آپدیت: این مطلب به دلایلی حذف شد

نیم ساعت از بازی پرسپولیس و استقلال گذشته بود و داشتیم توی شبکه‌های اجتماعی کری می‌خوندیم که یهو دیدم :

فؤاد-سجودی-فریمانی

نابود کننده بود. نه اون جملاتی که دیدم اون صدایی که در اون لینک شنیدم.

 

آپدیت: چون آن فایل صوتی تکان‌دهنده به دلایل امنیتی از منبع اصلی حذف شد از اینجا هم برداشته شد.

ادامه مطلب هم حذف شد. لطفا شما هم اگر جایی منتشر کردید حذف کنید.

جقتصاد ، جهاد اقتصادی

روز گذشته یکی از کاربران گوگل ریدر خبر از قیمت بالای گوجه سبز در تهران داد. پس از به اشتراک‌گذاری آن خبر کامنتهای دیگری آمد که قیمتش را در نقاط مختلف تهران از کیلویی ۱۲ هزار تومان تا کیلویی ۱۸ هزارتومان متغیر نشان می‌داد. حکایت مشابهی را چند روز پیش در مورد کمیاب شدن کره و قیمت بالای آن داشتیم.

اینها برای منی که با احتساب امروز فقط ۶۳۰ روز است که ایران نیستم بسیار باورنکردنی بود و تشکر کردم از کسانی که احساس کردند ذکر همچین نکاتی ممکن است برای بقیه جالب باشد تا با جزئیات بیشتری بدانند چه بر مردم می‌گذرد. بعد هم اضافه کردم چه خوب است که بقیه هم با هش‌تگ #Jaqtesad همین کار را در توییتر انجام بدهند که مخفف «جهاد اقتصادی» است و به کمک آن قیمتهای عجیب ولی واقعی را دسته‌بندی کنند.

یکی از سربازان ارشد جنگ نرم زیر آن توییت نوشت که:

«فردا دوربین ببرم / از برچسب قیمت ها عکس بگیرم / این توئیت نشانه این است که قرار است موج بعدی جنگ روانی با انتشار اخبار اقتصادی از قیمت ها ادامه یابد»

پاسخ من را هم زیر همان لینک می‌بینید که نوشته بودم:

کلا با نفس خبر رسانیش مشکل داری که نباید کسی باخبر بشه یا مشکلت اینه که یک وقت دروغ نباشن که میگی جنگ روانی؟ این دومی برای من بیشتر از تو اهمیت داره. اخبار اقتصادی اگر خوب نیست برو یقه هرکسی که مسببش می‌دونی رو بگیر. «انتشار» اخبار که دیگه فقط از نظر دیکتاتورها جرمه که تلاش می‌کنند سانسورش کنند. جنگ روانی رو اونهایی می‌کنند که برمی‌دارن تگهایی که برای مصرف مشخصی کاربرد پیدا می‌کنند رو می‌گذارند روی مطالب مسخره بازیشون که منحرفش کنند. مثل دزدی مخاطبی که سایت پیوندها می‌کنه.

راهش همینه که میگی. دوربین ببر عکست رو بگیر من قول می‌دم خودم توییت کنم بزنم تو دهن هرکسی که دروغ میگه ولی نمیشه که جلوی بقیه رو گرفت که چیزی نگن! همونجور که ممکنه بقیه دروغ بگن و یا عکس دروغی بسازن شما هم می‌تونی. از اینجا به بعدش رو دیگه مخاطب خودش از روی جامعه‌ای که داره توش زندگی می‌کنه و سابقه ذهنی که از آدمها داره قضاوت می‌کنه. همین قضاوتهایی که باعث میشه فرقی بین شما و بقیه دوستانتون باشه! خب اگر این قیمتها دروغ باشه چه حاصلی داره جز اینکه گوینده بی‌اعتبار میشه نزد مردم؟ حالا شما برو میدون تره‌بار عکس بگیر یکی هم شاید بره تجریش بگیره ولی مردم که دیگه خودشون دارن می‌بینند قیمتها رو!

عکسهای واقعی هنوز نرسیده‌اند ولی به جایش خبری جعلی از همین گفتگوی کوتاه راه دیدم که از روی تجربه‌های قبلی حدس می‌زنم تا ساعاتی دیگر در هزاران وبلاگ و وب‌سایت قارچی جنگ نرم دیگر کپی شود. (آپدیت: خبر مربوطه پس از انتشار این پست حذف شد. البته از روی صفحه ذخیر شده در گوگل قابل مشاهده است ولی چون همچین شیطنتهایی سابقه داشته از متن خبر اسکرین شاتی گرفته بودم که در زیر می‌بینید. روی وب‌سایتهای دیگر هم البته هنوز در دسترس است.)

تریبون مستضعفین

کسانی که تلاش می‌کنند مانع گردش اخبار و جریان آزاد اطلاع رسانی شوند با پول مستضعفین سایت به اسمشان راه‌اندازی می‌کنند ولی خیلی راحت سبز خبر را قرمز می‌کنند تا در برابر دروغ شاخدار گوجه فرنگی ۱۲ هزارتومنی که به جای گوجه سبز به مخالفان نسبت داده‌اند توانایی جهاد برای مخاطب پیدا کنند!

با این دروغگویی‌ها انتظار هم دارند که مردم باور کنند سبزهای صندوقهای رأی قرمز نشده، سبزهای خیابانها را قرمز نکردند…

وحید داستان اگر با اسم آخرش قابل شناسایی است مریم ماجرا اما معلوم نیست چه کسی است که هم سبزاندیش نامیده شده هم انقدر احمق که چنین جملات متناقضی را گفته باشد. به کسی هم که عبارت «جنگ روانی» را به کار برده مشخصات دیگر اگر بیاید نمی‌آید که اسمش «مریم» باشد. از همه جالب‌تر اما اینجاست که پخش خبر قیمتها در شبکه‌های اجتماعی که «جنگ روانی» نامیده شده به صورتی دیگر ایده جالبی اعلام شده که به ذهن آن کاربر ولایی رسیده:

«شاید این ایده بد نباشد که مردم ایران در هر کجای کشور که باشند، با عکس گرفتن از برچسب قیمت‌ها، در برابر اطلاع‌رسانی دروغ خارج‌نشینان، مقابله کنند. این ایده را یکی از کاربران فضای مجازی داد.»

ما هم قصد دیگری جز همین اطلاع رسانی را نداشتیم و چه بهتر که مصور هم باشد ولی حتی برای برچسبی که از «جهاد اقتصادی» ساختیم هم کپی‌رایتی قائل شده بودیم. (لابد چون موقع تولد «یاعلی» نگفتیم از ما حسابی نمی‌برند)

این البته اولین بار نیست که سعی در تخریب فعالان وب فارسی در عرصه خبررسانی را دارند. قبلا هم مطالب دیگری منتشر شده بود از جمله مقاله‌ای که الف کار کرده بود و سعی داشت در آن با استفاده از لغت مافیا بین کاربران وب دو دستگی ایجاد کند. آن مطلب هنوز بعد از چند ماه در حال کپی شدن در وب‌سایتهای جدید است. وب‌سایتهایی که خیلی از آنها برای دزدیدن مخاطب از موتورهای جستجو پر از برچسبهایی مثل جوک و اس ام اس و عکس بازیگران و…. هستند.

خیلی اتفاقی از صبح امروز همزمان با انتشار این مطلب جدید هم شاهد موج تازه‌ای از حملات گودری در کامنتها هستیم. کاربرانی جدید با رویه‌ای  آشنا و درجه‌بندیهای متفاوت از خشونت و عطوفت کلامی که در حمایت از سیاستهای مقدس نظام آسمانی بعضی‌هایشان پاچه می‌گیرند و بعضی دیگر خود را به کوچه علی چپ می‌زنند.

اینکه چرا اعلام قیمتها توسط خود مردمی که در طول روز با آن سروکار دارند «جنگ روانی» نامیده می‌شود معلوم نیست ولی سربازان جنگ نرم اگر انقدر شم جنگ‌بینی و اشتیاق جنگ‌طلبی دارند بد نیست یقه کسی را بگیرند که سال را «جهاد اقتصادی» نامید و با این کار توی دل مردم را خالی کرد اگرنه ما که جز اخبار خود همین مردم «نقل» نکردیم.

#جقتصاد #Jaqtesad

دلایل سرمایه‌گذاری نکردن در وب بیچاره فارسی

پست قبلی: انگیزه‌های پول خرج کردن در وب بیچاره فارسی

دو

هفته پیش در جمعی با یکی از جراحان ایرانی آشنا شدم که بسیار به اینترنت و فن‌آوری علاقه داشت و تحت تأثیر شدید فیلم «شبکه اجتماعی» رویای داشتن فیس‌بوکی برای فارسی زبان را در ذهن می‌پروراند. آهی کشیدم و برایش از شرایط متفاوت وب فارسی و فرصتهای بسیار محدود سرمایه‌گذاری در آن حرف زدم.

اینکه در فیس‌بوک قدرت ارتباط با صدها نفری را پیدا کرده بود که با هزاران دلار خرج وب‌سایتش کردن همچین مخاطبی نداشت باعث شده بود تصور کند که فیس‌بوک از تکنولوژی خاصی استفاده می‌کند که توسط حکومت ایران فابل فیلتر کردن نیست. دوستانی داشت که مدعی بود که «اگر به توانایی‌های مدیریت و اجرای کسی اطمینان داشته باشند حاضرند تا یک میلیون دلار هم سرمایه‌گذاری کنند و دو سال اول را هم ضرر بدهند». این یعنی انتظار داشت بعد از دوسال چند برابر به جیبشان بازگردد!

پول آنلاین

برایش گفتم از ایده‌های زیادی که اگر سالهاست در ذهن اهالی آنلاین خاک می‌خورند و به مرحله اجرا نمی‌رسد برای این نیست که منتظرند تا ثروتمندانی تحت تأثیر فیلمهای سینمایی تازه متوجه قدرت پدیده‌ای به اسم شبکه اجتماعی شده باشند و به سراغشان بیایند. اگر هم دلیلی وجود داشت که کاربران کشوری نسخه اصلی شبکه‌های اجتماعی معروف و بین‌المللی را رها کنند و در ورژن بدلیش فعالیت کنند در وب فارسی حتی انگیزه مالی برای راه‌اندازی همچین وب‌سایت تقلیدی نمی‌تواند وجود داشته باشد.

اگر کسی برای وب فارسی وقت می‌گذارد یا دغدغه وطن دارد یا گیک است یا در سنی است که وقت آزاد زیادی دارد و سرش را گرم می‌کند یا از خوانندگانش انرژی برای حفظ پشتکار در وبلاگنویسی می‌گیرد… یا اینکه وبزی است!

وب بدون فیلتر دنیا به تبلیغات برای کاربران بی‌شمارش زنده است و روز به روز خدمات بیشتری را رایگان می‌کند تا در کنارش برای مصرف کنندگان آگهی پخش کند. وب فارسی چند میلیون مخاطب دارد که جز چندهزارنفرشان بقیه پشت فیلترینگ گیر کرده‌اند و همه مصرفشان از اینترنت دانلود رایگان محصولات غیررایگان است و جوک و پیامک و عکس جالب!

این میانه فقط دست‌اندرکاران وب‌سایتهای خبری هستند که بابت کار در وب درآمدی دارند که آن درآمد هم از خود وب تولید نمی‌شود. روزنامه‌نگارانی که با پشتیبانی بودجه‌های خیریه اشخاص حقیقی و حقوقی به اطلاع‌رسانی مشغولند یا کسانی که در خدمت نهادهایی خاص مشغول سیاه‌نمایی هستند یا سفیدنمایانی که از پول نفت مردم حقوق می‌گیرند تا مردمفریبی کنند. شاید باشد سایتی که تحت شرایط خاص نان اولین بودن در نوع خود را خورده باشد و به خودکفایی مالی رسیده باشد ولی اگر نبود فرهنگ خیریه در کشورهای مختلف دنیا و پولهایی که خانه به خانه جمع می‌شوند، رقابتی که ثروتمتندانی مثل همین زاکربرگ فیس‌بوک و بیل گیتس مایکروسافت و… در بخشیدن دارائیهایشان دارند، کمکهای شرکتها و مؤسسات غیردولتی (شاید به خاطر سیاستهای تشویقی کمتر شدن مالیات) و بودجه‌هایی که دولتهای مختلف دنیا برای ترویج دموکراسی و حقوق بشر تصویب می‌کنند چیزی به اسم خبر فارسی در وب نداشتیم که ما واسطه‌ها سینه استقلال سپر کنیم در گلچین کردنش برای بقیه! صفحات فارسی سرویسهای خبری بین‌المللی هم هیچ درآمدی برایشان ندارد و بودجه‌اش را از درآمدهای دیگر بخشهایشان تأمین می‌کنند. وب فارسی محدود می‌شد به وبلاگها وصفحاتی که فلسفه وجودیشان درج آدرسش روی کارتهای تبلیغاتی است. البته مثل الآن خبرنمای فارسی حتما داشتیم که در راستای تأمین منافع سیاسی «قبله عالم» و مخالفان قدرت‌طلبش به دروغگویی مشغول باشند ولی حتی آنها که «خلیفه حاکم» اجازه دیده شدنشان را صادر کرده هم توانایی تولید درآمد کافی برای پرداخت حقوق تیمشان را ندارند چه رسد به سود اقتصادی و در صادقانه‌ترین رفتار برای حفظ این لطف ملوکانه مجبور به چنان خودسانسوری هستند که اگر دروغ نگویند هم فقط درصد ناچیزی از راستها را خبر می‌کنند و محتوای تبلیغات پسندی برای عرضه ندارند. یا به بودجه‌های حکومتی وابسته هستند یا جیب شخصیتهای سیاسی که رسانه برایشان اسلحه‌ی است کارآ در جنگهای سرد داخلی!

به جراحی که ذوقش را کور می‌کردم گفتم که اگر حظ می‌کنی وقتی با آپشنهای تبلیغاتی فیس‌بوک ور می‌روی که تبلیغ مؤسسه لاغریت فقط برای زنان فلان سن به بالای ساکن شعاع فلان کیلومتری فلان منطقه پخش شود در وب فارسی به خاطر سطح باورنکردنی آزادی بیان و پس از بیانی که حکومت اسلامی فراهم کرده با چنان هویتهای مستعاری سر و کار داری که به لطف فیلترشکن آی‌پی‌هایشان هم یک شکل است و معلوم نیست کدامشان چند نفر است که بتوانی جلوی بی‌اخلاقیهای متقلبانش را بگیری!

سالهاست که شب‌ها با ذوق ایده‌ای جدید خوابیدیم و صبح سرخورده بلند شدیم. نه قانون کپی‌رایتی هست که بتوانی روی محتوایی سرمایه‌گذاری کنی نه امکان تبلیغاتی هدفمند.

در وب فارسی پول سرمایه‌گذاری نمی‌شود، خرج می‌شود!