نامه وارده: عنوان جعلی زهرا رهنورد از کمبریج

در انتهای مطلبی که در مورد زهرا رهنورد نوشته بودم خواستم که اگر کسی نکته‌ی منفی قابل ذکری از زندگی وی می‌داند لطفا برای درج آن را با من درمیان بگذارد تا شائبه تبلیغ پیش نیاید. دوستانی به مواردی اشاره کردند که مربوط به سالها پیش از انقلاب ۵۷ ایران می‌شد و نظرم را در پی نوشتی انتهای همان مطلب نوشتم.

نکته جالب: رهنورد این روزها دومین پیشنهاد جستجوی زهرا در گوگل است ولی نام کاملش را بنویسید و پیشنهادی جالبتر ببینید:

پیشنهاد جستجوی گوگل با واژه زهرا رهنورد

هرجا سخن از کمبریج است نام جعل می‌درخشد؟

دوست دیگری پیرو آن مطلب محبت کرد و نامه‌ای فرستاد که آن را با حذف مشخصات عینا نقل می‌کنم:

پرسیده بودی که آیا زهرا رهنورد نقطه‌ی تاریکی هم داره یا نه. توی پرونده‌ی ایشون (به عنوان یه دانشگاهی) یکی از تاریکترین نقطه‌های ممکن ثبت شده. لابد داستان مرکز بیوگرافی کمبریج رو شنیدی. جایی که (حدود) ۲۰۰ دلار می‌دی و برات عناوین دهن‌پرکنی از قبیل مرد علمی سال درست می‌کنن و از بودنشون در شهر کمبریج اعتبار کسب می‌کنن. این موسسه رو وزارت علوم در زمان توفیقی غیرقانونی اعلام کرد ولی جالبه که وزیر فعلی علوم هم این ۲۰۰ دلار رو داده و اگه یادت بیاد در جلسه‌ی رای اعتماد مخالفین کلی روی این موضوع مانور کردن. شاید این لینک برات جذاب باشه در مورد این داستان:

http://starparty.blogspot.com/2007/07/blog-post.html

متاسفانه خانم رهنورد هم این پول رو دادن و اسمشون اونجا ثبت شده و البته در کمال افتخار این موضوع رو توی رزومه‌اش ثبت کرده:
[وحید: منظورشان این قسمت از انتهای این صفحه و همه‌جاهائی است که این جملات را کپی کرده‌اند: «و همچنین از طرف مرکز بیوگرافی دانشگاه کمبریج در لیست دو هزار استاد برجسته جهانی قرار گرفتند.»]
فکر کنم قبول داشته باشی که تقلب و جعل عنوان علمی بدترین کاریه که یه دانشگاهی می‌تونه بکنه. کاری به بدی کارایی که کردان، ‌زاهدی و ابتکار کردن.
البته باید بگم که سابقه‌ی کارش در دانشگاه الزهرا فوق‌العاده‌ست و دوستان و همکاران سابقم خیلی‌خیلی ازش تعریف می‌کنن. ظاهر شدنش کنار شوهرش در انتخابات هم به نظرم شاهکاره و روی من که خیلی تاثیر داشت و شک ندارم که روی رای طبقه‌ی متوسط شهری هم خیلی تاثیر خواهد داشت. اما به هر حال چون در مورد نقطه‌ی تاریک پرسیده بودی اینو گفتم و البته این‌که با استاندارد دوگانه خیلی‌خیلی مخالفم. یعنی همون‌قدر که باید از زاهدی و کردان در مورد بی‌اخلاقی علمیشون پرسید، از ابتکار و رهنورد هم باید پرسید.
از نظر من اشکالی نداره اگه بخشی از یا همه‌ی‌ یا اطلاعات موجود در این نامه رو منتشر کنی. البته بدون اسم من لطفا.

نظر شخصی من

زهرا رهنورد

۱- در رزومه مورد نظر صحبت از قرار گرفتن در بین ۲۰۰۰ استاد برجسته است و این خیلی با عنوان مرد علمی سال که وزیر علوم با پول آن را خریده بود متفاوت است و به نظرم در این مورد شیطنتی در حد حذف قسمتی از عنوان صورت گرفته. مثلا درستش این بوده: لیست دو هزار استاد برجسته جهانی [هنرهای اسلامی]

البته اگر مرکز مزبور IBS باشد شایعاتی مثل نسبت مستقیم پرداخت پول با میزان حجم صفحات زندگینامه اشخاص در مورد آن وجود دارد.

۲-در بدترین حالت هم این دروغ احتمالی اصلا قابل قیاس با فاجعه‌ی ماجرای کردان نیست که گفته شود «کاری به بدی کارهای کردان و ‌زاهدی». کردان در حالی که هنوز مدرک فوق‌دیپلمش هم مسجل نشده سالها با عنوان دکترا در دانشگاه تدریس کرده و مسؤل سیاسی این مملکت بوده! با این عنوان حقوق گرفته و به وزارت کشور رسیده! زاهدی هم با عنوان مرد علمی سال جهان از مجلس این کشور رأی اعتماد گرفته. ابتکار مثل خیلی از استادهای دیگر این مملکت از کمکهای دانشجوئی سوءاستفاده کرده ولی در رزومه رهنورد چیزی نوشته شده که حتی به نظر من هم آن قدر نکته مثبت قابل ذکری نیامده بود که در آن مطلب بیاورم. (البته خیلی مضحک خواهد بود اگر درج این عنوان احتمالا جعلی را ناشی از اشتباه شخصی بی‌اطلاع بدانند!)

۳- در مورد محبوبیتش موقع ریاست دانشگاه من هم شنیدم. اینجا و اینجا به عنوان مثال

***

این ویدئو هم مربوط به لحظات احساسی حضور همزمان خاتمی و موسوی روی سن در سومین همایش موج سوم و سخنرانی چند جمله‌ای زهرا رهنورد است که من از پشت پرده گرفتم:

زهرا رهنورد

مطلب قبلیم مخصوصا قسمت «رهنورد»ش واکنشهائی به همراه داشت که ترغیب شدم کمی بیشتر از ایشان بدانم. به هرحال نقش وی در میزان آرای «میرحسین» به عنوان اولین زنی که دوشادوش شوهرش در مبارزات انتخاباتی جمهوری اسلامی ایران حضور دارد انکار ناشدنی است. همانطور که در ادامه خواهید دید وی همواره به عنوان اولین زن شایسته ریاست جمهوری و وزارت مطرح بوده و حتی او را تئوریسین دولت احتمالی «میرحسین» می‌دانند.

میرحسین موسوی و زهرا رهنورد

متوجه شدم

از روی عکسی که مربوط به مراسم تودیع وی از ریاست دانشگاه الزهرا بود متوجه شدم که فلسفه پوشیدن این روسری گلگلی و پیراهن جین‌نما هرچه هست به انتخابات پیش رو ربطی ندارد.

متوجه شدم که اگر در تاریخ تولد وی بین سایتهای مختلف اختلاف هست در قرآن محوری بودن زندگیش شکی نیست. گویا انس و علاقه عجیبی به این کتاب دارد و پژوهشهای زیادی در موردش انجام داده طوری که بخاطر عجین بودن زندگیش با آن لقب «خادم القرآن» را به او دادند.

زهرا رهنورد

متعجب شدم

ولی اینها چیزهائی نبود که باعث تعجب من شد. در واقع اعتماد به نفس بالایش وقتی برایم قابل توجیه شد که اینها را خواندم:

زهرا رهنورد متولد ۱۳۲۴ دکترای علوم سیاسی دارد وی ریاست دانشگاه الزهرا را بر عهده داشته‌است. از رهنورد به عنوان هنرمندی که در مجسمه سازی شهرت یافته نام می برند. رهنورد پیش از انقلاب در رشته مجسمه سازی دانشکده هنرهای زیبا تحصیل کرد و  به عنوان اولین زن کشور به مقام استادی (فول پروفسوری) دست یافت. از این استاد دانشگاه، هنرمند و نقاش تاکنون بیش از 30 جلد کتاب و چندین مقاله در مباحث تئوری هنر، زنان و علمی سیاسی به چاپ رسیده است.

سایت قلم

زهرا رهنورد

زهرا کاظمی (رهنورد) پیش از انقلاب در رشته مجسمه سازی دانشکده هنرهای زیبا تحصیل کرده و از شاگردان پرویز تناولی بوده است.[نیازمند منبع]

مجسمه «نرگس عاشقان» اثر او (۱۳۷۳) در میدان مادر تهران نصب شده است.

ویکی‌پدیا

زهرا رهنورد

پروفسور زهرا رهنورد برای جامعه علمی، سیاسی و روشنفکری ایران یک نام شناخته شده است. نام او با دین، هنر، زنان، جوانان و روشنفکری مسلمان گره خورده است. بر این اساس وقتی او را برای یک گفت وگو دعوت می کنم، نیک می دانم به راحتی می توانم ریز ترین پرسش ها را در این حوزه ها با او در میان بگذارم؛ از زنان تا بحث دموکراسی. از حجاب زنان و جوانان تا موسیقی راک و جاز. زهرا رهنورد که درجه علمی اش فول پروفسور رشته هنر است، تاکنون بیش از 30 جلد کتاب در حوزه های گوناگون نوشته است. علاوه بر این نقاش و مجسمه ساز است و «تندیس مادر» در میدان محسنی از ساخته های این روشنفکر مسلمان است. پروفسور رهنورد به دلیل ارتباط تنگاتنگی که با جوانان، زنان و سیاستمداران دارد نامش همواره به عنوان یکی از زنان شایسته برای نامزدی ریاست جمهوری یا اولین وزیر زن بعد از انقلاب مطرح بوده است. اما… مهندس میرحسین موسوی نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری همسر پروفسور رهنورد است. در صورت پیروزی موسوی از رهنورد به عنوان تئوریسین دولت بعدی یاد می شود. جهت گیری نظرات رهنورد، تاییدی بر این نظر است. می گویید نه؛بخوانید.

روزنامه اعتماد – یکشنبه، 30 فروردین 1388 – شماره 1929

این دو مصاحبه مختلف با همشهری مربوط به چندین سال پیش از این است و می‌توان بدون ظن انتخاباتی آنها را خواند:

زهرا رهنورد

شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۳ – شماره ۳۴۰۵

پاییز ۷۷ وقتی اولین زن رئیس دانشگاه کشور در رأس تنها دانشگاه زنانه دولتی ایران منصوب شد، کمتر کسی فکر می کرد این تصمیم اولین و آخرین اقدام در نوع خود باشد.زهرا رهنورد، در گذر تمامی این سالها؛ همچنان تنها زن رئیس دانشگاه کشور باقی مانده است. او که به ندرت حاضر به گفت وگو با یک روزنامه می شود و پیشنهاد ما را برای نخستین بار، در روز برگزاری مراسم تجلیل از خدمات علمی خود رد نمی کند، اما انجام مصاحبه را به وقتی دیگر موکول می سازد؛ … اتاق رئیس دانشگاه در طبقه دوم ساختمان ریاست در نزدیکی دانشکده روانشناسی «الزهرا» واقع است.

… عکاس روزنامه که دوربین را به دست می گیرد، اما رهنورد به هیچ وجه اجازه گرفتن عکس پرتره و انفرادی را مثل همه مصاحبه های دیگر به ما نمی دهد، در عوض ما را به گرفتن عکس دسته جمعی دعوت می کند.

«…من کلاً  نظام تک جنسیتی را در آموزش عالی توصیه نمی‌کنم….»

دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۸۲ – شماره ۳۲۱۴

باید اذعان کنم برای من با همه کمبودها و کاستی هایی که در خود می شناسم داشتن این لقب، یعنی «خادم القرآن» یک موهبت الهی است.

خدایا، خداوندگارا تو به حقیر آن چنان تفضل کردی و عشق به قرآن و مصاحبت آن را به من عطا کردی و نمی دانم چگونه شکرگزار تو که مرا به زیباترین لقب، خادم القرآن مفتخر نمودی باشم. تحقیقات جدی قرآنی من از سال ۱۳۵۰ شروع شد و اولین و دومین کتاب قرآنی حقیر در سال ۱۳۵۴ چاپ شد و هر دو پس از یک هفته نایاب و به چاپ های بعدی رسید، بعدها غیر از تحقیقات موضوعی بر روی واژگان نیز تحقیق کردم و توانستم، متدولوژی خاصی را برای این گونه تحقیقات ابداع کنم.

* تاکنون چند جلد کتاب نوشته اید و چه مقالاتی را تحقیق کرده اید؟

- تاکنون ۱۸ جلد کتاب نوشته ام و در دوران تحصیل از سه رساله در فوق لیسانس و دکترا دفاع کرده ام که به نوعی مرتبط با قرآن بوده است و ده ها مقاله نیز در زمره این مطالعات است.

خواندن متن کامل مصاحبه بالا توصیه می‌شود.

زهرا رهنورد به روایتی در سال ۱۳۳۰ بدنیا آمده است. خلاصه‌ای از زندگی وی به عنوان یکی از مشاهیر علم و فرهنگ را می‌توانید در صفحه مخصوص به او در پایگاه اطلاع رسانی بنیاد ایران شناسی بخوانید و همچنین صفحه‌اش در سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها

***

پی‌نوشت: کسی نقطه تاریکی از زندگی شخصی یا اجتماعی وی سراغ ندارد؟ چیزی پیدا نکردم که متن بالا را متعادل کنم.

پی‌نوشت ۲: در پی سؤال بالا عده‌ای به بی‌حجابی وی در دوره‌ای قبل از انقلاب اشاره کردند که من هم شنیده بودم ولی چیزی نداشتم (ندارم) که به آن استناد کنم. نقطه ضعف هم نیست از نظرم چون کسی که با عقل و درک عقایدش را عوض می‌کند (انتخاب می‌کند یا حتی از ایمان به کفر می‌رسد) برایم از احترام بیشتری برخوردار است  نسبت به کسی که عقایدش را فقط از محیط به ارث می‌برد.

یک نفر هم به این اشاره کرد که مخالفین دولتی فیلمی از رقاصی وی با لباسهای آنچنانی دارند که جرئت انتشارش را ندارند! واضح است  که این دیگر شایعه‌ای بیش نیست که خود همان دولتیها پخش می‌کنند. چون اگر داشتند در پخشش درنگ نمی‌کردند. شاید هم نگران این هستند که با انتشارش به جای تخریب تبلیغ مؤثری کنند!

یادم هست دوره قبل هم یکی از کارگرهای ساختمانی که تازه از ولایت آمده بود چنان رگ غیرتش باد کرده بود که به مسؤلین فحش می‌داد بخاطر اینکه چطور اجازه دادند که کسی نماز نمی‌خواند و کافر هست و دشمن اسلام کاندیدای ریاست جمهوری شود. معین را می‌گفت! کسی که چند دوره وزیر رئیس‌جمهورهای مختلف جمهوری اسلامی ایران بوده و از مجلس شورای اسلامیش بارها رأی اعتماد گرفته! آری تخریب در این مملکت مؤثر است که کاندیداها به هم رحم نمی‌کنند.

غدیر خم زیر برج میلاد

تصاویر عینی و تصورات ذهنی وحیدآنلاین از سومین همایش موج سوم
(برای دیدن عکسها در اندازه‌ای بزرگتر و کیفیتی بهتر روی آنها کلیک کنید)

چهارشنبه هفته گذشته سومین همایش موج سوم به قصد اعلام حمایت صریح و قاطع «سید محمد خاتمی» از کاندیداتوری «میرحسین موسوی» و انتقال محبوبیتش به وی برگزار شد.

سومین همایش موج سوم / حمایت محمد خاتمی از میرحسین موسوی هر آنکس که من مولای اویم پس میرحسین نیز…

سومین همایش موج سوم / حمایت محمد خاتمی از میرحسین موسوی

فیلم ورود پرهیجان خاتمی را از یوتیوب ببنید:

گزارش خود مراسم را می‌توانید اینجا یا اینجا بخوانید اما نکاتی که من اضافه می‌کنم:

سومین همایش موج سوم / سید احمد هاشمی نژاد

۱-سید احمد هاشمی نژاد  از همان لحظه بلندشدن برای سخنرانی با تکان دادن دو پرچم سبز سالن را به وجد آورد. در ادامه، جملات حماسی وی بارها با تشویق و ابراز احساسات نوجوانان حاضر روبرو شد طوری که در انتهای سخنرانیش گفت: «چه کسی می‌گوید که میرحسین موسوی را نسل جوان نمی‌شناسند پس اینها چه کسانی هستند»

سومین همایش موج سوم / حمایت محمد خاتمی از میرحسین موسوی
ولی واقعیت آن است که نه تنها نسل دانشجویان فعلی حتی اسم میرحسین را هم نشنیده‌اند بلکه من در کار هم نسلان خودم هم مانده‌ام که وی را بیاد ندارند! البته شاید این بیشتر جای خوشحالی داشته باشد تا ناراحتی. نه اینکه میرحسین تصویر بدی در اذهان نسل گذشته به یادگار گذاشته باشد نه، اتفاقا همه به نیکی از او یاد می‌کنند بلکه کسی که ناگهان از سایه درمی‌آید و قهرمان معرفی می‌شود پتانسیل بیشتری برای راه‌اندازی موج دارد. درست مثل خاتمی که از کتابخانه ملی در آمد. منتهی خوش‌شانسی خاتمی در این بود که رقیب اصلیش از امتیاز ریاست‌جمهوری در زمان برگزاری انتخابات برخوردار نبود! (وقتی میرحسین شخص اول قدرت اجرائی این مملکت بود خاتمی کجا بود؟)

سومین همایش موج سوم / حمایت محمد خاتمی از میرحسین موسوی
۲- به هر بهانه‌ای فریاد «مرگ بر دیکتاتور» سالن را به لرزه در میاورد و هر بار جواد یحیوی (مجری ضعیف برنامه) به حضار یادآوری می‌کرد که «مرگ بر» برازنده انسانهای فهیم با مرام اصلاح طلبی نیست و بهتر است به جای آن از شعارهائی حاوی «زنده باد» و «درود بر» استفاده کنید. با این استدلال وی بدون اینکه بخواهد از دیکتاتور خاصی دفاع کند شعار «مرگ بر شاه» را هم به نفهمای زمان شاه نسبت می‌داد. ژستهای تصنعی و استفاده از القاب و عبارات تکراری برای به شور آوردن سالن از ضعفهای اصلی اجرا بود.

سومین همایش موج سوم / حمایت محمد خاتمی از میرحسین موسوی

۳-از دیگر شعارهای مطرح همایش این بود: «نصر من الله و فتح قریب ، مرگ بر این دولت مردم فریب»

سومین همایش موج سوم / حمایت محمد خاتمی از میرحسین موسوی

۴-میرحسین موسوی در یکی از فیلمهایی که قبل از آمدنش به سالن پخش شد اشاره کرد که دوست ندارد عکسهایش را در اندازه‌های بزرگ بر در و دیوار ببیند و گفت وقتی عکسهای بزرگ اشخاص را روی دیوار می‌بیند احساس می‌کند که این تصاویر حالت سرکوب‌گرانه دارند. این قسمت از سخنان وی با تشویق ممتد و طولانی حضار مواجه شد گویا وی به تصاویر شخص خاصی اشاره داشت.

سومین همایش موج سوم / مصطفی معین

۵-مهجوریت مصطفی معین گویای خیلی چیزها بود مخصوصا وقتی که صحنه‌های مشابه ۴ سال پیش را بیاد می‌آوردی و او را محبوب اول این جمعیت می‌دیدی!

سومین همایش موج سوم / حمایت محمد خاتمی از میرحسین موسوی
۶-در قسمتی از مراسم کلیپ بسیار زیبایی پخش شد که خیلی سریع همه اتفاقات مهم تاریخ معاصر ایران را مرور می‌کرد و جابجا با ابراز احساسات حضار مواجه می‌شد. همه‌اش سوت و دست و تشویق بود تا اینکه به ارتحال امام رسید. چندین ثانیه عده‌ای با قدرت تمام «هیس» سر می‌دادند که مبادا واکنش مشابهی رخ دهد. ولی برخلاف آنچه که خانم توحیدلو نوشتند بعد از پایان صحبتهای تاریخی «حیاتی» (انالله و… …به ملکوت اعلی پیوست) باز هم صدای سوت و تشویق شنیده شد که البته با زیرکی سازنده کلیپ در میان آهنگی که بلافاصله پخش شد گم شد. ما که صلوات نشنیدم ولی اگر کسی شنید شاید ناشی از نشستنش در میان بزرگان بود.

سومین همایش موج سوم / سمیه توحیدلو

غرض از گفتن این نکته این بود که این تنها بخشی از مردم منسوب به آرای خاموش هستند که راضی به رأی دادن شده‌اند ولی اصلاح‌طلبان قطعا نماینده این آرا هم نیستند که توقع براه افتادن موج داشته باشند بلکه در بهترین حالت پلی هستند بین آنها و حاکمیت مقدس و البته مهجور. این تفاوت در صورت پیروزی احتمالی میرحسین قطعا به رخ مردم کشیده خواهد شد و دیکتاتورستیزان و متوقعین انقلاب (اصلاحات بنیادی) دوباره سرخورده خواهند شد ولی خب الآن به نفع مصلحان نیست که این تفاوتهای بنیادی و اعتقادی را به طرفدارانشان متذکر شوند!

سومین همایش موج سوم / محمد رضا خاتمی ، محسن امین زاده ، عبدالله رمضان زاده

۷- از «میرحسین» و «خاتمی» خواستنی‌تر شاید «عبدالله رمضان‌زاده» و «محمدرضا خاتمی» باشند.

سومین همایش موج سوم / محمدرضا خاتمی

۸-از «زهرا رهنورد» تصویر بسیار خوبی در ذهنم ساخته بودم. شعور بالا و روانشناسی عالی ولی هر چقدر که میرحسین موسوی دلنشنین و جذاب بود (حتی نفس کشیدنش) همسرش اخمو، عبوس وعنق بود طوریکه اگر جای برگزار کنندگان مراسم بودم برای عذرخواهی از اینکه وقتشان گرفته شد مراجعه می‌کردم!

سومین همایش موج سوم / زهرا رهنورد

این پالسهای منفی وقتی بیشتر شد که دو جمله‌ای هم در شلوغی سن برای حضار صحبت کردند: «امروز من تمام سلحشوری‌ها از دوره مشروطه تا دوران ملی شدن صنعت نفت تا پیروزی انقلاب اسلامی را در چشمان شما می‌بینم»

سومین همایش موج سوم / میرحسین موسوی ، زهرا رهنورد

زیادی حول محور خودش بود، بیشتر از همسرش برای تشکر از ابراز احساسات حضار دست تکان می‌داد انگار این جمعیت نه برای خاتمی و حتی میرحسین که گرد او جمع شده بودند. باید بگویم من هم اینکه گفته بود «وقتی میرحسین با من ازدواج کرد من از او معروف‌تر بودم» را در چشمانش می‌دیدم. (این حس بود نه منطق)

برای فیدخوانها: ادامه این مطلب حاوی حدود ۳۰ عکس دیگر است… ادامه مطلب