اسفند
۱۳۸۹
گناه داره
یکی از بزرگترین مشغولیتهای ذهنی من از عنفوان کودکی معضل اجتماعی به کار بردن اصطلاح «گناه داشتن» در محاوره بود.
«این بچه چقدر گناه داره» یا«امیدوارم مردم شهر از انتشار مواد رادیواکتیو در امان بمانند. بیچارهها گناه دارند» و…
آن «گناه داره» یا دارند را وقتی میگویند که کس یا کسانی بخواهند کاری با کس یا کسان دیگری بکنند و گوینده دیندار آن کار را بد بداند. آن وقت خطاب به آن شخص یا اشخاص اولی میگوید «نکن (یا نکنید) این کار را [که] گناه دارد». این «دارد» اینجا یعنی «است». یعنی [انجام] آن کار گناه دارد. یعنی انجام آن کار گناه است نه اینکه مظلوم ماجرا گناه دارد که اگر یک نفر نبود گفته شود«گناه دارند»!
بدیهی بود و بینیاز از توضیح؟ نکتهای که باعث شد این توضیح واضحات را پست کنم همین بود که خیلیها با آگاهی از غلط بودن بسیاری چیزها به تکرار آن اصرار دارند و در برابر هر تلاشی برای تغییر مقاومت میکنند با این استدلال که «چون جا افتاده» ولی هیچ چیز چه درست چه غلط از اول عرف نبوده. همانطور که روزی شروعی داشته برای عرف شدن میتواند پایانی داشته باشد. از گفتار و کردار گرفته تا پوشاک و پندار!
اگر نظری در این زمینه دارید٬ لطفاً آن را از طریق زیر درج کنید.
نوشتههای این وبلاگ را میتوانید از طریق خوراک آن دنبال کنید.











۲۸م اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۳۹ ق.ظ
یک لغت در هر زبانی می تواند با مرور زمان به یک اصلاح تبدیل شود یا حتی معنای جدیدی به خود بگیرد که ربطی به معنای اولیه خود نداشته باشد، مثل دلم براش می سوزه! یا تنگ شده. فکر می کنم این دفعه شما “هر تلاشی” را برای اشتباه جلوه دادن این موضوع را کردید :-)