۱۹ اردیبهشت ماه امسال (روز ثبت نام میرحسین موسوی برای نامزدی در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری) بعد از تهیه این گزارش بخاطر نداشتن مجوز از چنگ مأمور حراست وزارت کشور گریختم و بیرون آمدم.
روبروی در وزارت کشور یک چراغ راهنمایی بود که توسط چند بشکه محافظت میشد. رفتم بالا به انتظار شکار صحنهای ماندم که خانمی مراجعه کرد: من همسر شهید انقلاب این مملکتم. حرف دارم باید حرفهایم را منتشر کنی…
۸۸/۸/۸ کشور در حال و هوای سالهای پیش از انقلاب ۵۷ به سر میبرد. سمیه توحیدلو ضمن یاد کردن از عزیزان دربندی که جرمشان تلاش برای آگاهی بخشی بود خواسته از آرزوهایی که انتظار داریم تا ۹۹/۹/۹ محقق شده باشند بنویسیم. فرصت خوبی دیدم آن ویدیوی تکاندهنده را اینجا بگذارم که انتشارش از داخل کشور میسر نبود.
امیدوارم تا ۹۹/۹/۹ مادری با این دغدغهها نداشته باشیم:
در یوتیوب ببینید یا از اینجا دانلود کنید.
امیدوارم ۹۹/۹/۹ هیچ مادری احساس نکند که بازنده امروز بوده. شرایط طوری نباشد که هیچ پدری احساس کند فرزندش را بیهوده از کف داده و هیچ انسانی احساس پشیمانی نکند…