به یاد دوم خرداد ، به امید بیست و دوم خرداد

۱- اگر از فیدریدر می‌خوانید این فقط قسمتی از کل مطلب است.

۲- برای دیدن در اندازه‌ای بزرگتر روی عکسها کلیک کنید.

گزارش تصویری از مراسم جشن سالگرد دوم خرداد

دوم خرداد ورزشگاه آزادی

دوم خرداد ورزشگاه آزادی

دوم خرداد ورزشگاه آزادی

دوم خرداد ورزشگاه آزادی

این فیلم مربوط به لحظات احساسی ورود خاتمی به سالن است (در یوتیوب ). پیشنهاد می‌کنم به جای آن نسخه با کیفیت‌ترش را از این لینک دانلود کنید. (۲۳ مگابایت)

این صحنه‌ها هم مربوط به تنها اجرای زنده یک خواننده در مراسم است که رسانه‌های دولت نهم بخاطرش فریاد وا اسلاما سرداده بودند: (لینک دانلود ۱۴ مگابایت)

باید بگم تا بحال تجربه مشابهی نداشتم. دریائی متشکل از ۲۵ هزار آدمیزاد در بنائی که معماریش همگان را بر معرکه‌اش مسلط می‌کرد!

دوم خرداد ورزشگاه آزادی

برخلاف دفعه پیش این بار خبری از شعار «مرگ بر دیکتاتور» نبود. این بار وقتی آن کلیپ زیبا به فوت آیت‌الله خمینی رسید کسی دست و سوت نزد گرچه «هیس‌های مبادا»همچمنان بلند بود!

نسلی را دیدم که ۱۲ سال پیش ۱۲ سالشان هم نبود که به یاد آن حماسه گرد هم آمده باشند ولی شوری که با دیدن تصاویر مصدق و شریعتی و طالقانی و بازرگان و جهان‌آرا و همت به سالن می‌دادند و می‌خواستند استادیوم را از جا بکنند نشان می‌داد که می‌دانستند به پاسداشت چه آمده‌اند.

دوم خرداد ورزشگاه آزادی

عاتقه صدیقی همسر شهید رجائی

بعد از سخنان محسن امین زاده خبر حضور عاتقه صدیقی (همسر شهید رجائی) غافلگیرمان کرد. همسر کسی که اعتبارش را احمدی‌نژاد مصادره کرده و اسمش را فاطمه رجبی! وی با شعار «احمدی حیا کن ، رجائی را رها کن» حضار پشت تریبون قرار گرفت و ضمن تأکید بر اینکه اگر بنا بر مقایسه باشد مهندس موسوی نزدیکترین فرد از لحاظ شخصیتی و سیاسی به شهید رجائی است اظهار امیدواری کرد که در صورت پیروزی احتمالی وی و ایجاد هر ۹ روز یک بحران، مردم ایران با همین احساسات پاک از او حمایت کنند. فیلمش را اینجا ببینید.

دوم خرداد ورزشگاه آزادی

گرچه دوستان میرحسینی لطف داشتند و دریافت کارت تردد به VIP میسر بود ولی اصرارم به حفظ رویه همیشگی مبنی بر دیده نشدن ورژن آفلاینم و حضور مستقل به عنوان یک شهروند باعث شد نتوانم از سکوی اصلی عکاسان و خبرنگاران بیشتر نفوذ کنم. از آن فاصله هم تله ۲۰۰ من در کنار تلسکوپ خبرنگاران حاضر کارآئی خاصی نداشت.

دوم خرداد ورزشگاه آزادی

فیدخوانهای عزیز بقیه مطلب به همراه حدود ۳۰ عکس دیگر را می‌توانید در خود وبلاگ ببینید.

دوم خرداد ورزشگاه آزادی

همچنان روی خط وحید باشید

ادامه مطلب به یاد دوم خرداد ، به امید بیست و دوم خرداد

بهجک ، مرتضی ، کاشف اتم ، کاندیدا

گفته بودم روزی که به وزارت کشور رفتم میرحسین هنوز نیامده بود چون کروبی در حال ثبت‌نام بود. آن موقع سرم رو انداختم پایین و رفتم داخل وزارتخانه. انتهای حیاط و نزدیک در ورودی ساختمان نوشته بود که به طرف محل ثبت‌نام و راهنما زده بود به سمت چپ یعنی مسیری که به ورودی پارکینگ منتهی می‌شد ولی چند مأمور آنجا ایستاده بودند و اجازه ورود نمی‌دادند.

یکی‌شان پرسید کجا؟ گفتم محل ثبت‌نام. پرسید «می‌خوای ثبت‌نام کنی؟» با لبخند جواب دادم که «نه می‌خوام نظارت کنم.» عذرخواهی کرد و گفت «الآن نمی‌شه. کروبی داره ثبت‌نام می‌کنه و درها بسته‌است. این نفراتی هم که می‌بینی همشون میخوان ثبت‌نام کنند. باید چند دقیقه صبر کنی.»

مرتضی بهجک

رفتم بین آن هفت هشت ده نفری که اشاره کرده بود. پیرمردی خمیده پشت را دیدم که با شور و حرارت برای کسی حرف می‌زد. سربازی با خنده گفت «چرا برای اینها می‌گی اینها خودشون رئیس‌جمهور آینده‌ان برو برای مردم بگو.» رفتم جلو گفتم «من مردمم برای من می‌گی جلوی دوربین؟» شدیدا استقبال کرد. بعدا فهمیدم تقریبا انگیزه همه حضار (که در فیلم خواهید دید) یافتن فرصتی بوده برای دیده شدن و حرف زدن جلوی دوربینها!

دو نکته مهم:

۱-صاحب هیچ صدا و تصویری را در این فیلم نمی‌شناسم. به غیر از مأموران نیروی انتظامی بقیه برای ثبت‌نام در انتخابات ریاست‌جمهوری آمده بودند حتی آنهایی که از اوسط کار به طرف ما می‌آیند و به شوخی یا فیلمبرداری مشغول می‌شوند.

مرتضی بهجک

۲-حرفهای جالب و باور نکردنی این شخص موجب شد که ابتدا از خیر انتشارش بگذرم مبادا کسی برداشت تحقیر و تمسخر بکند ولی تأکید چندین باره پیرمرد (حتی بعد از پایان فیلمبرداری) مبنی بر اینکه «بگذارید به من بگویند لاک پشت، به من بخندند، ولی حرفهای مرا به گوش مردم برسانید» باعث شد منتشرش کنم:

دانلود کل فیلم با کیفیت خوب و فرمت mp4 (حجم ۷۱ مگابایت)

دانلود کل فیلم برای موبایل با فرمت 3gp (حجم ۱۵ مگابایت)

قسمت اول در یوتیوب:

قسمت دوم در یوتیوب:

برای آنها که سرعت اینترنتشان مناسب دیدن فیلم نیست: (تصاویر زیر اسکرین شاتهایی از نسخه با کیفیت فیلم هستند روی آنها کلیک کنید)

مرتضی بهجک از زبان خودش:

مرتضی بهجک

  • دانشجوی سال آخر مهندسی الکترونیک به مدت ۵۰ سال است که مطالعه دارم و یک شب بدون مطالعه سر به بالین نگذاشتم. ۲۶ سال است با وجود اینکه جانباز هستم از دانشگاه اخراج شدم جای تأسف است.
  • بنده اتم را کشف کردم. [عکس پایین صفحه] اتم یعنی تجزیه‌ناپذیر، پنج نوع اتم بیشتر نداریم در صورتیکه دانشمندان می‌گن ۱۱۴ نوع… سعدی گفته «بنی‌آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند» این گوهر همون اتم ایرانیمه… ۵ نوع اتم بیشتر نداریم چون فقط ۵ نوع رنگ اصلی داریم: سفید، بی‌رنگ زرد، قرمز، آبی و ۵ مزه اصلی داریم تلخ، شیرین، ترش، شور، تند
  • اعداد بی‌نهایت رقمی رو من می‌تانم بخوانم.

مرتضی بهجک

اهداف

۱-اولین هدف من تبلیغ و ترویج تنها خدا پرستیه

۲-دومین هدفم ریشه کن کردن تمام مشکلات مردم جهانه نه فقط ایران

۳- سومین هدفم آباد سازی بنیادی ایران از طریق کشیدن یک کانال از دریای عمان به کویر لوت و ایجاد یک دریاچه مصنوعی در کویر لوت و ایجاد یک شهرک در کنار اون دریاچه و منتقل کردن مثلا مردم عزیز شهر یزد به داخل اون شهرک و ویران کردن شهر یزد از پایه و از نو ساختنش با آخرین اسلوب مهندسی..

مرتضی بهجک

  • دستفروش هستم. دانشجو‌ هستم ولی توان رهبری کل جهان رو دارم.
  • تمام وزرا و رؤسا رو برکنار می‌کنم ومعاونینشون رو جایگزینشون می‌کنم امیدوارم شما هم همین کار رو بکنید خیلی ساده است.
  • وزیر راه رو عوض می‌کنم چون هنوز معنی راه رو نمی‌دونه
  • معجزه‌ای که در انتظارشین شاپینگ کارده من آمریکایی واردم چون قبلا دانشجوی خلبانی بودم. ۱۳ سال پرواز کردم جبهه این بلا رو سر من آورده ولی دکترها ۹ درصد بهم جانبازی دادن و می‌گن ۹ درصد هم جانبازی نیست پس من رفتم گردو بازی؟ ۲۶ سال هم هست از دانشگاه اخراجم کردن یعنی آزادی تو این مملکت وجود نداره. به چه خاطر؟ چون من باهوش‌ترین دانجشوی جهانم
  • الآن به جای خدا عیسی و موسی پرستش میشه که باعث اختلافه اگر همه خدا رو بپرستند هیچ کس با هم اختلاف نداره، جنگی به وجود نمیاد. [یک جا از واژه مسلمان استفاده کرد سریع گفت ببخشید «خداپرست»]
  • اتم خیلی سادست. […]۲۵۰۰ سال پیش واژه اتم رو به زبان آورد. یک چوب مثلا دستش بوده، این چوب رو کرده دو تیکه یک تیکه‌اش رو انداخته دور، اون نصفه رو کرده دو تیکه یک تیکه رو انداخته دور، انقدر نصف کرده به جایی رسیده که دیگه نصف نمیشه پس اَتم دو تیکه هم نمیشه. اَ یعنی نه، به زبان اوستایی هم یعنی نه، من دارم تحقیق می‌کنم رو خطوط اوستایی و میخی.
  • من همین الآنم رئیس جمهورم چون طرح من داره تو جهان پیاده می‌شه. طرح حذف چهار صفر که قراره تو ایران پیاده بشه سه سال پیش من به یک رئیس‌جمهور دادم. تو کشور ترکیه پیاده شد، تو ونزوئلا پیاده شد، تو برزیل پیاده شد، تو آفریقا پیاده شد، شنیدم همین امروز شنیدم تو روسیه هم پیاده شد پس من رهبر جهانم

[اینجا شدیدا احساساتی شده و هنوز جمله قبلی تمام نشده جمله بعدی را می‌گوید]

  • من واقعیت رو می‌گم، کارت خرید انقلابه، من رهبر انقلاب اسلامی بودم… اولین کسی که گفت بگو مرگ بر شاه من بودم. به خدا من ترس مردم رو ریختم مرگ بر شاه مردم بود که شاه رو فراری داد بقیش شعره

مرتضی بهجک

  • من جانباز به حق ۹۷ درصدم ولی دکترهایی که می‌گن آهن خوراکیه، دکترهایی که می‌گن روی خوراکیه، دکترهایی که می‌گن طلا خوراکیه به من ۹ درصد جانبازی دادن. از آهن خوردن… آهن خوراکیه عزیزان؟ نه بخدا اینا مردم رو نمی‌شناسن آهن خوراکی نیست
  • من برای احمدی‌نژاد نامه نوشتم. نوشتم که از مردم عذربخواه! چرا گفتی گرانی امری طبیعیه؟ گرانی مصوعیه! سیل طبیعیه، برف طبیعیه، باران طبیعیه، زلزله طبیعیه، پول ساخته دست بشره مصنوعیه گرانی هم مصنوعیه. من اگر بگم این ورقها یک میلیارد دلار گرانیه اگر بگم یک ریال ارزانیه.. من نوشتم که عذر بخواه از مردم عذر نخواست! هنوز هم فرصت داره!
  • [در پاسخ به استفاده از وزیر زن] فقط شاهزاده خانمهای عزیزن که کار می‌کنند تو این مملکت، مردها کار نمی‌کنند من اگر بتانم اکثر مسؤلین رو بانوان گرانقدر ایرانی قرار می‌دم.
  • من از همینجا از ملت عزیز آمریکا چون مخلوق خدا هستند عذر می‌خواهم چرا؟ چون یک عده ناآگاه حرفهایی زدند از زبان ما! ما به اون حرفها معتقد نیستیم ما به تمام مردم عزیز جهام احترام می‌گذاریم.
  • احمق‌ترین انسان روی زمین کسی بوده که گفته پول احتیاج به پشتوانه داره. پول نیازی به هیچ پشتوانه‌ای نداره ما آثار باستانی داریم ما ثروتمندترین کشور جهانیم. نیازی به پشتوانه پولی نداریم، مگه جرج بوش ۷۰۰ میلیارد دلار چاپ نکرد؟ با کدام پشتوانه؟ مگر اوباما آمد سر کار بلافاصله ۷۰۰ میلیارد دلار چاپ نکرد؟
  • من حاجی نیستم عزیزان «ای قوم به حج رفته کجایید کجایید؟ معشوق همینجاست بیایید بیایید» من چطور خدا رو ول کنم برم تو سنگ سیاه دنبالش بگردم این حماقته
  • من پیروز نهاییم. هرکدوم از آقایان قول بدین که کارت خرید رو به مردم بدین من کنار می‌کشم من عاشق مقام نیستم.

مرتضی بهجک

  • آقایان محترم به هدف رأی دهید نه به شخصیت طرف به هدف رأی دهید نه به شخصیت طرف!
  • خود من از ناچاری می‌خواستم برم دوبی بگم من اتم را کشف کردم [فرم کپی شده اظهار نامه ثبت اسناد را نشان می‌داد که رویش با خودکار نوشته بود کشف اتم]
  • رسانه‌های جمعی عزیز شما آزادی ندارید اما آزادی خودتان را خودتان گرفته‌اید. وقتی من کشف اتم را آوردم اگر شما پخش می‌کردید چه کسی می‌گفت چرا پخش کردید؟ شما خودتان می‌ترسید. بیایید نترسید بیایید شروع کنید! کاریکاتوری از من چاپ بکنید بگین این بابا می‌خواد رئیس‌جمهور بشه آزادید. به شکل لاک‌پشت بکشید، آزادین! آزادین! ببینم جرئت دارید؟ آزادید. نترسید. من هم یک دوست شمام. من رو لاک‌پشت خطاب بکنید آزادید.

مرتضی بهجک

دادن یا ندادن مسئله باز هم رأی است !

اعلام حضور خاتمی در انتخابات دهم ریاست جمهوری سبب شده تا سؤالی که معمولا روزهای آخر منتهی به انتخابات مورد بحث و مناقشه شهروندان قرار می‌گرفت چندین ماه زودتر در جامعه  رواج پیدا کند:

Iran’s Giant Question Mark: To Vote or Not?

khatami

دقت کنید که سؤال این است «تو رأی می‌دی؟» نه اینکه «به کی رأی می‌دی؟» یعنی مشکل اصلی انتخاب بین رأی ندادن و به خاتمی دادن (به عنوان نماد اصلاح طلبی) است  و کسی هم از سؤال «تو رأی می‌دی؟» آنقدر که به دنبال پیدا کردن تکلیف خویش هست فهمیدن گرایش مخاطب برایش اهمیتی ندارد. انگار همه یک جور فکر می‌کنیم و بنیانهای عقیده و آرمانهایمان یکی است و فقط در راه رسیدنش مانده‌ا‌یم که جواب همدیگر به کار تردیدمان بیاید.

در این میان آن درصد اندکی که تکلیفشان را مشخص می‌دانند (در دادن یا ندادن) طوری از ظن خود یار «اکثریت خاموش» می‌شوند که گوئی اشتراک داشتن در لغت «تغییر» به تنهائی برای صدور همچین احکامی کافی است: «باید به اصلاح طلبان رأی داد»، «رأی دادن کار نادرستی است» (جالب آنکه متصدیان فعلی امور هم با همین شعار تاریخی «تغییر» بر سر کار آمدند و انصافا هم کم تغییر ندادند!)

من شهروند مرددم

ما اکثریت خاموشیم

سرانجام انتخابات با ماست

سؤال: پیچیدن همچین نسخه‌هائی چقدر فردی است؟ رأی دادن یا ندادن هر شخص در شرایط فعلی چقدر به اصول و عقاید، نگاهش به زندگی و میزان تغییری که از جمهوری اسلامی ایران و قانون اساسی‌ش خواستار است ربط پیدا می‌کند؟ شمائی که در موسم انتخابات هم مسلک من می‌نمائی و مرا به رأی دادن تشویق می‌کنی یا از آن برحذر می‌داری چقدر به این چیزها در من و ما توجه می‌کنی؟

با مثال ساده بپرسم: شاید دغدغه بعضی‌ها مسدود نشدن وبلاگشان باشد، بعضی‌ها هم قدم زدن بی‌دردسر با معشوقشان در خیابان را بخواهند بعضی‌ها میزان تخصیص بودجه را  تغییر بسیار مهمی بدانند ولی بعضی دیگر حتی آرزوری رأی گرفتن از مردم و رئیس جمهور شدن این مملکت به عنوان عالی‌ترین مقام را داشته باشند. سؤال این است که تا چقدر خواهان تغییر باشیم می‌توانید رأی دادن یا ندادنمان را توجیه کنید؟

To-Vote-Or-Not-to-Vote

ممکن است بعضی‌ها به زعم خودشان «از این وخیم‌تر نشدن اوضاع را» هم «تغییر» بدانند و از این رو یک جواب ساده به سؤال بالا می‌تواند این باشد که ببینیم تعابیری که از «تغییر» داریم به کدام گروه نزدیک تر است.  ولی قضیه به این سادگیها هم نیست چون ممکن است هر دو گروه مدعی باشند که بنیادی‌ترین تغییرات هم از مسیر اندیشه آنها می‌گذرد ولی قدم به قدم! اصلاح تدریجی یا براندازی نرم. این میان تشخیص طرفداران هر دو «روش تغییر» چنان سخت می‌شود که بعضی موقع خودشان هم نمی‌دانند که مشغول کدام کار در پوشش دیگری هستند!

البته این توهم همسنگری بعد از انتخابات تا حدودی برطرف می‌شودو بسته به نتیجه آن یا  گروهی به خاطر رأی ندادن متهم به بی‌تفاوتی نسبت به سرنوشت کشور می‌شوند و یا خود بعد از به قدرت رسیدن اصلاح طلبان، آنها را متهم به فراموش کردن «تغییر» می‌کنند و خواستار استعفای رئیس جمهور و «عبور» از وی می‌شوند. بهتر نیست پیش از انتخابات ببینیم کجای «صفحه» هستیم؟

***

به حرکت گفتگوی وبلاگی در مورد انتخابات بپیوندید پیش از آنکه مجبور به اعلام برائت از این حرکت به عنوان ابزار تبلیغ کاندیدائی خاص شویم! لطفا نگذارید این فراخوان بیشتر از این به نام بی‌طرفی و بکام خاتمی مصادره شود!