۲۶
اردیبهشت
۱۳۸۸

بهجک ، مرتضی ، کاشف اتم ، کاندیدا

10 ماه و 2 روز پیش

گفته بودم روزی که به وزارت کشور رفتم میرحسین هنوز نیامده بود چون کروبی در حال ثبت‌نام بود. آن موقع سرم رو انداختم پایین و رفتم داخل وزارتخانه. انتهای حیاط و نزدیک در ورودی ساختمان نوشته بود که به طرف محل ثبت‌نام و راهنما زده بود به سمت چپ یعنی مسیری که به ورودی پارکینگ منتهی می‌شد ولی چند مأمور آنجا ایستاده بودند و اجازه ورود نمی‌دادند.

یکی‌شان پرسید کجا؟ گفتم محل ثبت‌نام. پرسید «می‌خوای ثبت‌نام کنی؟» با لبخند جواب دادم که «نه می‌خوام نظارت کنم.» عذرخواهی کرد و گفت «الآن نمی‌شه. کروبی داره ثبت‌نام می‌کنه و درها بسته‌است. این نفراتی هم که می‌بینی همشون میخوان ثبت‌نام کنند. باید چند دقیقه صبر کنی.»

مرتضی بهجک

رفتم بین آن هفت هشت ده نفری که اشاره کرده بود. پیرمردی خمیده پشت را دیدم که با شور و حرارت برای کسی حرف می‌زد. سربازی با خنده گفت «چرا برای اینها می‌گی اینها خودشون رئیس‌جمهور آینده‌ان برو برای مردم بگو.» رفتم جلو گفتم «من مردمم برای من می‌گی جلوی دوربین؟» شدیدا استقبال کرد. بعدا فهمیدم تقریبا انگیزه همه حضار (که در فیلم خواهید دید) یافتن فرصتی بوده برای دیده شدن و حرف زدن جلوی دوربینها!

دو نکته مهم:

۱-صاحب هیچ صدا و تصویری را در این فیلم نمی‌شناسم. به غیر از مأموران نیروی انتظامی بقیه برای ثبت‌نام در انتخابات ریاست‌جمهوری آمده بودند حتی آنهایی که از اوسط کار به طرف ما می‌آیند و به شوخی یا فیلمبرداری مشغول می‌شوند.

مرتضی بهجک

۲-حرفهای جالب و باور نکردنی این شخص موجب شد که ابتدا از خیر انتشارش بگذرم مبادا کسی برداشت تحقیر و تمسخر بکند ولی تأکید چندین باره پیرمرد (حتی بعد از پایان فیلمبرداری) مبنی بر اینکه «بگذارید به من بگویند لاک پشت، به من بخندند، ولی حرفهای مرا به گوش مردم برسانید» باعث شد منتشرش کنم:

دانلود کل فیلم با کیفیت خوب و فرمت mp4 (حجم ۷۱ مگابایت)

دانلود کل فیلم برای موبایل با فرمت 3gp (حجم ۱۵ مگابایت)

قسمت اول در یوتیوب:

قسمت دوم در یوتیوب:

برای آنها که سرعت اینترنتشان مناسب دیدن فیلم نیست: (تصاویر زیر اسکرین شاتهایی از نسخه با کیفیت فیلم هستند روی آنها کلیک کنید)

مرتضی بهجک از زبان خودش (با لهجه‌ای کرمانشاهی)

مرتضی بهجک

اهداف

۱-اولین هدف من تبلیغ و ترویج تنها خدا پرستیه

۲-دومین هدفم ریشه کن کردن تمام مشکلات مردم جهانه نه فقط ایران

۳- سومین هدفم آباد سازی بنیادی ایران از طریق کشیدن یک کانال از دریای عمان به کویر لوت و ایجاد یک دریاچه مصنوعی در کویر لوت و ایجاد یک شهرک در کنار اون دریاچه و منتقل کردن مثلا مردم عزیز شهر یزد به داخل اون شهرک و ویران کردن شهر یزد از پایه و از نو ساختنش با آخرین اسلوب مهندسی..

مرتضی بهجک

[اینجا شدیدا احساساتی شده و هنوز جمله قبلی تمام نشده جمله بعدی را می‌گوید]

مرتضی بهجک

مرتضی بهجک

مرتضی بهجک

ایران, جامعه, سیاست۸ نظر
۲۲
اردیبهشت
۱۳۸۸

نامه وارده: عنوان جعلی زهرا رهنورد از کمبریج

10 ماه و 5 روز پیش

در انتهای مطلبی که در مورد زهرا رهنورد نوشته بودم خواستم که اگر کسی نکته‌ی منفی قابل ذکری از زندگی وی می‌داند لطفا برای درج آن را با من درمیان بگذارد تا شائبه تبلیغ پیش نیاید. دوستانی به مواردی اشاره کردند که مربوط به سالها پیش از انقلاب ۵۷ ایران می‌شد و نظرم را در پی نوشتی انتهای همان مطلب نوشتم.

نکته جالب: رهنورد این روزها دومین پیشنهاد جستجوی زهرا در گوگل است ولی نام کاملش را بنویسید و پیشنهادی جالبتر ببینید:

پیشنهاد جستجوی گوگل با واژه زهرا رهنورد

هرجا سخن از کمبریج است نام جعل می‌درخشد؟

دوست دیگری پیرو آن مطلب محبت کرد و نامه‌ای فرستاد که آن را با حذف مشخصات عینا نقل می‌کنم:

پرسیده بودی که آیا زهرا رهنورد نقطه‌ی تاریکی هم داره یا نه. توی پرونده‌ی ایشون (به عنوان یه دانشگاهی) یکی از تاریکترین نقطه‌های ممکن ثبت شده. لابد داستان مرکز بیوگرافی کمبریج رو شنیدی. جایی که (حدود) ۲۰۰ دلار می‌دی و برات عناوین دهن‌پرکنی از قبیل مرد علمی سال درست می‌کنن و از بودنشون در شهر کمبریج اعتبار کسب می‌کنن. این موسسه رو وزارت علوم در زمان توفیقی غیرقانونی اعلام کرد ولی جالبه که وزیر فعلی علوم هم این ۲۰۰ دلار رو داده و اگه یادت بیاد در جلسه‌ی رای اعتماد مخالفین کلی روی این موضوع مانور کردن. شاید این لینک برات جذاب باشه در مورد این داستان:

http://starparty.blogspot.com/2007/07/blog-post.html

متاسفانه خانم رهنورد هم این پول رو دادن و اسمشون اونجا ثبت شده و البته در کمال افتخار این موضوع رو توی رزومه‌اش ثبت کرده:
[وحید: منظورشان این قسمت از انتهای این صفحه و همه‌جاهائی است که این جملات را کپی کرده‌اند: «و همچنین از طرف مرکز بیوگرافی دانشگاه کمبریج در لیست دو هزار استاد برجسته جهانی قرار گرفتند.»]
فکر کنم قبول داشته باشی که تقلب و جعل عنوان علمی بدترین کاریه که یه دانشگاهی می‌تونه بکنه. کاری به بدی کارایی که کردان، ‌زاهدی و ابتکار کردن.
البته باید بگم که سابقه‌ی کارش در دانشگاه الزهرا فوق‌العاده‌ست و دوستان و همکاران سابقم خیلی‌خیلی ازش تعریف می‌کنن. ظاهر شدنش کنار شوهرش در انتخابات هم به نظرم شاهکاره و روی من که خیلی تاثیر داشت و شک ندارم که روی رای طبقه‌ی متوسط شهری هم خیلی تاثیر خواهد داشت. اما به هر حال چون در مورد نقطه‌ی تاریک پرسیده بودی اینو گفتم و البته این‌که با استاندارد دوگانه خیلی‌خیلی مخالفم. یعنی همون‌قدر که باید از زاهدی و کردان در مورد بی‌اخلاقی علمیشون پرسید، از ابتکار و رهنورد هم باید پرسید.
از نظر من اشکالی نداره اگه بخشی از یا همه‌ی‌ یا اطلاعات موجود در این نامه رو منتشر کنی. البته بدون اسم من لطفا.

نظر شخصی من

زهرا رهنورد

۱- در رزومه مورد نظر صحبت از قرار گرفتن در بین ۲۰۰۰ استاد برجسته است و این خیلی با عنوان مرد علمی سال که وزیر علوم با پول آن را خریده بود متفاوت است و به نظرم در این مورد شیطنتی در حد حذف قسمتی از عنوان صورت گرفته. مثلا درستش این بوده: لیست دو هزار استاد برجسته جهانی [هنرهای اسلامی]

البته اگر مرکز مزبور IBS باشد شایعاتی مثل نسبت مستقیم پرداخت پول با میزان حجم صفحات زندگینامه اشخاص در مورد آن وجود دارد.

۲-در بدترین حالت هم این دروغ احتمالی اصلا قابل قیاس با فاجعه‌ی ماجرای کردان نیست که گفته شود «کاری به بدی کارهای کردان و ‌زاهدی». کردان در حالی که هنوز مدرک فوق‌دیپلمش هم مسجل نشده سالها با عنوان دکترا در دانشگاه تدریس کرده و مسؤل سیاسی این مملکت بوده! با این عنوان حقوق گرفته و به وزارت کشور رسیده! زاهدی هم با عنوان مرد علمی سال جهان از مجلس این کشور رأی اعتماد گرفته. ابتکار مثل خیلی از استادهای دیگر این مملکت از کمکهای دانشجوئی سوءاستفاده کرده ولی در رزومه رهنورد چیزی نوشته شده که حتی به نظر من هم آن قدر نکته مثبت قابل ذکری نیامده بود که در آن مطلب بیاورم. (البته خیلی مضحک خواهد بود اگر درج این عنوان احتمالا جعلی را ناشی از اشتباه شخصی بی‌اطلاع بدانند!)

۳- در مورد محبوبیتش موقع ریاست دانشگاه من هم شنیدم. اینجا و اینجا به عنوان مثال

***

این ویدئو هم مربوط به لحظات احساسی حضور همزمان خاتمی و موسوی روی سن در سومین همایش موج سوم و سخنرانی چند جمله‌ای زهرا رهنورد است که من از پشت پرده گرفتم:

ایران, جامعه, سیاست۷ نظر
۲۰
اردیبهشت
۱۳۸۸

واقعه چون دوم خرداد بسازند؟

10 ماه و 8 روز پیش

ساعت ۹ صبح روز گذشته قرار بود میرحسین موسوی با اعوان و انصار به وزارت کشور تشریف ببرند و شناسنامه نشان عکاسان دهند  ولی گویا حضور شیخ مهدی کروبی رأس همان ساعت در همان جا برنامه را بهم زد چون ساعت ۱۱ که من از خیابان فاطمی می‌گذشتم هواداران سبزش را دیدم که تازه مشغول سازماندهی برای استقبال بودند: (روی عکسها کلیک کنید!)

هواداران میرحسین موسوی ، وزارت کشور

این فیلم مربوط به زمانی است که میرحسین با یک دستگاه پراید خودش را به وزارت کشور می‌رساند:

هواداران میرحسین موسوی

هواداران میرحسین موسوی ، وزارت کشور

شعارها: «یا حسین ، میرحسین» و «صل علی محمد بوی صداقت آمد»

گویا صداقت این روزها صفت برجسته‌ و نادری برای یک رئیس‌جمهور محسوب می‌شود!

هواداران میرحسین موسوی ، وزارت کشور

این دو رهگذر گل به سر البته از هواداران نبودند، با دیدن عکس خاتمی راضی شدند که گلهای سرشان را ثبت کنم.

هواداران میرحسین موسوی ، وزارت کشور

هواداران میرحسین موسوی ، وزارت کشور

هواداران میرحسین موسوی ، وزارت کشور

هواداران میرحسین موسوی ، وزارت کشور

هواداران میرحسین موسوی ، وزارت کشور

هواداران میرحسین موسوی ، وزارت کشور

هواداران میرحسین موسوی ، وزارت کشور

هواداران میرحسین موسوی ، وزارت کشور

هواداران میرحسین موسوی ، وزارت کشور

نکته بسیار قابل تأمل و حتی تکان دهنده این بود که رانندگان عبوری می‌پرسیدند «چه خبره؟ خاتمی اومده؟» وقتی می‌گفتی خیر بدلش میرحسین موسوی آمده می‌پرسیدند: «مگه اون هم کاندیده؟» (از عوارض رویه تبعیض‌آمیز رسانه انحصاری).

با اینکه پنج هفته بیشتر به انتخابات ریاست جمهوری باقی نمانده کمترین بازخوردی از این قضیه در سطح مردم نمی‌بینیم اگرنه این هواداران ستادی که از قبل برای این ساعت جوشانده شده بودند و ملاک رونق انتخاباتی جامعه نیستند.

هواداران میرحسین موسوی ، وزارت کشور

هواداران میرحسین موسوی ، وزارت کشور

هواداران میرحسین موسوی ، وزارت کشور

ایران, جامعه, سیاست, گزارش۱۲ نظر
صفحه 612345678910111213...