استبداد و رسانه، اسناد محرمانه از دستورات مجرمانه به اسم توصیه‌های داهیانه

برای چگونگی انعکاس اخبار اجلاس سران جنبش غیرمتعهدها در تهران برای رسانه‌ها دستورالعمل صادر شده!

اسناد ارسالی یکی از شهروندان آنلاین در عرصه اطلاع‌رسانی:

لطفا قید بفرمایید که اسناد این بایدها و نبایدها مربوط به ساواک و دوران مقام معظم شاهنشاهی نیست:

اسناد محرمانه از توصیه به رسانه‌ها در مورد پوشش اخبار اجلاس سران جنبش غیرمتعدها

 

اسناد محرمانه از توصیه به رسانه‌ها در مورد پوشش اخبار اجلاس سران جنبش غیرمتعدها

اسناد محرمانه از توصیه به رسانه‌ها در مورد پوشش اخبار اجلاس سران جنبش غیرمتعدها

 

مربوط به زمانی است که هنوز در بعضی از کشورها پادشاهی وجود داشت ولی سی و چهار سال از وارد شدن «اسم» جمهوری در کنار نام ایران می‌گذشت. اما در حالیکه خواهش‌های خانواده سلطنتی دیگر کشورها از رسانه‌هایشان مانع فریاد زدن لختی پسرشان نمی‌شد و دیدن این لختی نشانه حرام‌زادگیشان نبود ما بعد از جمهوری هم همچنان در مقطع حساس کنونی بودیم و «رسم» به کاربردن واژه ملت و ملی به جای اسم شخص پابرجا بود و در محدود کردن رسانه‌ها به مجوز و ممیزی بسنده نمی‌شد و انگار نه انگار که انقلابی شده همچنان به دلیل حفظ منافع آقای ملی به رسانه‌ها دستورالعمل بکنید و نکنید و بپردازید و نپردازید می‌دادند و تازه مهر «خیلی محرمانه» هم می‌زدند که رعیت نداند که ما خودمان به شما گفته‌ایم که برجسته نشانمان دهید بلکه باید تصور کند شما رسانه‌های آزاد تحت امر ما خودتان تشخیص داده‌اید که ما چقدر در دنیا برجسته هستیم و بقیه چقدر حقیرند.

البته اگر به این توصیه‌ها عمل نکنید ما شما را توجیه لازم خواهیم کرد! حتی اگر توصیه‌ای هم نکرده باشیم شما باید خودتان برجستگی‌های ما و مشکلات روز افزون بقیه را تشخیص بدهید اگرنه فرقمان را در چشمتان فرو خواهیم کرد. اینکه تا ریز کلماتی که باید بنویسید و نباید بنویسید قانون برای مطبوعات گذاشتیم که نباید باعث سلب مسؤلیت از شعور و تشخیص خودتان شود. نمی‌شود که هر بار همه چیز را تذکر دهیم تا بهانه‌ای به دست دشمنان بیفتد که ما را مستبد نشان بدهند. اگر از سواد و تخصص کافی در زمینه مفهوم رسانه در کشورهای استبدادی برخوردار باشید شعور خودتان باید برسد که ذکر کردن نام مقام معظم پادشاهی بدون این القاب چه خیانتی در حق ملت است و چه عواقبی دارد نا گفتنی! پس همانطور که پیرو نامه‌های خیلی محرمانه شماره فلان «مسبوقید»…

 

پی‌نوشت: اگر جایی زندگی می‌کنید که چشمانتان به دلیل آزادی بیش از حد توانایی دیدن تصاویر بالا را ندارد به لینک کامنتهای این مطلب در گوگل پلاس مراجعه فرمایید که این تصاویر آنجا هم هست.

فراخوان کمک به جریان آزاد اطلاع رسانی

چند ماه پیش شماری از احزاب سیاسی حاضر در پارلمان هلند لایحه‌هائی را ارائه داده بودند که بر اساس آن از دولت خواسته شده بود تا در چارچوب اتحادیه اروپا اقداماتی را به نفع مردم ایران در پیش گیرد. از جمله تصمیماتی که مجلس در این زمینه اتخاذ کرد تخصیص بودجه یک میلیون یوروئی جهت کمک‌رسانی به امر انتشار اخبار و اطلاعات مربوط به ایران بود.

وحید آنلاین

در همین راستا و به عنوان اولین گام متصدیان امر به دنبال پاسخ سؤالات زیر هستند.

فرض کنید که برای اولین بار یک آدرس فیلترشکن جدید معرفی می‌شود:

۱- مخابرات (و یا سایر نهادهای سانسور) چطور این آدرس را پیدا می‌کنند؟

۲- چطور این آدرس به شرکتهای خدمات دهنده اینترنت (ISPها) سراسر کشور ابلاغ می‌شود؟

۳- آیا اصلا یک مکانیزم سراسری در کشور برای این برنامه وجود دارد؟

۴- اگر قضیه سراسری باشد این پروسه (از شناخت آدرس نامطلوب تا فیلترشدنش در سراسر کشور) معمولا چقدر طول می‌کشد؟

۵- شرکتهای خدمات دهنده اینترنت (ISPها) تا چه حد تابع دستورات مخابرات هستند؟

اگر اطلاعاتی در این زمینه دارید یا مایل به اشتراک‌گذاری تجربه‌های شخصی خود هستید لطفا آنها را به Vahid.HT روی Gmail بفرستید یا در بخش نظرات بنویسید.

لطفا به دیده شدن این مطلب کمک کنید.

گزارشی برای ثبت در تاریخ آنلاین ایران

از قبل بخوانید: اعدام اینترنتی ، تروریسم دولتی

درست یک هفته پیش (یکشنبه روز قبل از اربعین) به پیشنهاد دوستی با واحد «صافی» مخابرات کشور تلفنی تماس گرفتم. آقائی بسیار خوش برخورد جواب دادند و گفتند آدرسی که فکر می‌کنی اشتباه در صافی ما گیر کرده بگو تا من نگاه کنم دلیل مسدود شدنش رو بگم. گفتم آدرس زیاده ولی وضعیت یکم بغرنج‌تر یا خنده‌دار تر از این حرفهاست. نه تنها وبلاگم بلکه حسابهای کاربریم در سایتهای مختلف بسته شده. گفت آدرسها رو برام بخون. از اصلی شروع کردم که وبلاگ بود گفت چند لحظه گوشی رو نگه دار… در این میان من یک  توئیت کردم با این مضمون:

«دارم با عمو فیلتر باف حرف می‌زنم. گفت گوشی دو ساعته رفته که بیاد. فکر کنم رفته با مأمورا از پنجره بیاد»

قبل از برگشتنش شارژ اسکایپ من تمام شد و چون چند بار از کیفیت بد صدا هم گله کرده بود از خیر ضبط مکالمه گذشتم و خودم رو به یک تلفن همگانی رسوندم. (برای پخش همون صدا هم یادم رفت اجازه بگیرم ولی موجوده) دوباره تماس گرفتم گفت: «وبلاگ شما رو ربات ما بسته، بخاطر محتوای ۳کC و لغات ممنوعه و…!» گفتم: «قطعا اشتباه شده. شما اگر جای ربات یکبار زحمت بکشید خودتون وبلاگ رو باز کنید متوجه می‌شین که محتواش هیچ سنخیتی با این قضایا نداره. ربات شما از ربات گوگل که دیگه قویتر نیست؟  اگر به گوگل هم بگین که دنبال لغت ممنوعه‌ای در وبلاگ من بگرده هیچ چیزی رو بالا نمیاره چون اگر در معدود مواردی هم ناچار به استفاده از لغت خاصی بشیم با هزار جور غلط املائی تایپش خواهیم کرد و یا با لغتی جایگزین می‌کنیم که منظور رو برسونه.» (مثل همین لغت «مسدود» یا «صافی» که به جای کلمه‌ دیگری بکار می‌برم)

گفتند من بررسی می‌کنم بازش می‌کنم برات. بقیه آدرسها رو بگو. شروع کردم لیستی که قبلا شرحش رفت رو براش خوندم. برخلاف تصورم اسم سایتها رو هم تابحال نشنیده بودند و تک تک آدرسها رو هجی کردم. بیچاره خودش مونده بودکه صفحه من در سایتی به اسم wakoopa یا netvibes چرا باید فیلتر باشه؟ به توئیتر که رسید اون توئیتی که بالا در موردش نوشتم رو خوند. قهقهه بلندی زد و گفت «دست شما درد نکنه دیگه! حالا ما شدیم عموفیلترباف؟» (که از شرم در اولین فرصت از فرندفید پاکش کردم) خندیدیم و رسیدیم به فرندفید. آدرس اول رو دادم. چک کرد مکث کرد گفت: «در مورد این ما دستور داریم. حتما چیزی توش بوده.» گفتم «چیز که زیاد توش بوده منتقلشون کردم حالا می‌بینید چیا بوده.» آدرس دوم رو دادم به همین ترتیب. آدرس سوم رو دادم گفتم اینجا می‌تونید ببینید که چه چیزهایی توش بوده. (هفته پیش هنوز کارم به آدرس چهارم و پنجم نکشیده بود) گفتند: دستور این هم دیشب اومده و این دست من نیست که بازش کنم ولی در مورد بقیه آدرسها هر کدوم جداگانه یک ایمیل بزن چون چیزی توش نیست باز میشه. (و البته نگفت که این چه رباتیه که آدرس حسابهای کاربری من در سایتهای مختلف با محتوای خالی رو هدف می‌گیره!)

دوشنبه اربعین بود و حدس زدم که تعطیل باشند. برای همین سه شنبه به ازای تک تک آدرسهای مسدود شده‌ام در یوتیوب و…  ایمیلی فرستادم که احتمالا خوانده هم نمی‌شدند چون گفته بودند نام دامین رو در موضوع ایمیل بنویس. ولی مشکل که نام دامنه نبود آدرس صفحات من در اون سایتها بود با اینحال سعی کردم برای هر کدام دو سه خطی در مورد خود سایتها و کارکردش توضیحی بدم که هم مفید باشه هم اشتباه بسته شدنشون بدیهی باشه و هم ایمیلها همشکل و یکنواخت نباشه! چند ساعت بعد در جواب تک تکشان بلا استثناء همان متن معروف آمد:

نامه یک شکلی که در جواب همه سایتهای مسدود شده فرستاده می‌شود

گفتم شاید این جواب جزء پروسه قانونی این کاره و همونطور که گفته بود بزودی آدرسها باز خواهند شد. چهارشنبه برای کاری ثبتی اداری به یکی از شهرهای اطراف تهران رفته بودم. همونجا فرصت رو غنیمت شمرده تماسی دوباره از تلفنی عمومی گرفتم. تا حرف زدم که چند روز پیش… گفتند آقای وحید؟  همان شخص بود ولی نه با همان شخصیت…

گفتم: «من ایمیلها رو فرستادم.» برخلاف دفعه پیش خیلی خشک و خشن جواب داد که: « مگه جواب ندادم؟ نرسیده؟» گفتم: «ولی همه جوابها یک شکل بودند و ربطی به حرفهائی که زدیم نداشتند.» عصبانی‌تر گفت: «خوندین پاسخ رو؟ جوابها مفهوم نبود؟ بخونم از روش؟…»

گفتم :«چرا بود ولی مگر یوتیوب و توئیتر … مال پدر منه که نوشتید نباید نام دامنه رو عوض کنم و همه مشخصات صاحب دامنه رو از  کد ملی و محل صدور شناسنامش گرفته تا آدرس کامل پستی و تلفنش رو از من خواستین تقدیم کنم؟ کل این سایتها باز هستند فقط صفحه من در اونها مسدوده. صفحه‌هائی که چیزی توشون نیست. یعنی من نام کاربریم رو در این سایتهای خارجی عوض کنم می‌شم مجرم و خلافکار این یکی کشور؟ شما که گفتید لابد ربات اشتباهی بسته و بازش می‌کنید!»

-من گفتم ایمیل بزن بررسی می‌کنیم! جواب هم دادم که چی کار باید بکنی.

-شما اون روز چک کردین گفتین وبلاگتون به فلان دلیل بسته شده ولی در مورد اینها هیچ جوابی نداشتید. گفتید ربات اشتباهی بسته الآن ایمیل زدین که از طرف مخابرات بسته نشده و کمیته دستور داده! (کمیته مصادیق پایگاه‌های غیر مجاز اینترنتی وابسته به شورای عالی انقلاب فرهنگی)  وقتی تو صفحات کاربری من هیچ چیزی نیست من چی رو باید اصلاح کنم؟ چه کاری نباید می‌کردم که مسدود شده؟ جرمم ثبت‌نام کردن تو اون سایتهاست؟ یا اینکه چون ثبت‌نام کردم و فعالیتی نکردم دارم مجازت می‌شم؟ آزادی بیان که هیچ آزادی بی‌بیان هم نداریم؟ صفحه خالی هم محض جوری جنس نمی‌تونم داشته باشم؟

گفت: «من جواب ایمیلهاتون رو دادم یا ندادم؟»  –دادین  –نوشتم که چی کار باید بکنید یا ننوشتم؟ دیگه زنگ زدنت برای چیه؟ جواب شما کاملا واضح داده شده.

– ولی شما این رو هم گفته بودید که وبلاگم رو باز می‌کنید. حالا اون هم هیچی! حتی برای اینکه بتونم در پلرکم هم چیزی بنویسم باید بیام  نام پدر و همه مشخصات زندگیم رو بدم به کمیته مصادیق و تعهدنامه امضا کنم؟ آخه یعنی چی که مخابرات مسدود نکرده و کمیته دستور داده؟ یعنی الآن من باید باور کنم که وزرا و معاونین مملکت نشستند دور هم (کمیته‌ای متشکل از وزیر یا نماینده وزارتخانه های آموزش و پرورش، ارتباطات و فناوری اطلاعات، دادگستری، علوم، فرهنگ و ارشاد اسلامی و رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، رئیس سازمان صدا و سیما و یک نفر خبره در فناوری اطلاعات و ارتباطات به انتخاب کمیسیون صنایع و معادن مجلس و یک نفر نماینده مجلس به انتخاب کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس) تصمیم گرفتند که توئیتر وحید آنلاین رو باید بست؟ مگه میشه؟ جای جلسه برای بررسی طرح و لایحه، کار کارشناسی کردند که باید صفحه من در سایت نرم افزاری وکوپا بسته باشه؟ یک حرفی بزن که بگنجه برادر من. حتما کسی از همکاران شما در همون قسمت در حال لجبازی شخصی با منه و با اینکارش داره به حیثیت حقوقی اداره‌تون لطمه می‌زنه! (و اونجا یادم اومد که توئیت اون روز رو ربات مورد نظر! در فرندفید خوندن و از این تماس من با خبر شدند که طی اون دو روز اخلاق آقا برگشته و همه چیز  خراب شده!)

– من عربی حرف می‌زنم؟ نمی‌فهمی چی می‌گم؟

عذرخواهی کردم. خسته نباشید گفتم و خداحافظی کردم.

فردای اون روز یکی از بچه‌ها گفت که وکوپات برای من باز شده (انصافا بسته بودن اون دیگه خیلی مسخره بود!) گفتم شاید اکانتها رو باز کرده باشن و طول میکشه تا همه سرویس دهنده‌ها اعمال کنند ولی همون موقع حساب کاربری چهارمم هم در عرض ۴۸ ساعت از همه ISPها بسته شد (آپدیت: پس از ساخت نهمین اکانت کل فرندفید فیلتر شده بود) و امروز فکر می‌کنید چه اتفاقی افتاده که همه اینها را نوشتم؟

از ایران می‌خوانید؟ لطفا روی این لینک که صفحه لینکهای به اشتراک گذاشته شده من در گوگل ریدر است کلیک بفرمائید. باورتان می‌شود؟

باورتان می‌شود که تا چند وقت دیگر  اسمم را هم  اینطور بنویسند؟   وح++ید آنل،،این

آپدیت: بعد از اینکه نهمین اکانت را در فرندفید ساختم کل فرندفید فیلتر شد

 

***

وب۲ یعنی وب بر پایه ارتباط،

در عصر آنلاین یعنی عین نفس کشیدن،

محو کردن آثار یک آنلاین از روی وب هم عین نفس بریدن!