خارجی کثیف با کله سیاه آواره فرقی نداره

تبیعض نژادی ممنوع

من نمی‌دونم ما داریم عقب می ریم یا این دو سه روزه خیلی به نژادپرستانی که توهم میهن پرستی دارند بر می‌خورم.

در جریان مسابقه فوتبال بین دو تیم پرسپولیس تهران و ذوب‌آهن اصفهان، کریم باقری از پرسپولیس با دروازه‌بان سنگالی ذوب‌‌آهن اصفهان یعنی «عیسی اندوی» برخوردی داشتند که منجر به هل داده شدن کریم توسط این دروازه‌بان شد.

صحنه درگیری کریم باقری و عیسی اندوی

گزارشگر نسبتا محترم بازی جناب آقای علی‌فر در این صحنه چنان عرق ملیشان گل کرد که بی‌طرف بودن به عنوان گزارشگر یک رسانه عمومی ( و نه خصوصی و هوادار) را یادشان رفت و خطاب به دروازه‌بان ذوب آهن گفت هرکاری می‌خوای بکن که از فصل بعد دیگه دروازه‌بان خارجی قبول نمی‌کنیم و در پخش مجدد و صحنه آهسته این درگیری بسیار کوتاه به جای اینکه از نام وی یا عنوان «دروازه‌بان ذوب آهن» استفاده کنه مجداد ذکر کرد حرکت ناشایست از یک خارجی! (با تأکید بر روی خارجی بودن دروازه بان مذکور!) طوری که انگار این حرکت ناشی از ایرانی نبودن یا سیاه‌پوست بودن اونه. انگار بازیکنان ایرانی اسوه اخلاق و ادب هستند و این خارجی اومده لیگ فوتبال ایران رو به قهقرا ببره.*

از اونطرف داور مسابقه crazy گفتن کمک مربی برزیلی پرسپولیس رو که طبق عرف باید ناخشنودی اون مربی از وضعیت تلقی می‌شد توهین فرض کرده و احساس کرده مچ این خارجی رو با دانش زبانش گرفته و اخراجش کرده، طوری که افشین قطبی بعد از بازی در چرخش رویه‌ای ۱۸۰ درجه‌ای مصاحبه‌ای می‌کنه که می‌شه موضوع داغ مملکت. و طی اون اعتراض می‌کنه که اینجا بدترین توهینها به زبان فارسی به داور می‌شه و کسی ککش نمی‌گزه وقتی مربی خارجی می‌گه crazy اخراج میشه..

اینها بماند…

تبعیض نژادی را متوقف کنید چندی پیش خبرگزاری فارس خبری در مورد قهرمان المپیک افغانستان کار کرده بود و در اون ذکر کرده بود که این قهرمان تا چند سال پیش در ایران آرایشگر بوده. این خبر بنا به دلیلی به مذاق عده‌ای از افغانها خوش نیامده و قضیه بیخ پیدا کرده و واکنشهایی نشون داده شده، نویسنده خبر مذکور به بهانه پاسخگویی به این واکنشها ( گیریم که یک یا دو یا صد افغان توهین شدید هم کرده باشند) جوابیه‌ای در وبلاگش می‌نویسه و طی بازشماری اون دسته از جرائمی که توسط افغانها در ایران صورت گرفته این جملات رو در مورد کل نژاد افغان بکار می بره:

نگاهی به آرشیو اخبار مربوط به کثافت کاری هایشان بیش از پیش خشمگینم می کند.

اینها فقط گوشه ای از جنایاتی است که این اجنبی ها در مملکت ما مرتکب می شوند و ادعای حق طلبی هم دارند.

در خاتمه باید بگویم متاسفم از اینکه در این مدت به افغان ها به چشم انسان نگریستم چون حداقل آن عده که اینگونه موضع گیری کردند،‌نشان دادند لیاقت چنین نگاهی را ندارند.

این مطلب در بالاترین لینک می‌شه و پس از گذشت ۱۲ ساعت (تااین لحظه) بالای ۷۰ رای مثبت میاره!!!

*خارج از موضوع:

این که برای باشگاههای فوتبال ما هویتی مستقل قائل نمی‌شن و نگاهی فراملی بهش ندارند ریشه‌ای عمیق داره که برمی‌گرده به اصل ۴۴ قانون اساسی!، طوری که شب گذشته سرمربی تیم ملی جناب آقای علی دایی در جواب فردوسی پور که پرسیده بود آیا شما می‌تونی بلایی که سر باشگاه‌های ایران میاری رو سر اوساسونای اسپانیا هم بیاری و هر وقت که دلت خواست نکونام رو ازشون بگیری که اینطوری تک ستاره‌های تیمهای مختلف ایران رو که کلی پولشون رو دادند دربست در اختیار می‌گیری و نتیجه بازیهاشون رو عوض می‌کنی؟ گفت قوانین فیفا اجازه نمی‌ده این کار رو بکنم ولی باشگهای ایران باید بخاطر تیم ملی فداکاری کنند آیا باشگاه‌ها خودشون رو مهمتر از تیم ملی می‌دونند؟ (و این یعنی قوانین فیفا در مورد باشگاه‌های ایرانی کشک چون دولت زورش می‌رسه به بهانه ملی‌گرائی باشگاه‌ها رو فلج کنه)

عکسها از اینجا و اینجا

لینک این نوشته در بالاترین

سیاست در ورزش، سکوی پرتاب یا لبه پرتگاه

اینکه از قبل راجع به یک لحظه خاص که قراره تعداد زیادی دوریبن روت زوم کنند و آدمهای زیادی از طریق اونها بهت توجه کنند، فکر کرده باشی و برنامه‌ای داشته باشی چیز خوبی بنظر میاد.

حسین رضازاده قهرمان مسابقات وزنه‌برداری قهرمانی جهان، قطر ۲۰۰۵

مسابقات وزنه‌برداری قهرمانی جهان، قطر ۲۰۰۵ (منبع)

این لحظه خاص و واکنشی که نشون داده می‌شه برای یک دانش‌آموز بسیار خوب می‌تونه اولین مصاحبه بعد از کسب رتبه بالای کنکور یا لحظه ورود به کشور پس از کسب مقامی در المپیاد و تشکر از پدر زحمتکش و مادر فداکار باشه، برای یک فوتبالیست، لحظه پس از به ثمر رسوندن گل، بالازدن لباس و نشون دادن عکس عزیزی از دست رفته و برای یک قهرمان ورزشی رفتن روی سکوی قهرمانی و عرض ارادت به مرادی باشه.

المپیک برلین ۱۹۳۶

المپیک برلین ۱۹۳۶ (منبع)

المپیک ۲۰۰۸ چین نزدیک‌ه (تقریبا دو هفته دیگه)، اینکه چقدر از این سکوهای قهرمانی برای پرتاب شدن به دل مردم استفاده خواهد شد یا پستهای سیاسی، آیا عرض ارادتها از دل میاد و بر دل می‌شینه، ابراز احساسات‌ طبیعیه یا تصنعی (در واقع قلبی هست یا قبلی)، شاید در میزان محبوبیت ورزشکاران مؤثر باشه ولی برای مردمی که از ورزش مدال المپیکش را می‌خواهند و برای دوربینهای زیادی که منتظر شکار این واکنشها و انتقالشون به ما هستند زیاد فرقی نمی‌کنه:

تامی اسمیت و جان کارلوس ( مدال آوران طلایی و برنزی تیم 200 متر دو و میدانی آمریکا ) در المپیک 1968 مکزیکو

المپیک ۱۹۶۸ مکزیکو (توضیح عکس)