکند و اتفاقا گمان می‌کنم شخصی با این احساسات به طور جدی نیازمند معاینه روانی است. حتی کسی که اینها را به حساب بزرگی گذاشته می‌گوید که خودش اینطور نیست. چرا نیستیم؟ آب و هوا آن موقع فرق داشت یا نیاز روز شیوع همچین اعتقاداتی را می‌طلبید؟

«کودکانی با تفکرات بالا به جنگ رفتند و جان دادند» ولی هیچ کودکی در هیچ کجای دنیا با عقیده که متولد نمی‌شود و تا وقتی بزرگ نشده بارها و بارها نگاهش به زندگی عوض می‌شود پس «تفکراتی کودکانی را که هنوز به سن تشخیص نرسیده بودند با تهییج به جنگ برده و جانشان را گرفته است.»

کشورمان را مدیون بزرگترهایی هستیم که آگاهانه به جنگ رفتند. چه از روی ملی گرایی و میهن پرستی بود چه به‌خاطر وعده رود عسلی و حوری بهشتی و جهاد در راه خدا (علیه کسانی که در این زمانه برادران اسلامی خوانده می‌شوند) انتخابی آگاهانه توسط انسانهایی بالغ بود ولی باید خوشحال باشیم از اینکه تهییج کودکان هم منجر به کاری می‌شده که برای تشخیص بودنش احترام قائلیم؟

در برخورد حقوقی با انسان که نباید ملیت داشت چه رسد به اینکه آن انسان هنوز کودک باشد. چه نفع جناحی در میان باشد چه نفع ملی. این کودک همانقدر کودک بود که اگر در جبهه مقابل می‌بود. کودکی را که به نفع صدام متجاوز می‌جنگید مثل بزرگترش می‌بینید؟ چرایی تأکید روی کودکانی که در حملات اسرائیل به فلسطین کشته می‌شوند را که درک می‌کنید با اینکه بزگترهایشان را هم محق می‌دانند؟

این قضیه حتی هیچ ربطی به اینکه جنگ تا کجا دفاع از میهن بود و از کی تبدیل به هوس تصاحب کربُ‌بلا و راه رسیدن به قدس شد هم ندارد.

کنوانسیون حقوق کودک

خوشبختانه چند آیتم بعدتر به این خبر خوب در گوگل ریدر رسیدم:

در سی‌امین سالگرد آغاز جنگ ایران و عراق منوچهر متکی وزیر امور خارجه ایران روز پنج‌شنبه اول مهر، در یک مراسم رسمی در نیویورک، پروتکل الحاقی کنوانسیون حقوق کودک درباره ممنوعیت شرکت کودکان در درگیری‌های مسلحانه را امضا کرد. این به معنی پیوستن ایران به این پروتکل الحاقی است.

صرف نظر اینکه چند دانش‌آموز داخل زندانهای سیاسی دهه ۶۰ بزرگ شدند یا هرگز بیرون نیامدند طبق آمار رسمی فقط در جنگ هشت ساله میان ایران و عراق (چه آن قسمتش که تحمیلی بود و چه آن قسمتش که آروزی تاریخی گسترش جغرافیای تحت سیطره حکومت شیعیان بود که امروزه با ادبیات مدیریت جهانی و ولی امری دنیا نمود دارد) بیش از ۵۵۰ هزار دانش‌آموز زیر ۱۸ سال به جبهه‌های جنگ اعزام شدند. از میان آنان ۳۶ هزار نفر کشته و مفقود،  ۲۸۵۳ نفر معلول و ۲۴۳۳ نفر نیز به اسارت نیروهای عراقی درآمدند.

با اینحال منوچهر متکی در مراسم امضای این معاهده گفت:

«حمایت از کودک به ویژه در شرایط جنگی یکی از سیاست‌های اصلی جمهوری اسلامی ایران است.»

و من امیدوار هستم که لااقل از این به بعد باشد و این یک وعده خاص دیگر دروغی تبلیغاتی و امضایی تشریفاتی نباشد و مثل قوانین منع اعدام این کنوانسیون آن را دور نزنند که کودک را تا ۱۸ سالگی در بند نگاه می‌دارند و سپس اعدام می‌کنند. (کلاه شرعی از جنس روزه‌خواری عمدی به شرطی که از شهر بیرون بروی و برگردی!) و ناشی از اعتقاد واقعی به این اصل باشد که استفاده از کودکان در هر جنگی جنایت است چه بزرگترها حق علیه باطل بدانندش چه ندانندش. (این عکس و داستان وحشتناکش را بخوانید.)

جا دارد یک بار دیگر آن نظری که قبلا از قول یکی از کاربران همین گوگل ریدر نقل کرده بودم را یادآوری کنم:

من فکر می کنم که وقتی به آدم ۱۳ ساله اجازه نمی دهیم که از حساب بانکیش یک عدد هزار تومانی برداشت کند با این توجیه که عقلش نمی رسد، لابد نباید به او اجازه بدهیم که به سلاحهای مرگبار هم دست پیدا کند چون عقلش نمی رسد.
من فکر می کنم که فرمانده‌ای که به حسین فهمیده سلاح و نارنجک داده است، یک جنایتکار جنگی است.
این کودکان جایشان در کوچه ها بود در حال فوتبال گل کوچک و فکر می‌کنم که کسی که او را به جبهه فرستاده است باید مجازات بشود.

کاش اگر راست نیست شرایط برملا شدن دروغش هم فراهم نشود!