اردیبهشت
۱۳۸۸
از «مرگ بر» تا «صبر بر»
سایت قلم متعلق به ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی اقدام به انتشار تصاویری تحت عنوان «تصاویر منتشر نشده از سید» نموده. (گویا تأکید روی سید بودن تأثیر تبلیغاتی دارد)
روی همه این تصاویر جملههای متفاوتی هم درج شده (احتمالا همگی از خود «میرحسین») از جمله این عکس با جمله:
«در رابطه با آمریکا باید صبر کرد»
یکی از بازدیدکنندگان نکته سنج سایت که عکس بالا را به صورت بریده نشده در آرشیو خودش داشت طی توضیحاتی آن را منتشر کرد. (به همین خاطر سایت قلم نیز مجبور شد عکس کامل را هم قرار دهد)
رسانههای وابسته به اصولگرایان (اصول که چه عرض کنم، کسانی که به خصلت ثابت بودن کلیه عقاید و مواضع طی سالیان افتخار میکنند) این ماجرا را فرصتی برای تخریب «میرحسین موسوی» دانسته و او را متهم به مصلحتاندیشی و تجدید نظر در مواضع انقلابی کردند.
ولی اساسا «مصلحتاندیشی و تجدید نظر در آرای گذشته» (صرف نظر از اینکه شرایط هم تغییر کرده یا نه) نکتهای منفی است که اتهام نام بگیرد؟ از «مرگ بر» به «صبر بر» رسیدن پیشرفت است یا پسرفت؟
شاید جواب را بتوان در متن تخریبی زیر که خبرگزاری دولتی برنا (شبکه خبری جوانان ایران اسلامی) به عنوان «خبر» ماجرای بالا علیه «میرحسین موسوی» کار کرده دید (تأکید از من):
یقینا ملت ایران با مشاهده چنین تناقضات آشکار غیرقابل توجیه که تنها مصرف انتخاباتی دارد سکوت ننموده و عاملان رویکردهای منفعلانه در برابر استکبار جهانی را به زباله دان تاریخ خواهند فرستاد.
اگر ملت ایران حتی فکر کردن به «رابطه با آمریکا» را خیانت به خود فرض کرده و عاملانش را به زبالهدان تاریخ خواهد فرستاد پس این شعار برای کدام جمعیت «مصرف انتخاباتی» دارد؟
وقتی کاندیداهای انتخابات پیشرو وعده حذف گشت ارشاد را دادند هم مسؤلان برآشفتند که بیش از نود و خوردهای درصد از مردم موافق این طرح هستند و چند درصد باقیمانده هم از این ناراضی هستند که برخورد با بدحجابان آن طور که باید شدید نیست و این شعارها مصرف انتخاباتی دارد.
با توجه به آمار بالا هم گویا بدحجابان جزء جمعیت کشور نیستند که درصدی شامل خودشان شده باشد ولی پس این شعارها برای چه جای اینکه ضدتبلیغ شوند «مصرف انتخاباتی» دارند؟
اینها اعترافند یا معنای واژهها عوض شده؟
اردیبهشت
۱۳۸۸
خدا یا خرما مگر خودمان انتخاب نکردهایم؟
شکایت تحریمهای اینترنتی را باید از کی به کجا برد؟
یا ما (بیش از ۹۸ درصد ما!) طرفدار نظام مقدس جمهوری اسلامی هستیم یا با اعتراضمان به تحریمها میگوئیم که اینطور نیست و اسیر دست اقلیتی هستیم که نماینده ما نیستند.
یا معتقدیم که نیازی به دنیا نداریم و خودمان نانو تکنولوژی را مثل سیب زمینی میکاریم و برداشت میکنیم یا مدعی هستیم که آنانکه پرچمتان را آتش میزنند و مرگ بر شما میگویند ما نیستیم و عده بسیاری کمی هستند که قدرت و رسانه را در اختیار دارند پس لطفا علم و امکانات اینترنتیتان را از ما دریغ نکنید!
جمع این دو چطور ممکن است؟ یعنی چطور میشود که ما دشمنی کنیم (به حق یا ناحق) ولی خودمان را محق دوستی بدانیم؟
اصلا اینطور نگاه کنیم که عدهای جنایتکار سعی میکنند که ما را مجبور کنند در جرمشان شریک باشیم و گیلاسهایمان را از خون مستضعفان عالم پر کنیم و با شادی سربکشیم ولی از آنجائی که ما اساسا خیلی کارمان درست است و اهل جنایت و این حرفها نیستیم زیر بار این ننگ نمیرویم، یعنی حتی اگر خورشید را در دست راستمان بگذارند و ماه را در بسته پیشنهادی فرو کنند باز هم گیلاسهایشان را از ادرار پر میکنیم. سؤال این جاست که با این دنیابینی (مناسبات و روابط) استفاده از علم و امکاناتشان را هم «حق» خود میدانیم یا قبول داریم که با افتخار (یا حتی ناراحتی) نباید توقعی هم داشته باشیم؟
بدیهی است اینکه بخاطر گفتن حقیقت، رفاهی را از دست بدهیم جای ناراحتی دارد و منظور این نیست حالا که خربزه را خوردیم باید از لرزش هم خوشحال باشیم (البته بعضیها معتقدند سراسر خیر است و برکت و خودکفائی) ولی ناراحت بودن هم با طلبکار «حق» بودن فرق میکند. تعجب از کسانی است که هیچ فرصت با ربط و بیربطی را برای دشمنی کردن (افشای آدمهای بد دنیا) از دست نمیدهند، افتخار میکنند که «مرگ بر» از دهانشان نمیافتد و در عین حال که میگویند شما باید بمیرید این را هم میگویند هنوز که نمردید پس تا وقتی که زنده هستید یاهو و گوگل و فیسبوکتان وظیفه دارد به ما لطف کند و سرویس علمی و اینترنتی بدهد و اگر ندهد شما حقوق بشر را رعایت نکردهاید. یعنی مای بشر «حق» داریم از این سرویسها استفاده کنیم ولی با جهان بینی، دموکراسی، امنیت سرمایهداری و سرمایهگذاری، مراکز تفریحی، بودجه تحقیقاتی و همه عواملی که بستر بالندگی و شکوفائی این علم و امکانات شده دشمنی کنیم و معتقد باشیم که این جوامع فاسد باید اصلاح یا نابود شوند.
طوری محق که انگار خودمان نخواستهایم که بخاطر چیزی که عزت و شرف و استقلال و …خوانده میشود ازشان محروم شویم. انگار ما انسانهای فداکار خودمان رئیس جمهوری را انتخاب نکردهایم که به قیمت از دست دادن رفاهمان اعتقاداتمان را از تریبونهای جهانی اعلام کند. چگونه میشود به تحریمها معترض بود که در عین حال معنای مخالفت با مواضع جمهوری اسلامی یا منش و گویش این دولتش نداشته باشد. انگار که این تحریمها واکنشی نیست به رفتار پرافتخار ضدامپریالیستی.
بدیهی است که اگر میآمدند زمینهایمان را شخم میزدند و سیبزمینیهایمان را میبردند قضیه فرق داشت ولی اگر در همین حد هم بهشان حق نمیدهید که فقط اجازه استفاده از امکاناتشان را دریغ کنند (تا مصرف نکنیم و باد معده حاصلش را هم توی صورت خودشان پس بزنیم) نظرتان در مورد اینکه اگر روزی فقط یک کشور با ما دشمنی کرد برویم تنگه هرمز را ببندیم تا با جلوگیری از تردد نفتکشهای دیگر کشورها کل دنیا را وارد بحرانی اقتصادی کنیم چیست؟
اینکه مناسبات دنیا با ما بالا و پائین میشود نشانه دمدمیمزاجی هماهنگ بقیه دنیاست یا تفاوت رئیسجمهورهائی که در دورههای مختلف داشتهایم؟
اردیبهشت
۱۳۸۸
مردم، سالار بدون حق
ورای اینکه تعریف «حقوق هستهای ایران» چه چیز میتواند باشد دولتی که قرار است رئیسش از صافیهای مختلفی مثل شورای نگهبان عبور کند و در جامعهای به اصطلاح مردم سالار انتخاب شود دیگر چطور «حق ندارد» هرطور که خودش به صلاح میداند رفتار کند؟
اینها اعترافند یا معنای واژهها عوض شده؟ یا چی؟


![زیر خط وحید [ وحیدانه ]](/images/sidebar/vahidaneh.png)
![نیم خط وحید [ انعکاس ]](/images/sidebar/links.png)
![پاره خط وحید [ وحیدیسم ]](/images/sidebar/vahidism.png)





