۵
۲۲
اسفند
۱۳۸۹

قانع نگاه داشتن اذهان عمومی شرط حفظ اعتماد

1 سال و 2 ماه پیش

چند خبر مبهم در «کلمه» وب‌سایت رسمی میرحسین موسوی در روزهای اخیر موجب بروز سؤالاتی در ذهن بعضی‌ها شده و بعضی‌های دیگر را به شک انداخته که نکند کنترل آن به دست وزرات اطلاعات جمهوری اسلامی افتاده باشد.

صرف نظر از اینکه آن رفتار کلمه چقدر جای شک داشته و این ادعاها چقدر قابل تأمل هستند طبق معمول واکنش احساسی کسانی را شاهد هستیم که بسان ذوب‌شدگان ولایت اساس پرسشگری را از بیخ و بن زیر سؤال می‌برند با استدلالاتی نظیر چون فلانی هم این ادعا را کرده شما دیگر بهش نپردازید تا فلانی‌ها را خوشحال نکنید!

قطعا هستند کسانی که منتظر نشسته‌اند تا میرحسین و منتسبانش مشروعیتشان را نزد مردم از دست بدهند به امید آنکه شاید مرکز ثقل تأثیرگذاری جنبش جا‌به‌جا شود و عقده‌های دیرینه‌شان ارضا شود ولی آنها اگر از این غافلند که برای رسیدن به آرزویشان باید بتوانند مثل میرحسین مردم را قانع کنند شما چه فرقی دارید با این واکنشها؟

آنها اگر نیت خیر ندارند و به دروغ وانمود می‌کنند که شک دارند شما چرا با پاسخ دادن دستشان را رو نمی‌کنید؟ این طور سرکوب کردن پرسشگران چه فرقی دارد با استدلالهای کیهان برای خفه کردن مردم و انتسابشان به آمریکا و اسرائیل؟

بگویید اذهان عمومی همچین شبهه‌هایی ندارد و اینها سؤالات مضحکی است از جانب چند مغرض که ارزش پاسخگویی ندارد ولی اگر تلاش می‌کنید جواب بدهید دیگر جوابش قطعا جملاتی مثل «مگر قرارمان بر صداقت نبود؟ مگر قرارمان بر اعتماد نبود؟» نخواهد بود. مرثیه‌سرائی رویه کسانی است که پاسخی منطقی ندارند اگرنه روضه‌خوانهای قهار جمهوری اسلامی پیشتر از این مردم را قانع کرده بودند. اگر کسی سؤالی پرسیده دقیقا برای همین بوده که شک کرده نکند کسی بر سر قرار صداقتش نیست! اگر اعتمادی بوده به میرحسین موسوی بوده نه وب‌سایتی که اصالتش ناشی از تأیید او بود. چه کسی با چه کسی قرار اعتماد کورکورانه داشته؟ وقتی نمی‌دانی گاوی که جلویش نشستی نر است یا ماده با چشم بستن و اعتماد کردن چگونه می‌شود مطمئن بود آن چه که می‌دوشی شیر است؟!

همه افتخار جنبش سبز به همراهان محبوبشان روراستیشان بود با مردم. به قدرت پاسخگویی صریحشان بود حتی اگر آن پاسخ صریح مخالف خواست هواداران بود. چگونه می‌شود از مردم انتظار اعتماد داشت وقتی اصلا نمی‌دانند با کی طرف هستند که بعدش راجع به اعتماد کردن یا نکردنشان تصمیم بگیرند.

تجربه‌ام در جوامع کوچکتر اینترنتی می‌گوید اگر خواهان تأثیرگذاری روی مخاطب هستی شرط اول قانع نگه‌داشتن اذهان عمومی است. همیشه همه سؤالها هم به زبان آورده نمی‌شوند ولی باید با روراستی چنان رویه‌ای اتخاذ کرده باشی که پیشاپیش به سؤالات احتمالی هنوز تشکیل نشده در ذهن مخاطب هم جواب داده باشی که اگر مغرضی به قصد دشمنی شروع کرد در دل بقیه شک انداختن خیالت از مضحکه شدنش راحت باشد نه اینکه مسیر را برعکس طی کنید و به جای اینکه به واضح کردن نکات مبهمی که باعث شک می‌شود بپردازید یقه کسانی که شک کرده‌اند را بگیرید که مگر نمی‌بینی این سؤالات موجب خوشحالی دشمنان داخلی و خارجی می‌شود!

اقناع اذهان البته با اعمال فشار رویشان فرق دارد که نپرسید و اعتماد داشته باشید. شاید با اعمال فشار بشود پرسشگران را ساکت کرد ولی این همان روشی است که جمهوری اسلامی در خالی کردن خیابانها از مخالفین در پیش گرفته ولی هیچ وقت نمی‌تواند با استناد به آن به نظام مردمیش افتخار کند که ببینید کسی در خیابان نیست که گلوله بخورد!

این پست غیر تفرقه‌برانگیز(!) را وقتی نوشتم که از نشست دانشگاه وستمینستر خبر رسید که آقای امیرارجمند بالاخره اصالت وب‌سایت کلمه را تأیید کرد و اضافه کرد:

«در عین حال ما از اعتماد کورکورانه نیز حمایت نمی‌کنیم و معتقد نیستیم هر آنچه رخ می‌دهد مطلوب است چرا که آنان خوب مطلقند. خیر، اینگونه نیست. ما باید دقیقه به دقیقه رهبران جنبش‌مان را کنترل کنیم و ازشان بخواهیم که پاسخ‌گو باشند»

آدمی با این میزان درک و شعور ظرفیت کامل اعتماد را دارد اگر حرف و عملش یکی باشد. باشد که بقیه کیهان مسلکان هم الگو قرارش دهند.

اگر نظری در این زمینه دارید٬ لطفاً آن را از طریق زیر درج کنید.
نوشته‌های این وبلاگ را می‌توانید از طریق خوراک آن دنبال کنید.

با سلام و درود.
با عرض پوزش ، اما تحلیل شما بسیار ابکی است.
شاید شما نخواهید درک کنید، اما من شکی ندارم که دست وزارت اطلاعات رژیم در کار است، و شما با این تحلیلت دقیقا داری میروی در دام.
شاید سالها بعد خودشت از خودت سوال کنی که چرا کار امروزت را انجام دادی.
اما خواهش میکنم فقط نگو که کسی نبود به من بگوید که کارت اشتباه است.
داستان افسانه ایی بنی اسرایل و حضرت موسی را خواندی؟
لا احترام ، من تمام

فکر می‌کنم سوءتفاهمی پیش آمده.
من اینجا تحلیل نکردم که وب‌سایت کلمه به این دلیل و آن دلیل دست وزارت اطلاعات هست یا نیست که تحلیلم رقیق بوده باشد یاغلیظ.
عرض کردم که این رویه درستی نیست در برخورد با آنهایی که سؤالی می‌پرسند.

ی ی ی یی ی ی э ی ی ی . ی ی ی ی ی ی ی ی ی Ϻ ی ی ی ی ی یی. Ԙ ی ی .

وحید گرامی، این جدا” به‌ترین نوشته و نقدی بود در این باب که این روزها خوانده‌ام. دوست‌تر داشتم چون دقیقا” به نحوه برخود این دوستان با انتقادات و ابهامات پرداختید و نه خود ابهامات و انتقادات (که کم هم نیستند و چندان کوچک دیگر). واقعا” ممنون و در فیس‌بوک هم شر کردم با اجازه شما دوست عزیز. پیروز باشید.

منم این نوشته را خیلی دوست داشتم. تبدیلم کرد به یک خواننده دائم این وبلاگ.

اگر نظری دارید بنویسید

(لازم)

(لازم ولی محفوظ)