در مورد پرونده یک آقا می‌تونم چیزی به شما بگم؟ بگم؟ نه… بگم؟!

برای فیدخوانها: برای دیدن بروزشده‌ترین نسخه این مطلب خاص حتما آن را در خود وبلاگ بخوانید و برای تکمیل کردن لیست از بخش نظرات نظرات استفاده کنید و دانلودهای آخر مطلب را از دست ندهید.

پرونده تحصیلی زهرا رهنورد در دستان محمود احمدی نژاد

بگم گفته بود «دور سرش هاله نور دیده»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود «ما تو ایران همچنسگرا نداریم»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود «فرار مغزها و سرمایه‌ها نداریم»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود «با حذف قیمت زمین، بهای خانه نصف می‌شود»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود «هاله نو رو برای تخریب من از خودشون درآوردن»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود «ما در این دولت هیچ روزنامه ای رو تعطیل نکردیم»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود «میانگین سن دانشمندان هسته‌ای ما، 17 سال است»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود «مردم از شنیدن اسم دموکراسی حالت تهوع می‌گیرند»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود «در کشور ما طی این دو ساله معجزه‌ی اقتصادی رخ داده»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود «دانشجوی ستاره‌دار مال دولت قبل بود تو این دولت برداشته شد»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود «آقای کردان مظلوم واقع شدند و استیضاح ایشان غیرقانونی است»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود «پنجاه درصد جابه جایی ها در تهران، می تواند با منوریل انجام شود»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود «آمریکا به ایران حمله نمی کند چون من مهندسم و مسائل را تحلیل می کنم.»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود «قیافه روشنفکری می‌گیرند ولی به اندازه بزغاله هم از دنیا فهم و شعور ندارند»! نه… بگم؟!

پرونده احمدی نژاد

بگم گفته بود: «نام «هاشمی» در تاریخ پرافتخار انقلاب با درخشندگی و به نیکی ثبت خواهد شد»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود «یک دختر سیزده/شانزده ساله توانسته است در زیرزمین خانه شان، اورانیوم را غنی کند»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود «امروز همه به این واقعیت معتقدند که در حال حاضر کشور را امام زمان مدیریت می‌کند.»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود «گوجه‌فرنگی ۳۵۰۰ تومان نیست ، هر کی می‌خواد بیاد بغل خونه‌ی ما ۱۲۰۰ تومن بخره؟»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود «رشد تورم 23 درصد( بر طبق نظر مرکز پژوهش های مجلس ) دروغ است. تورم 13 درصد است.»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود «اجازه نمی‌دهند اوباما وارد کاخ سفید بشود.  من مناسبات قدرت در آمریکا را می‌شناسم»!نه… بگم؟!

بگم گفته بود «یه دختر بچه دو ساله … زبونشنون اسپانیولیه .. یه نیگاه کرد به من، گفت: “این محموده ، این محموده.”»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود «سران کشورهای دنیا برای نزدیکی با کشور ما صف کشیده اند، مثل این پیرزن‌ها که در صف زنبیل می گذارند»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود « یک زن (اشاره به خانم فاطمه رجبی) پیدا شده که مردانه حرف می‌زند، آن وقت شما بهش ایراد می‌گیرید؟»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود «بر خلاف نظر بقیه، من معتقدم زنان گیلانی در کنار کار و تلاش روزانه، حریم عفاف و ناموس خود را هم حفظ می‌کنند»! نه! بگم؟!

بگم گفته بود «واقعا مشکل مردم ما الآن شکل موی بچه‌های ماست، به من و تو چه ربطی داره؟ من و تو باید به مشکلات اساسی کشور برسیم»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود «بعضی افراد بی ایمان می‌گویند که ما در هیات دولت، یک صندلی برای آقا خالی می‌گذاریم، در حالی که اگر آقا به هیأت دولت بیاید که تنها نمی آیند! با یارانشان تشریف می آورند»! نه… بگم؟!

بگم سه روز قبل از رأی گیری انتخابات سوم تیر ماه ۱۳۸۴ در حضور ۱۶۰ نمایند مجلس گفته بود:«پول نفت باید سر سفره‌های مردم آورده شود بعدش گفته بود من همچین حرفی نزدم؟»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود «چرا مردم رو دست کم می‌گیریم؟ واقعا انقدر یعنی الآن مشکل کشور ما اینه که مثلا فلان دختر ما فلان لباس رو پوشید؟ این الآن مشکل کشور ما اینه؟ یعنی مشکل مردم ما اینه؟»! نه… بگم؟!

منبع بعضی از نقل قولها

لبخند موسوی و احمدی‌نژاد در پایان مناظره

بگم همین دیشب عین چی دروغ گفته بود که «بلر از ایران عذرخواهی کرده»!


نه…؟ باز هم بگم؟: بفرمائید ، ببینید


یا به قول عزیزی این هم اینجوری بوده که: «آقای بلر من شما رو دوست دارم. خیلی هم دوست دارم. اما از جای نادرستی اطلاعات میگیرید.شما رسماً عذرخواهی کردید.» خودتون خبر ندارید فقط!

پی‌نوشت یک: ویدئوهای لینک شده در انتهای مطلب با عنوان «۹۰ سیاسی» را از دست ندهید که سندی ماندگار در تاریخ جمهوری اسلامی محسوب خواهند شد و برایشان زحمت زیادی کشیده شده است. می‌توانید آنها را دانلود و با تکنولوژی بلوتوث منتشر کنید تا در روزهای آخر منتهی به انتخابات «نه… گفتنیها!» یاد مردم باشد پای صندوقهای رأی!:

دانلود قسمت اول برای موبایل (۵ مگابایت با فرمت 3gp) یا نسخه با کیفیت برای کامپیوتر (۳۱ مگابایت با فرمت mp4)

دانلود قسمت دوم برای موبایل (۵ مگابایت با فرمت 3gp) یا نسخه با کیفیت برای کامپیوتر (۲۹ مگابایت با فرمت mp4)

پی‌نوشت دو: اگر عزیز دیگه‌ای هم خواست «نه… بگه؟» محبت کنه در بخش نظرات بنویسه تا لیست بالا رو تکمیل کنیم.

روی خط وحید بیایید

به یاد دوم خرداد ، به امید بیست و دوم خرداد

۱- اگر از فیدریدر می‌خوانید این فقط قسمتی از کل مطلب است.

۲- برای دیدن در اندازه‌ای بزرگتر روی عکسها کلیک کنید.

گزارش تصویری از مراسم جشن سالگرد دوم خرداد

دوم خرداد ورزشگاه آزادی

دوم خرداد ورزشگاه آزادی

دوم خرداد ورزشگاه آزادی

دوم خرداد ورزشگاه آزادی

این فیلم مربوط به لحظات احساسی ورود خاتمی به سالن است (در یوتیوب ). پیشنهاد می‌کنم به جای آن نسخه با کیفیت‌ترش را از این لینک دانلود کنید. (۲۳ مگابایت)

این صحنه‌ها هم مربوط به تنها اجرای زنده یک خواننده در مراسم است که رسانه‌های دولت نهم بخاطرش فریاد وا اسلاما سرداده بودند: (لینک دانلود ۱۴ مگابایت)

باید بگم تا بحال تجربه مشابهی نداشتم. دریائی متشکل از ۲۵ هزار آدمیزاد در بنائی که معماریش همگان را بر معرکه‌اش مسلط می‌کرد!

دوم خرداد ورزشگاه آزادی

برخلاف دفعه پیش این بار خبری از شعار «مرگ بر دیکتاتور» نبود. این بار وقتی آن کلیپ زیبا به فوت آیت‌الله خمینی رسید کسی دست و سوت نزد گرچه «هیس‌های مبادا»همچمنان بلند بود!

نسلی را دیدم که ۱۲ سال پیش ۱۲ سالشان هم نبود که به یاد آن حماسه گرد هم آمده باشند ولی شوری که با دیدن تصاویر مصدق و شریعتی و طالقانی و بازرگان و جهان‌آرا و همت به سالن می‌دادند و می‌خواستند استادیوم را از جا بکنند نشان می‌داد که می‌دانستند به پاسداشت چه آمده‌اند.

دوم خرداد ورزشگاه آزادی

عاتقه صدیقی همسر شهید رجائی

بعد از سخنان محسن امین زاده خبر حضور عاتقه صدیقی (همسر شهید رجائی) غافلگیرمان کرد. همسر کسی که اعتبارش را احمدی‌نژاد مصادره کرده و اسمش را فاطمه رجبی! وی با شعار «احمدی حیا کن ، رجائی را رها کن» حضار پشت تریبون قرار گرفت و ضمن تأکید بر اینکه اگر بنا بر مقایسه باشد مهندس موسوی نزدیکترین فرد از لحاظ شخصیتی و سیاسی به شهید رجائی است اظهار امیدواری کرد که در صورت پیروزی احتمالی وی و ایجاد هر ۹ روز یک بحران، مردم ایران با همین احساسات پاک از او حمایت کنند. فیلمش را اینجا ببینید.

دوم خرداد ورزشگاه آزادی

گرچه دوستان میرحسینی لطف داشتند و دریافت کارت تردد به VIP میسر بود ولی اصرارم به حفظ رویه همیشگی مبنی بر دیده نشدن ورژن آفلاینم و حضور مستقل به عنوان یک شهروند باعث شد نتوانم از سکوی اصلی عکاسان و خبرنگاران بیشتر نفوذ کنم. از آن فاصله هم تله ۲۰۰ من در کنار تلسکوپ خبرنگاران حاضر کارآئی خاصی نداشت.

دوم خرداد ورزشگاه آزادی

فیدخوانهای عزیز بقیه مطلب به همراه حدود ۳۰ عکس دیگر را می‌توانید در خود وبلاگ ببینید.

دوم خرداد ورزشگاه آزادی

همچنان روی خط وحید باشید

ادامه مطلب به یاد دوم خرداد ، به امید بیست و دوم خرداد

دادن یا ندادن مسئله باز هم رأی است !

اعلام حضور خاتمی در انتخابات دهم ریاست جمهوری سبب شده تا سؤالی که معمولا روزهای آخر منتهی به انتخابات مورد بحث و مناقشه شهروندان قرار می‌گرفت چندین ماه زودتر در جامعه  رواج پیدا کند:

Iran’s Giant Question Mark: To Vote or Not?

khatami

دقت کنید که سؤال این است «تو رأی می‌دی؟» نه اینکه «به کی رأی می‌دی؟» یعنی مشکل اصلی انتخاب بین رأی ندادن و به خاتمی دادن (به عنوان نماد اصلاح طلبی) است  و کسی هم از سؤال «تو رأی می‌دی؟» آنقدر که به دنبال پیدا کردن تکلیف خویش هست فهمیدن گرایش مخاطب برایش اهمیتی ندارد. انگار همه یک جور فکر می‌کنیم و بنیانهای عقیده و آرمانهایمان یکی است و فقط در راه رسیدنش مانده‌ا‌یم که جواب همدیگر به کار تردیدمان بیاید.

در این میان آن درصد اندکی که تکلیفشان را مشخص می‌دانند (در دادن یا ندادن) طوری از ظن خود یار «اکثریت خاموش» می‌شوند که گوئی اشتراک داشتن در لغت «تغییر» به تنهائی برای صدور همچین احکامی کافی است: «باید به اصلاح طلبان رأی داد»، «رأی دادن کار نادرستی است» (جالب آنکه متصدیان فعلی امور هم با همین شعار تاریخی «تغییر» بر سر کار آمدند و انصافا هم کم تغییر ندادند!)

من شهروند مرددم

ما اکثریت خاموشیم

سرانجام انتخابات با ماست

سؤال: پیچیدن همچین نسخه‌هائی چقدر فردی است؟ رأی دادن یا ندادن هر شخص در شرایط فعلی چقدر به اصول و عقاید، نگاهش به زندگی و میزان تغییری که از جمهوری اسلامی ایران و قانون اساسی‌ش خواستار است ربط پیدا می‌کند؟ شمائی که در موسم انتخابات هم مسلک من می‌نمائی و مرا به رأی دادن تشویق می‌کنی یا از آن برحذر می‌داری چقدر به این چیزها در من و ما توجه می‌کنی؟

با مثال ساده بپرسم: شاید دغدغه بعضی‌ها مسدود نشدن وبلاگشان باشد، بعضی‌ها هم قدم زدن بی‌دردسر با معشوقشان در خیابان را بخواهند بعضی‌ها میزان تخصیص بودجه را  تغییر بسیار مهمی بدانند ولی بعضی دیگر حتی آرزوری رأی گرفتن از مردم و رئیس جمهور شدن این مملکت به عنوان عالی‌ترین مقام را داشته باشند. سؤال این است که تا چقدر خواهان تغییر باشیم می‌توانید رأی دادن یا ندادنمان را توجیه کنید؟

To-Vote-Or-Not-to-Vote

ممکن است بعضی‌ها به زعم خودشان «از این وخیم‌تر نشدن اوضاع را» هم «تغییر» بدانند و از این رو یک جواب ساده به سؤال بالا می‌تواند این باشد که ببینیم تعابیری که از «تغییر» داریم به کدام گروه نزدیک تر است.  ولی قضیه به این سادگیها هم نیست چون ممکن است هر دو گروه مدعی باشند که بنیادی‌ترین تغییرات هم از مسیر اندیشه آنها می‌گذرد ولی قدم به قدم! اصلاح تدریجی یا براندازی نرم. این میان تشخیص طرفداران هر دو «روش تغییر» چنان سخت می‌شود که بعضی موقع خودشان هم نمی‌دانند که مشغول کدام کار در پوشش دیگری هستند!

البته این توهم همسنگری بعد از انتخابات تا حدودی برطرف می‌شودو بسته به نتیجه آن یا  گروهی به خاطر رأی ندادن متهم به بی‌تفاوتی نسبت به سرنوشت کشور می‌شوند و یا خود بعد از به قدرت رسیدن اصلاح طلبان، آنها را متهم به فراموش کردن «تغییر» می‌کنند و خواستار استعفای رئیس جمهور و «عبور» از وی می‌شوند. بهتر نیست پیش از انتخابات ببینیم کجای «صفحه» هستیم؟

***

به حرکت گفتگوی وبلاگی در مورد انتخابات بپیوندید پیش از آنکه مجبور به اعلام برائت از این حرکت به عنوان ابزار تبلیغ کاندیدائی خاص شویم! لطفا نگذارید این فراخوان بیشتر از این به نام بی‌طرفی و بکام خاتمی مصادره شود!