اردیبهشت
۱۳۸۸
جلوی قاضی و ملق بازی ؟
دو روز پیش در همه سایتهای خبری به مطلبی مشابه با عنوانی مشابه برخوردم:
«ده کشور بدتر جهان برای وبلاگنویسی»
بار اول که این خبر را دیدم بسیار تعجب کردم که با قبول چه خطری این مطلب را کار کردند چون اگر این گزارش را وزارت ارشاد آقای صفارهرندی هم تهیه میکرد نمیتوانست از ذکر نام کشور عزیزمان بگذرد چه برسد به CPJ کمیته حمایت از روزنامهنگاران!
ولی در کمال تعجب اسمی از ایران در میان کشورها نبود. سایتهای خبری بعدی هم به همین ترتیب چون ترجمه تیتر و متن کپی شده از ایسنا بود. خوب که دقت کردم دیدم که برخلاف تیتر تنها از ۹ کشور در متن خبر نام برده شده! (هایلایتها را بشمارید)
کلمات کلیدی تیتر و مطلب را در گوگل جستجو کردم و به اصل گزارش رسیدم. فکر میکنید کشور غائب در رتبه چندم این لیست قرار دارد؟ خودتان ببینید.
جای شکرش باقی است که CPJ آنقدر برای خبرگزاریهای رسمی ایران معتبر هست که نتوانند از نقل گزارشش بگذرند!:
وبلاگنویسان پیشگامان تحول اطلاعاتی بوده و شمار آنها به سرعت در حال افزایش است اما دولتها به سرعت فرا میگیرند چگونه با استفاده از سانسور و فبلتر اینترنت، محدودیت دسترسی آنلاین و کاوش اطلاعات شخصی، فنآوری را علیه وبلاگنویسان به کارگیرند و هنگامی که تمامی اینها با شکست مواجه شدند مقامات دولتی به سادگی چند وبلاگ نویس را برای ارعاب باقی جامعه آنلاین به در پیش گرفتن سکوت یا خودسانسوری، به زندان میاندازند.
اینها اعترافند؟
اردیبهشت
۱۳۸۸
زهرا رهنورد
مطلب قبلیم مخصوصا قسمت «رهنورد»ش واکنشهائی به همراه داشت که ترغیب شدم کمی بیشتر از ایشان بدانم. به هرحال نقش وی در میزان آرای «میرحسین» به عنوان اولین زنی که دوشادوش شوهرش در مبارزات انتخاباتی جمهوری اسلامی ایران حضور دارد انکار ناشدنی است. همانطور که در ادامه خواهید دید وی همواره به عنوان اولین زن شایسته ریاست جمهوری و وزارت مطرح بوده و حتی او را تئوریسین دولت احتمالی «میرحسین» میدانند.
متوجه شدم
از روی عکسی که مربوط به مراسم تودیع وی از ریاست دانشگاه الزهرا بود متوجه شدم که فلسفه پوشیدن این روسری گلگلی و پیراهن جیننما هرچه هست به انتخابات پیش رو ربطی ندارد.
متوجه شدم که اگر در تاریخ تولد وی بین سایتهای مختلف اختلاف هست در قرآن محوری بودن زندگیش شکی نیست. گویا انس و علاقه عجیبی به این کتاب دارد و پژوهشهای زیادی در موردش انجام داده طوری که بخاطر عجین بودن زندگیش با آن لقب «خادم القرآن» را به او دادند.
متعجب شدم
ولی اینها چیزهائی نبود که باعث تعجب من شد. در واقع اعتماد به نفس بالایش وقتی برایم قابل توجیه شد که اینها را خواندم:
زهرا رهنورد متولد ۱۳۲۴ دکترای علوم سیاسی دارد وی ریاست دانشگاه الزهرا را بر عهده داشتهاست. از رهنورد به عنوان هنرمندی که در مجسمه سازی شهرت یافته نام می برند. رهنورد پیش از انقلاب در رشته مجسمه سازی دانشکده هنرهای زیبا تحصیل کرد و به عنوان اولین زن کشور به مقام استادی (فول پروفسوری) دست یافت. از این استاد دانشگاه، هنرمند و نقاش تاکنون بیش از 30 جلد کتاب و چندین مقاله در مباحث تئوری هنر، زنان و علمی سیاسی به چاپ رسیده است.
زهرا کاظمی (رهنورد) پیش از انقلاب در رشته مجسمه سازی دانشکده هنرهای زیبا تحصیل کرده و از شاگردان پرویز تناولی بوده است.[نیازمند منبع]
مجسمه «نرگس عاشقان» اثر او (۱۳۷۳) در میدان مادر تهران نصب شده است.
پروفسور زهرا رهنورد برای جامعه علمی، سیاسی و روشنفکری ایران یک نام شناخته شده است. نام او با دین، هنر، زنان، جوانان و روشنفکری مسلمان گره خورده است. بر این اساس وقتی او را برای یک گفت وگو دعوت می کنم، نیک می دانم به راحتی می توانم ریز ترین پرسش ها را در این حوزه ها با او در میان بگذارم؛ از زنان تا بحث دموکراسی. از حجاب زنان و جوانان تا موسیقی راک و جاز. زهرا رهنورد که درجه علمی اش فول پروفسور رشته هنر است، تاکنون بیش از 30 جلد کتاب در حوزه های گوناگون نوشته است. علاوه بر این نقاش و مجسمه ساز است و «تندیس مادر» در میدان محسنی از ساخته های این روشنفکر مسلمان است. پروفسور رهنورد به دلیل ارتباط تنگاتنگی که با جوانان، زنان و سیاستمداران دارد نامش همواره به عنوان یکی از زنان شایسته برای نامزدی ریاست جمهوری یا اولین وزیر زن بعد از انقلاب مطرح بوده است. اما… مهندس میرحسین موسوی نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری همسر پروفسور رهنورد است. در صورت پیروزی موسوی از رهنورد به عنوان تئوریسین دولت بعدی یاد می شود. جهت گیری نظرات رهنورد، تاییدی بر این نظر است. می گویید نه؛بخوانید.
روزنامه اعتماد – یکشنبه، 30 فروردین 1388 – شماره 1929
این دو مصاحبه مختلف با همشهری مربوط به چندین سال پیش از این است و میتوان بدون ظن انتخاباتی آنها را خواند:
شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۳ – شماره ۳۴۰۵
پاییز ۷۷ وقتی اولین زن رئیس دانشگاه کشور در رأس تنها دانشگاه زنانه دولتی ایران منصوب شد، کمتر کسی فکر می کرد این تصمیم اولین و آخرین اقدام در نوع خود باشد.زهرا رهنورد، در گذر تمامی این سالها؛ همچنان تنها زن رئیس دانشگاه کشور باقی مانده است. او که به ندرت حاضر به گفت وگو با یک روزنامه می شود و پیشنهاد ما را برای نخستین بار، در روز برگزاری مراسم تجلیل از خدمات علمی خود رد نمی کند، اما انجام مصاحبه را به وقتی دیگر موکول می سازد؛ … اتاق رئیس دانشگاه در طبقه دوم ساختمان ریاست در نزدیکی دانشکده روانشناسی «الزهرا» واقع است.
… عکاس روزنامه که دوربین را به دست می گیرد، اما رهنورد به هیچ وجه اجازه گرفتن عکس پرتره و انفرادی را مثل همه مصاحبه های دیگر به ما نمی دهد، در عوض ما را به گرفتن عکس دسته جمعی دعوت می کند.
«…من کلاً نظام تک جنسیتی را در آموزش عالی توصیه نمیکنم….»
دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۸۲ – شماره ۳۲۱۴
باید اذعان کنم برای من با همه کمبودها و کاستی هایی که در خود می شناسم داشتن این لقب، یعنی «خادم القرآن» یک موهبت الهی است.
خدایا، خداوندگارا تو به حقیر آن چنان تفضل کردی و عشق به قرآن و مصاحبت آن را به من عطا کردی و نمی دانم چگونه شکرگزار تو که مرا به زیباترین لقب، خادم القرآن مفتخر نمودی باشم. تحقیقات جدی قرآنی من از سال ۱۳۵۰ شروع شد و اولین و دومین کتاب قرآنی حقیر در سال ۱۳۵۴ چاپ شد و هر دو پس از یک هفته نایاب و به چاپ های بعدی رسید، بعدها غیر از تحقیقات موضوعی بر روی واژگان نیز تحقیق کردم و توانستم، متدولوژی خاصی را برای این گونه تحقیقات ابداع کنم.
* تاکنون چند جلد کتاب نوشته اید و چه مقالاتی را تحقیق کرده اید؟
- تاکنون ۱۸ جلد کتاب نوشته ام و در دوران تحصیل از سه رساله در فوق لیسانس و دکترا دفاع کرده ام که به نوعی مرتبط با قرآن بوده است و ده ها مقاله نیز در زمره این مطالعات است.
خواندن متن کامل مصاحبه بالا توصیه میشود.
زهرا رهنورد به روایتی در سال ۱۳۳۰ بدنیا آمده است. خلاصهای از زندگی وی به عنوان یکی از مشاهیر علم و فرهنگ را میتوانید در صفحه مخصوص به او در پایگاه اطلاع رسانی بنیاد ایران شناسی بخوانید و همچنین صفحهاش در سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها
***
پینوشت: کسی نقطه تاریکی از زندگی شخصی یا اجتماعی وی سراغ ندارد؟ چیزی پیدا نکردم که متن بالا را متعادل کنم.
پینوشت ۲: در پی سؤال بالا عدهای به بیحجابی وی در دورهای قبل از انقلاب اشاره کردند که من هم شنیده بودم ولی چیزی نداشتم (ندارم) که به آن استناد کنم. نقطه ضعف هم نیست از نظرم چون کسی که با عقل و درک عقایدش را عوض میکند (انتخاب میکند یا حتی از ایمان به کفر میرسد) برایم از احترام بیشتری برخوردار است نسبت به کسی که عقایدش را فقط از محیط به ارث میبرد.
یک نفر هم به این اشاره کرد که مخالفین دولتی فیلمی از رقاصی وی با لباسهای آنچنانی دارند که جرئت انتشارش را ندارند! واضح است که این دیگر شایعهای بیش نیست که خود همان دولتیها پخش میکنند. چون اگر داشتند در پخشش درنگ نمیکردند. شاید هم نگران این هستند که با انتشارش به جای تخریب تبلیغ مؤثری کنند!
یادم هست دوره قبل هم یکی از کارگرهای ساختمانی که تازه از ولایت آمده بود چنان رگ غیرتش باد کرده بود که به مسؤلین فحش میداد بخاطر اینکه چطور اجازه دادند که کسی نماز نمیخواند و کافر هست و دشمن اسلام کاندیدای ریاست جمهوری شود. معین را میگفت! کسی که چند دوره وزیر رئیسجمهورهای مختلف جمهوری اسلامی ایران بوده و از مجلس شورای اسلامیش بارها رأی اعتماد گرفته! آری تخریب در این مملکت مؤثر است که کاندیداها به هم رحم نمیکنند.
اردیبهشت
۱۳۸۸
غدیر خم زیر برج میلاد
تصاویر عینی و تصورات ذهنی وحیدآنلاین از سومین همایش موج سوم
(برای دیدن عکسها در اندازهای بزرگتر و کیفیتی بهتر روی آنها کلیک کنید)
چهارشنبه هفته گذشته سومین همایش موج سوم به قصد اعلام حمایت صریح و قاطع «سید محمد خاتمی» از کاندیداتوری «میرحسین موسوی» و انتقال محبوبیتش به وی برگزار شد.
هر آنکس که من مولای اویم پس میرحسین نیز…
فیلم ورود پرهیجان خاتمی را از یوتیوب ببنید:
گزارش خود مراسم را میتوانید اینجا یا اینجا بخوانید اما نکاتی که من اضافه میکنم:
۱-سید احمد هاشمی نژاد از همان لحظه بلندشدن برای سخنرانی با تکان دادن دو پرچم سبز سالن را به وجد آورد. در ادامه، جملات حماسی وی بارها با تشویق و ابراز احساسات نوجوانان حاضر روبرو شد طوری که در انتهای سخنرانیش گفت: «چه کسی میگوید که میرحسین موسوی را نسل جوان نمیشناسند پس اینها چه کسانی هستند»

ولی واقعیت آن است که نه تنها نسل دانشجویان فعلی حتی اسم میرحسین را هم نشنیدهاند بلکه من در کار هم نسلان خودم هم ماندهام که وی را بیاد ندارند! البته شاید این بیشتر جای خوشحالی داشته باشد تا ناراحتی. نه اینکه میرحسین تصویر بدی در اذهان نسل گذشته به یادگار گذاشته باشد نه، اتفاقا همه به نیکی از او یاد میکنند بلکه کسی که ناگهان از سایه درمیآید و قهرمان معرفی میشود پتانسیل بیشتری برای راهاندازی موج دارد. درست مثل خاتمی که از کتابخانه ملی در آمد. منتهی خوششانسی خاتمی در این بود که رقیب اصلیش از امتیاز ریاستجمهوری در زمان برگزاری انتخابات برخوردار نبود! (وقتی میرحسین شخص اول قدرت اجرائی این مملکت بود خاتمی کجا بود؟)

۲- به هر بهانهای فریاد «مرگ بر دیکتاتور» سالن را به لرزه در میاورد و هر بار جواد یحیوی (مجری ضعیف برنامه) به حضار یادآوری میکرد که «مرگ بر» برازنده انسانهای فهیم با مرام اصلاح طلبی نیست و بهتر است به جای آن از شعارهائی حاوی «زنده باد» و «درود بر» استفاده کنید. با این استدلال وی بدون اینکه بخواهد از دیکتاتور خاصی دفاع کند شعار «مرگ بر شاه» را هم به نفهمای زمان شاه نسبت میداد. ژستهای تصنعی و استفاده از القاب و عبارات تکراری برای به شور آوردن سالن از ضعفهای اصلی اجرا بود.
۳-از دیگر شعارهای مطرح همایش این بود: «نصر من الله و فتح قریب ، مرگ بر این دولت مردم فریب»
۴-میرحسین موسوی در یکی از فیلمهایی که قبل از آمدنش به سالن پخش شد اشاره کرد که دوست ندارد عکسهایش را در اندازههای بزرگ بر در و دیوار ببیند و گفت وقتی عکسهای بزرگ اشخاص را روی دیوار میبیند احساس میکند که این تصاویر حالت سرکوبگرانه دارند. این قسمت از سخنان وی با تشویق ممتد و طولانی حضار مواجه شد گویا وی به تصاویر شخص خاصی اشاره داشت.
۵-مهجوریت مصطفی معین گویای خیلی چیزها بود مخصوصا وقتی که صحنههای مشابه ۴ سال پیش را بیاد میآوردی و او را محبوب اول این جمعیت میدیدی!

۶-در قسمتی از مراسم کلیپ بسیار زیبایی پخش شد که خیلی سریع همه اتفاقات مهم تاریخ معاصر ایران را مرور میکرد و جابجا با ابراز احساسات حضار مواجه میشد. همهاش سوت و دست و تشویق بود تا اینکه به ارتحال امام رسید. چندین ثانیه عدهای با قدرت تمام «هیس» سر میدادند که مبادا واکنش مشابهی رخ دهد. ولی برخلاف آنچه که خانم توحیدلو نوشتند بعد از پایان صحبتهای تاریخی «حیاتی» (انالله و… …به ملکوت اعلی پیوست) باز هم صدای سوت و تشویق شنیده شد که البته با زیرکی سازنده کلیپ در میان آهنگی که بلافاصله پخش شد گم شد. ما که صلوات نشنیدم ولی اگر کسی شنید شاید ناشی از نشستنش در میان بزرگان بود.
غرض از گفتن این نکته این بود که این تنها بخشی از مردم منسوب به آرای خاموش هستند که راضی به رأی دادن شدهاند ولی اصلاحطلبان قطعا نماینده این آرا هم نیستند که توقع براه افتادن موج داشته باشند بلکه در بهترین حالت پلی هستند بین آنها و حاکمیت مقدس و البته مهجور. این تفاوت در صورت پیروزی احتمالی میرحسین قطعا به رخ مردم کشیده خواهد شد و دیکتاتورستیزان و متوقعین انقلاب (اصلاحات بنیادی) دوباره سرخورده خواهند شد ولی خب الآن به نفع مصلحان نیست که این تفاوتهای بنیادی و اعتقادی را به طرفدارانشان متذکر شوند!
۷- از «میرحسین» و «خاتمی» خواستنیتر شاید «عبدالله رمضانزاده» و «محمدرضا خاتمی» باشند.
۸-از «زهرا رهنورد» تصویر بسیار خوبی در ذهنم ساخته بودم. شعور بالا و روانشناسی عالی ولی هر چقدر که میرحسین موسوی دلنشنین و جذاب بود (حتی نفس کشیدنش) همسرش اخمو، عبوس وعنق بود طوریکه اگر جای برگزار کنندگان مراسم بودم برای عذرخواهی از اینکه وقتشان گرفته شد مراجعه میکردم!
این پالسهای منفی وقتی بیشتر شد که دو جملهای هم در شلوغی سن برای حضار صحبت کردند: «امروز من تمام سلحشوریها از دوره مشروطه تا دوران ملی شدن صنعت نفت تا پیروزی انقلاب اسلامی را در چشمان شما میبینم»
زیادی حول محور خودش بود، بیشتر از همسرش برای تشکر از ابراز احساسات حضار دست تکان میداد انگار این جمعیت نه برای خاتمی و حتی میرحسین که گرد او جمع شده بودند. باید بگویم من هم اینکه گفته بود «وقتی میرحسین با من ازدواج کرد من از او معروفتر بودم» را در چشمانش میدیدم. (این حس بود نه منطق)
برای فیدخوانها: ادامه این مطلب حاوی حدود ۳۰ عکس دیگر است…
ادامه مطلب »













![زیر خط وحید [ وحیدانه ]](/images/sidebar/vahidaneh.png)
![نیم خط وحید [ انعکاس ]](/images/sidebar/links.png)
![پاره خط وحید [ وحیدیسم ]](/images/sidebar/vahidism.png)





