سی سالگی، خوشی‌ها و حسرت‌های آنلاین و آفلاین

ویژه

وحید آنلاین و یک بچه بامزه

جایی که سالها فکر می‌کردم سی سالگیم (۲۲ مهر) رو اونجا تحویل می‌کنم نبودم، آدمهایی که تصور می‌کردم کنارم خواهند بود کنارشون نبودم و برنامه‌ای که رویاهاش رو در سر داشتم و می‌خواستم آنلاین هم پخشش بکنم نمی‌تونستم اجرا کنم.

اینها باعث شده بود روزهای منتهی به ۳۰ سالگی دل و دماغ درست و حسابی نداشته باشم ولی دوستان در شبکه‌های اجتماعی چنان شرمنده کردند که جای هیچ حسرتی باقی نگذاشت که مثلا اگر شرایط فلان بود شاید بهتر بود… از پستها و توییتها و کامنتها (+ ، + ، + ، +)ی شبکه‌های اجتماعی بگذریم که دوستان همیشه لطف و محبت داشتند چیزی که امسال رو برام خاطره‌انگیز کرد دیدن خودم بود در آینه‌هایی که به لطف تولد عیب‌هام رو هم می‌پوشوند و فقط خوشایندها رو برجسته می‌کرد!

توصیف اینکه وحید آنلاین کی هست یا چی هست و چه نقشی در زندگی روزمره خیلی از ایرانی‌ها در جاهای مختلف کره زمین داره همه شک و تردیدهایی که این اواخر زیاد میومدن سراغم رو حسابی ازم دور کرد. دلیل خوشحالی وصف ناشدنیم حجم پیغام مخاطبهای خاموشی بود که پیش از این فقط در آمار کلیک لینکهای کوتاه شده حضورشون رو حس می‌کردم چون به‌خاطر شرایط «خاص» ایران کنش بسیار کمی داشتند (کنشی که نمود علنی داشته باشه)

پدری که برام نوشته بود سالهاست عضو خانوادشون محسوب میشم و دخترشون من رو «آقای صورت» صدا می‌کنه، دختری که گله داشت از وقتی صفحه گوگل‌پلاس من رو به پدرش معرفی کرده دیگه پدرش بیش از حد اونجاست و یا پسری که نوشته بود از زمان دبیرستان تا الان که داره از دانشگاه فارغ التحصیل میشه اخبار رو از «خبرگزاری یک نفره» دنبال می‌کرده و… یکی نوشته بود «وحید آنلاین، آفلاین نمی‌شود تنها از شبکه‌ای به شبکه‌ی دیگر درمی‌آید» :) ولی خب واقعیت اینه که دیگه خیلی وقته که اینجوری نیست خصوصا در این یک سال اخیر که به سختی نیمچه آنلاین موندم.

از همه جالبتر ولی شوکی بود که جمعی از کاربران گوگل‌ پلاس بهم وارد کردند!

وقتی آمازون همچین ایمیلی فرستاد گفتم اوه این چیه دیگه؟ تله امنیتیه؟

کارت هدیه سایت آمازون

یا اینکه می‌گن سیا و موساد پول می‌ریزند به حساب آدم اینجوریه؟

بعدش یک نامه دیگه گرفتم که توضیح می‌داد این فتنه واقعا زیر سر مردمیه که توی بعضی از رسانه‌ها ازشون به عنوان عوامل دشمن یاد میشه :)

نامه دوستان گوگل‌پلاس

  مهم نیست چی بود یا چقدر بود، لذتش به این بود که یک جماعتی با هویتهای مستعار، یا هویتهای غیرمستعاری که من با اون هویتشون آشنا نبودم، بدون اینکه اصلا همدیگه رو فراتر از شبکه‌های اجتماعی بشناسیم، یا خیلی‌هاشون با هم مراوده مستقیمی داشته باشند (بعضی‌هاشون اصلا اختلاف عقایدی بنیادین دارند!)، یک حرکت جمعی کردند که نقش شبکه‌های اجتماعی رو توی زندگیم حک کنند. این خیلی خوب بود. خیلی برام مهم و عزیز بود.

*

احتمالا یک دوره آفلاینی دیگر در پیش خواهم داشت . کوتاهتر از دفعه پیش ولی مسئله بعدشه که احتمالا باز هم کمرنگ‌تر خواهم شد. امشب آخرین شب ماه اکتبره که بهش می‌گن هالووین. من باید اینجایی که هستم رو تا امشب تخلیه می‌کردم ولی خب به لطف طوفان سندی و شرایط دیگه چند روز بیشتر وقت دارم. جستجوهای آنلاین و آفلاین در این روزهای اخیر منجر به نتایج خوشایندی برای جیبم نشد. بدون ماشین هم این همه فاصله از شهر واقعا سخته و اغلب اوقات تنها مسافر اتوبوسهای دیر به دیر منطقه خودم هستم چون تقریبا همه ماشین دارند. این بار دیگه فصل گرما هم نیست که بگم یک جوری سر می‌کنم تا بالاخره یک جای موقتی با قیمت اینجا گیرم بیاد. مجبورم حتما یکی از گزینه‌های موجود رو انتخاب کنم که خب این اصلا معنای خوبی نداره. چون مجبورم پول خیلی بیشتری بدم و یعنی مجبورم وقت خیلی بیشتری رو به درآوردنش اختصاص بدم و این در سالی که شبکه‌های اجتماعی نقش بسیار مهمتری نسبت به قبل خواهند داشت برای من خماری دردناکی محسوب میشه.

*

بسیاری از دوستان همچنان اصرار به راه‌ندازی سایت دارند ولی برخلاف دنیای آزاد، در وب فارسی که اغلب کاربرانش در دنیای غیرآزاد زندگی می‌کنند مخاطب داشتن مترادف با تأمین هزینه‌های راه‌اندازی یک سایت مستقل درست و حسابی نیست. خصوصا که این سایت بخواد یک شبکه تعاملی هم باشه. حتی در حوزه‌های غیر سیاسی وب فارسی هم امکان کار حرفه‌ای مستقل سخت شده چون در این سرزمینهای خاص ورزش و فرهنگ و هنر و زمینه‌های دیگر هم روز به روز سیاسی‌تر و نظامی‌تر و امنیتی‌تر میشن! نبود حداقل آزادی بیان در داخل کشور باعث میشه اغلب وب‌سایتهای سیاسی، متعلق به شخص و جریانی در قدرت باشند که از اونجا هزینه‌هاشون تأمین بشه، در خارج از ایران هم چون همون قدرت نمی‌گذاره تبلیغاتی از شرکتهای بازرگانی و خدمات‌دهنده به مردم داخل کشور بگیری همه وب‌سایتها مجبور به تأمین هزینه از راه‌هایی به غیر از خود مخاطب می‌شن. فقط وب‌سایتها و وبلاگهای اخبار تکنولوژی درآمدی در ایران داشتند یا دارند که به نظر میاد درایت مسؤلان اونها رو هم بی‌نصیب نگذاره و قیمت دلار و تحریمهای کمرشکن، تکنولوژی رو از اولویت چندم مردم هم خارج کنه که بدترین عوارض این هم برای من و ما کندی رواج تلفنهای هوشمند و ابزارهای ارتباطی قابل حمل خواهد بود که در دنیای بیرون از ایران بیشترین ترافیک وب از اونها می‌گذره.

با این تفاسیر خیلی هم باید خوشحال باشیم که توییتر و فیسبوک و گوگل پلاس در این عصر هستند که ما بتونیم استفاده‌ی تقریبا متفاوت و مخصوص به خودمون رو از این شبکه‌های اجتماعی بکنیم ولی خب زندگی در مهد اینترنت زیاد با این استفاده متفاوت جور در نمیاد وقتی مخاطبت توی ایران باشه! هم از لحاظ هزینه و هم از لحاظ اختلاف ساعت که اوقات فراغت از زمان کاریش مصادف میشه با ساعت خواب ایرانیانی که اگر بیدار بودند هم اون ساعت دیگه خبرها و نظرها براشون سوخته محسوب می‌شد! می‌مونه «جاب‌آفر»هایی که میشه باهاشون آنلاین موند که اونها برای «وحید آنلاین» پیشنهاد میشه نه «وحید آفلاین» و من اصرار دارم در هویت «وحید آنلاین» شغلی نداشته باشم که خودش سردبیر خودش نباشه اگرنه هروقت خودم بتونم کاری بکنم درنگ نمی‌کنم و با بهانه‌های ایدئولوژیک ژست نمی‌گیرم.

*

گوگل ریدر

منبع ‌‌

امشب دقیقا یک سال میشه که «گودر» شبکه منسجم‌مون در گوگل‌ریدر منهدم شد.

اتفاق مهمی بود در وب خبر و خصوصا وبلاگستان فارسی. باعث شد خیلی از کاربران فارسی‌زبان رفتار مصرفیشون در اینترنت عوض بشه. خیلی‌ها رو دیگه اصلا ندیدم و نمی‌دونم وقتی که ازشون آزاد شده رو با چی جایگزین کردند ولی برای من فرداش یک روز جدید بود که سعی کردم با پلاس ادامه بدم. خوشبختانه گوگل پلاس تونست پاتوق خبری مناسبی بشه گرچه راندمانش برای نوع استفاده‌ای که مد نظر ماست پایینه و بیشتر به همون کاری میاد که براش طراحی شده ولی من تلاشم رو کردم. الان هم اصلا دلم نمی‌خواد که ۳۰ سالگی نقطه عطف زندگیم باشه. یعنی هیچ قصدی براش نداشتم و ندارم که بعدش جور دیگری زندگی کنم و این شرایطی است که زندگی آفلاین داره بهم تحمیل می‌کنه و مقاومت کردن در برابرش خیلی سخت شده.

*

صرف نظر از اینکه گروه‌های سیاسی مختلف چه موضعی نسبت به انتخابات سال آینده ریاست جمهوری دارند این یک اتفاق خبری مهم محسوب میشه که با انتخابات مجلس خیلی فرق داره. خصوصا با موقعیت فعلی ایران در جهان. از روی تجربه میشه حدس زد که از حدود اسفند و فروردین شبکه‌های اجتماعی هم مثل «اقشار مختلف مردم» یهو خیلی برای جریانات سیاسی عزیز می‌شن و رونق مضاعفی پیدا می‌کنند و سردبیران سایتهای مختلف موسوم به تحلیلی-خبری داخل و خارج از کشور و عوامل رسانه‌ای جریانهای مختلف سیاسی به عنوان افسران جنگ نرم شخصیتهای سیاسی پشتشون شروع می‌کنند به فعالیتهای ویژه برای جذب جریانات اینترنتی به سمت خودشون! نباید فراموش کرد که امسال شبکه‌های اجتماعی به مراتب مهمتر از ۴ سال گذشته هستند. بیشتر از اهمیتی که ۴ سال پیش نسبت به ۸ سال پیش داشت چون این اهمیت بنا بر میزان نفوذ اینترنت در لایه‌های عمیق‌تر جامعه تصاعدی می‌ره بالا!

اگر می‌تونستم یک مدت کلا بی‌خیال شم و درست حسابی کار کنم و به قول اینجاییها پول بسازم شاید بهتر بود. که بعدش از اواخر سال دوباره از شهر دور شم و با هزینه کمتر بتونم مؤثرتر آنلاین باشم ولی می‌دونم که نمی‌تونم از دنیای خبر دور باشم ولی حتی اگر اسپانسری با شرایط مد نظرم پیدا کنم دیگه انقدرها هم آرمانی نگاه نمی‌کنم که بخوام حتما همون ایده‌ای که سالهاست می‌پرورونم رو اجرا کنم که تا حالا نتوستم هزینه برنامه‌نویسش رو جور کنم. فعلا در همین حد که بتونم یک شبکه کوچک ولی با خروجی متفاوت راه بندازم که بتونم باهاش خلائی رو پر کنم هم بدم نمیومد که ۳۰ سالگی نقطه عطفی باشه از نوع تغییر تقعر منحنی نه نقطه ماکسیممش! یعنی بتونم آنلاین بمونم اگر راهش این باشه که به جای فعالیت فردی با سیستم جمعی ادامه بدم بلکه بشه مخاطب بیشتری از جنس «مردم معمولی» داشت علاوه بر اهالی وبلاگستان و خوره‌های خبر و نظر.

مدتی درگیر جابه‌جایی و مستقر شدن در جای جدید خواهم بود. بعدش باز هم  هرچند دقیقه که در طول روز گیر بیارم هستم در خدمت مردم آنلاین

==============

آپدیت در یک سال بعد:

شرمندگی بیشتر در تولد سال بعد

انتخاب شدن توسط کاربران شبکه‌های اجتماعی به عنوان بهترین شخص برای دنبال کردن

و راضی کردن گوگل به پس دادن اسم «وحید آنلاین» که از نظر قوانین گوگل‌پلاس هویت غیرواقعی محسوب می‌شد

قرآن سواری

تری جونز

چندی پیش کشیشی گمنام در واکنش به ساخت مسجدی در نزدیکی محل سابق برجهای تجارت جهانی خبر از قرآن‌سوزی در ۱۱ سپتامبر داد و نامش بر سر رسانه‌های دنیا افتاد. از آنجا که دولت آمریکا طبق قوانین این کشور حق هیچ گونه دخالت و جلوگیری از این کار را نداشت تلاش کرد با آگاه‌سازی در مورد عواقب این کار «تری جونز» را منصرف کند و به هر دلیلی که بود این کشیش از تصمیم احمقانه‌اش برگشت.

نکته‌ای که باعث نوشتن این مطلب شد استقبال باورنکردنی ایرانیانی بود از این طرح که امروز برای چندمین بار شاهدش بودم فقط و فقط به این دلیل که این کار آن کشیش خشم جمهوری اسلامی را برانگیخته بود! بلاهایی که به ناحق بر سر خود و خانواده‌شان آمده چنان فیلتر کینه‌ای روی نگاهشان گذاشته که باورنکردنی‌تر معتقدند مردم ایران هم به همین دلیل مشابه با این کار «تری جونز» دلشان خنک می‌شد!

واقعیت اما  آن است که  حکومت ایران بسان همه نظامهای دیکتاتوری دیگر که حتی همچین مخالفانی را می‌سازند آرزو داشت تری‌جونز از این کارش منصرف نشود تا با تحریک احساسات مردم مذهبی ایران کمال استفاده را برای پوشاندن گندی که به زندگیشان زده بکند همانطور که کنسل شدن این تصمیم را هم به روی مبارک نیاوردند و رسانه‌های حکومتی با تمام قوا مشغولند و همه تلاششان را برای بهره‌برداری از این فرصت می‌کنند.

تری جونز معروف شده منصرف شد و عده‌ای جویای نام لجبازیشان گرفت و این کار را کردند بلکه مطرح شوند که اتفاقا در هیچ کجا به اندازه رسانه‌های ایران نشدند تا جایی که در کشمیر دولت مجبور شد برای جلوگیری از تحریک مردم و ترویج خشونت جلوی پخش شبکه پرس‌تی‌وی جمهوری اسلامی را به دلیل انتشار گزارشهای نامعتبری که هیچ منبع دیگری ندارند بگیرد.

در ایران آیت الله‌هایی که در زمان کشتار مردم کشور خودشان گویا در خواب به‌سر می‌بردند حالا فتوا می‌دهند و حکم قتل برای کتاب‌سوزان صادر می‌کنند (مقلدی اگر دارند چرا این «حکم واجب» را اجرا نمی‌کند؟) و خامنه‌ای در بیانیه‌ای کوشید تا از کاهی کوهی بسازد و «حرکت ابلهانه چند آدم بی‌ارزش» را به آمریکا و انگلیس و صهیونیسم بین‌الملل و… گره بزند بلکه فشار جامعه جهانی بر دیکتاتوریش را کینه‌ای مذهبی آن هم فقط با مردم مسلمان ایران جلوه دهد:

اهانت جنون‌آمیز و نفرت‌انگیز و مُشمئزکننده به قرآن مجید در کشور آمریکا که در سایه‌ی امنیت پلیسی آن کشور اتفاق افتاد، حادثه‌ی تلخ و بزرگی است که نمی‌توان آن را تنها در حدّ یک حرکت ابلهانه از سوی چند عنصر بی‌ارزش و مزدور به حساب آورد.

این حادثه و حوادث پیش از آن به روشنی نشان می‌دهد که آنچه امروز آماج حمله‌ی نظام استکبار جهانی است، اصل اسلام عزیز و قرآن مجید است؛ صراحتِ مستکبران در دشمنی با جمهوری اسلامی ناشی از صراحت ایران اسلامی در مقابله با استکبار است و تظاهر آنان به دشمن نبودن با اسلام و دیگر مسلمانان، دروغی بزرگ و فریبی شیطانی است. آنان با اسلام و هر آنکس که بدان پایبند است و هر آنچه نشانه‌ی مسلمانی است دشمن‌اند.

چه کسی باور می‌کند که این توطئه‌ی گسترده بدون کمک و دخالت حلقه‌های صهیونیستیِ درونِ دولت آمریکا ممکن و عملی است؟!

منظور از سایه امنیت پلیسی در این بیانیه آن است که چرا پلیس آمریکا آنطور که نیروی انتظامی ایران به مردم حمله می‌کند به آنها حمله نکرد و مثل وقتی که اوباش خانه کروبی را به گلوله می‌بستند فقط نظاره‌گر بود. ایشان البته از بس واژ‌ه‌های «عنصر» و «مزدور» را بی‌حساب و کتاب خرج کرده‌اند حواسشان نبوده جای این لغتها در بند اول نبود که می‌گوید «گمان نکنید که آنها عنصر و مزدور بودند» حال آنکه در ادامه مدعی است عنصر و مزدور بوده‌اند!

ولی واقعا سوزاندن قرآن برای قاتلین و شکنجه‌دهنده‌های مردم اهمیتی دارد یا اینکه چه کسی بسوزاند و چه بهره‌ای از آن بتوان برد مهم است؟ اگر من وحید آنلاین بسوزانم و گزارش مصور از این کارم بدهم مرجعی فتوا می‌دهد؟ اگر فراخوان عمومی در وبلاگستان راه بیفتد برای همچین کاری خامنه‌ای بیانیه می‌دهد؟ قرار است در آمریکا احمق پیدا نشود یا چون ما ایرانی هستیم خوب نیست که بقیه دنیا متوجه شوند که مردم کشورمان چه احساسی نسبت به دینشان پیدا کرده‌اند؟

شاید بهتر بود به جای نوشتن این پست به این ویدیو از یوتیوب می‌پرداختم که مدعی است قرآنهایی که در آن دیده می‌شود توسط جمهوری اسلامی در ماجرای حمله و تخریب مدرسه اهل سنت در زابل سیستان و بلوچستان به آن صورت درآمده‌اند ولی از اصالت فیلم مطمئن نیستم. به هرحال دیدنش را از دست ندهید که قرآن سوزی اگر اهمیتی داشت از غسل آن با فاضلاب کسی باخبر نشد!

روز جهانی وبلاگ

امروز ۳۱ اوت روز جهانی وبلاگ بود. دراین‌باره وبلاگ صادق را بخوانید.

همزمانی ظهور شبکه‌های اجتماعی نوین اینترنتی و وقایع پس از انتخابات ۸۸ ایران وبلاگ را برای نظر دادن در مورد اخباری که به سرعت منتشر می‌شد ابزاری کند نشان می‌داد. خبرهایی در یک روز که پیشترها هرکدامشان موضوع بحث یک ماه وبلاگستان می‌شدند.

همانطور که سرعت انتشار اخبار زیاد می‌شد بر هیجان نویسنده و مخاطب هم افزوده می‌شد و از عمق به سطح حرکت می‌کردیم. وبلاگ حکم سینما را پیدا کرد و نوشته‌های شبکه‌های اجتماعی مثل سریالهای تلویزیونی رونق پیدا کردند. در وبلاگ‌نویسی نوین پستها متنهایی شد که کاربران به عنوان یادداشت روی مطالب مختلف اضافه و منتشر می‌کنند و در عوض بسیاری از وبلاگهای سنتی به جایگاه اصیل‌شان برگشتند و بازتابدهنده وقایع روزمره نویسندگانشان شدند یا به موضوعات مختلف از منظر تخصصی و کارشناسی پرداختند. این پوست‌اندازی‌ها نشان از پویایی وبلاگستان دارد نه رکود آن!

رسم است که در روز جهانی وبلاگ وبلاگ‌نویسان چند وبلاگی که احتمال می‌دهند بقیه زیاد با آن آشنا نباشند را به یکدیگر معرفی کنند ولی حجم اخبار در یک سال گذشته فرصت کشف و بررسی وبلاگ جدیدی را به خیلیها از جمله من نمی‌داد و از آنجایی هم که جدیدا مخاطبانی پیدا کرده‌ام که پیش از این با دنیای وبلاگستان مراوده زیادی نداشتند و در حد کمانگیر و یک‌پزشک اسم وبلاگها را شنیده بودند ترجیح می‌دهم روی خواندن پنج وبلاگ که احتمالا اهالی آنلاین به خوبی می‌شناسندشان تأکید دوباره کنم!

famous-blogger

منبع کارتون

ایمایان
عیار ایماگری که رخ پنهان نموده و تسلطش بر موضوعات مختلف دل از همه ربوده. شایسته دریافت عنوان وبلاگ‌نویس مؤثر! دارای توانایی بیشترین تأثیرگذاری با استفاده از کمترین کلمات.

تورجان
«علی اشرف فتحی» و «سید مرتضی ابطحی» وبلاگی را بنا نهادند که در همان آغاز کار با استقبال گسترده‌ای مواجه شد. حوزه‌ای که آنها به آن می‌پردازند مخاطب تشنه زیاد دارد و راوی مطلع و منصف و موثق کم!

تورجان گرچه این روزها رونق و صفای گذشته را ندارد و نوتهای نویسندگانش روی آیتمهای گوگل ریدر را به مطالب بسیار بلند و کتاب‌گونه وبلاگشان ترجیح می‌دهم ولی تغییر ظاهرش (پوسته پیش‌فرض وردپرس!) نشاندهنده احوالات درون صاحبانش هست. پس از دستگیری علی‌اشرف در مراسم چهلم درگذشت آیت‌الله منتظری و افتادن سر و کارش با دادگاه ویژه روحانیت و آزادی موقتش با وثیقه ۵۰ میلیون تومانی عذر کم‌کاریشان بسیار موجه است!

مجمع دیوانگان

«آرمان امیری» با وبلاگش که گاهی چندبار در یک ۲۴ ساعت به‌روز می‌شود یک تنه به رقابت با شبکه‌های اجتماعی می‌پردازد. به یاد ندارم موضوعی مطرح بوده باشد و آرمان به آن نپرداخته باشد. خیلیها حضور کمّی بیشتری دارند ولی کیفیت مجمع دیوانگان فدای کمیتش نشد.

راز سر به مهر
«محمد معینی» هم پشتکاری مثال زدنی در روزانه نوشتن دارد. پس از ۹ بار فیلتر شدن این خانه دهمش است. کوتاه می‌نویسد و مفید!

اقتصادانه
«حجت قندی» به مسائل اقتصادی با زبانی همه‌فهم می‌پردازد.

هاشمی رفسنجانی
چند وقتی است که وب‌سایت رسمی هاشمی رفسنجانی با بخشی به‌نام «بازخوانی ۵۰ سال مجاهدت» به روز می‌شود که اگر فقط به خواندن تیترهای خلاصه آن مطالب بسنده کنید متوجه قدیمی بودن موضوعشان نخواهید شد بس که دقیق انتخاب می‌شوند!  نمی‌دانم البته که کار چه کسی است آن پشت.‌

مهدی خزعلی
دو عامل باعث جذابیت دست‌نوشته‌های «مهدی خزعلی» شده. اول رانت اطلاعاتی و سالها بودن نویسنده در موقعیتهایی که باعث دانستن خیلی چیزها و توانایی انجام بعضی کارها شده و دوم شهامت بازگو کردنشان در این برهه که مردم بیش از پیش در پی کشف اسرار سه دهه گذشته هستند!