اردیبهشت
۱۳۸۸
خدا یا خرما مگر خودمان انتخاب نکردهایم؟
شکایت تحریمهای اینترنتی را باید از کی به کجا برد؟
یا ما (بیش از ۹۸ درصد ما!) طرفدار نظام مقدس جمهوری اسلامی هستیم یا با اعتراضمان به تحریمها میگوئیم که اینطور نیست و اسیر دست اقلیتی هستیم که نماینده ما نیستند.
یا معتقدیم که نیازی به دنیا نداریم و خودمان نانو تکنولوژی را مثل سیب زمینی میکاریم و برداشت میکنیم یا مدعی هستیم که آنانکه پرچمتان را آتش میزنند و مرگ بر شما میگویند ما نیستیم و عده بسیاری کمی هستند که قدرت و رسانه را در اختیار دارند پس لطفا علم و امکانات اینترنتیتان را از ما دریغ نکنید!
جمع این دو چطور ممکن است؟ یعنی چطور میشود که ما دشمنی کنیم (به حق یا ناحق) ولی خودمان را محق دوستی بدانیم؟
اصلا اینطور نگاه کنیم که عدهای جنایتکار سعی میکنند که ما را مجبور کنند در جرمشان شریک باشیم و گیلاسهایمان را از خون مستضعفان عالم پر کنیم و با شادی سربکشیم ولی از آنجائی که ما اساسا خیلی کارمان درست است و اهل جنایت و این حرفها نیستیم زیر بار این ننگ نمیرویم، یعنی حتی اگر خورشید را در دست راستمان بگذارند و ماه را در بسته پیشنهادی فرو کنند باز هم گیلاسهایشان را از ادرار پر میکنیم. سؤال این جاست که با این دنیابینی (مناسبات و روابط) استفاده از علم و امکاناتشان را هم «حق» خود میدانیم یا قبول داریم که با افتخار (یا حتی ناراحتی) نباید توقعی هم داشته باشیم؟
بدیهی است اینکه بخاطر گفتن حقیقت، رفاهی را از دست بدهیم جای ناراحتی دارد و منظور این نیست حالا که خربزه را خوردیم باید از لرزش هم خوشحال باشیم (البته بعضیها معتقدند سراسر خیر است و برکت و خودکفائی) ولی ناراحت بودن هم با طلبکار «حق» بودن فرق میکند. تعجب از کسانی است که هیچ فرصت با ربط و بیربطی را برای دشمنی کردن (افشای آدمهای بد دنیا) از دست نمیدهند، افتخار میکنند که «مرگ بر» از دهانشان نمیافتد و در عین حال که میگویند شما باید بمیرید این را هم میگویند هنوز که نمردید پس تا وقتی که زنده هستید یاهو و گوگل و فیسبوکتان وظیفه دارد به ما لطف کند و سرویس علمی و اینترنتی بدهد و اگر ندهد شما حقوق بشر را رعایت نکردهاید. یعنی مای بشر «حق» داریم از این سرویسها استفاده کنیم ولی با جهان بینی، دموکراسی، امنیت سرمایهداری و سرمایهگذاری، مراکز تفریحی، بودجه تحقیقاتی و همه عواملی که بستر بالندگی و شکوفائی این علم و امکانات شده دشمنی کنیم و معتقد باشیم که این جوامع فاسد باید اصلاح یا نابود شوند.
طوری محق که انگار خودمان نخواستهایم که بخاطر چیزی که عزت و شرف و استقلال و …خوانده میشود ازشان محروم شویم. انگار ما انسانهای فداکار خودمان رئیس جمهوری را انتخاب نکردهایم که به قیمت از دست دادن رفاهمان اعتقاداتمان را از تریبونهای جهانی اعلام کند. چگونه میشود به تحریمها معترض بود که در عین حال معنای مخالفت با مواضع جمهوری اسلامی یا منش و گویش این دولتش نداشته باشد. انگار که این تحریمها واکنشی نیست به رفتار پرافتخار ضدامپریالیستی.
بدیهی است که اگر میآمدند زمینهایمان را شخم میزدند و سیبزمینیهایمان را میبردند قضیه فرق داشت ولی اگر در همین حد هم بهشان حق نمیدهید که فقط اجازه استفاده از امکاناتشان را دریغ کنند (تا مصرف نکنیم و باد معده حاصلش را هم توی صورت خودشان پس بزنیم) نظرتان در مورد اینکه اگر روزی فقط یک کشور با ما دشمنی کرد برویم تنگه هرمز را ببندیم تا با جلوگیری از تردد نفتکشهای دیگر کشورها کل دنیا را وارد بحرانی اقتصادی کنیم چیست؟
اینکه مناسبات دنیا با ما بالا و پائین میشود نشانه دمدمیمزاجی هماهنگ بقیه دنیاست یا تفاوت رئیسجمهورهائی که در دورههای مختلف داشتهایم؟
اردیبهشت
۱۳۸۸
مردم، سالار بدون حق
ورای اینکه تعریف «حقوق هستهای ایران» چه چیز میتواند باشد دولتی که قرار است رئیسش از صافیهای مختلفی مثل شورای نگهبان عبور کند و در جامعهای به اصطلاح مردم سالار انتخاب شود دیگر چطور «حق ندارد» هرطور که خودش به صلاح میداند رفتار کند؟
اینها اعترافند یا معنای واژهها عوض شده؟ یا چی؟
اردیبهشت
۱۳۸۸
پیشبینی خودجوشیدن اقشار مختلف مردم فردا رأس ساعت
وقتی یادم آمد که قرار است با تفسیر جدید آزادی حتی رأی دادن به فلان کاندیدای تأیید شونده توسط شورای نگهبان هم براندازی نرم محسوب شود خودداری کردم و نیامدم بنویسم که:
چطور غائله پرتاب کفش شخصی حقیقی به «جرج بوش» چندین ماه خوراک برنامههای تمسخرآمیز رسانه به اصطلاح ملی میشود ولی از تحقیر به مراتب سنگینتر ایران و رئیسجمهورش توسط دیپلماتهای حاضر در اجلاسی جهانی (دوربانی که جز ایران بقیه در سطح وزیر در آن شرکت کرده بودند) و از دست زدنهای عصبی «متکی» و «مشایی» (که در رسانههای داخلی به اکثریت حضار تبدیل شدند) واژههای «عزت» و «اعتماد به نفس» استخراج میشود.
حجم سلسله خبرهای سازمانی که در راستای شرفبخشی به این آبروریزی در حال تولید و پخش هستند هم برای یادآوری تأثیر شوخی خونسردانه رئیس جمهور آمریکا در مورد سایز کفش پرتاب شده انگیزهای نمیگذاشت ولی با دیدن این خبر دیگر مرا یارای مقاومت نبود و از پا در آمدم:
اینها اعترافند یا واژهها معنایشان عوض شده؟



![زیر خط وحید [ وحیدانه ]](/images/sidebar/vahidaneh.png)
![نیم خط وحید [ انعکاس ]](/images/sidebar/links.png)
![پاره خط وحید [ وحیدیسم ]](/images/sidebar/vahidism.png)






